تبلیغات
PDSW - هفت استراتژی ترکیه در سوریه

PDSW

Public Diplomacy and Soft War - PDSW

 محمد یزدان‌پناه/ بازخوانی نقش ترکیه در بحران فراگیر منطقه‌ای؛

«هفت استراتژی ترکیه در سوریه»

آنکارا از آغاز بحران سوریه به ترتیب از استراتژی‌های «حفظ وضع موجود»، «درگیری محتاطانه»، «تهدید نظامی» و... استفاده کرده است؛ اما به دلیل شکست در برنامه‌ریزی‌های خود، ناچار به تغییر این مواضع در برابر دمشق شده است.

بحران سوریه از روزهای شروع خویش در مرکز توجهات بین‌المللی بوده است. این بحران از پیچیدگی قابل توجهی برخوردار است که تمام سطوح تحلیلی داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی را در بر می‌گیرد. از این رو، بحران مذکور تنها عرصه‌ی کشمکش و منازعه‌ی مردم و دولت سوریه نبوده است، بلکه میدانی برای منافع و مطامع کشورهای مختلف نیز به شمار می­رود. در این میان، ترکیه و سیاست خارجی آن چالش­های حادی را تجربه کرده است. این چالش‌ها در مواضع گوناگون و بعضاً متناقض ترکیه در قبال بحران سوریه قابل رؤیت هستند.

به طور کلی، واکنش‌ها و عکس‌العمل‌های ترکیه در قبال بحران سوریه را می‌توان در 7 استراتژی مجزا دسته‌بندی نمود. هر یک از این راهبردها وجوه خاصی از سیاست خارجی ترکیه را به نمایش می‌گذارند. با این حال، وجه مشترک همه‌ی این مواضع و استراتژی‌ها وجود شکاف میان توانایی‌ها و تمایلات ترکیه در منطقه است. با بهره‌گیری از نظریه‌ی دیپلماسی قهرآمیز، نتیجه‌ی سیاست خارجی ترکیه در برابر بحران سوریه را می‌توان «پذیرش واقعیت» دانست که آنکارا را مجبور به تجدید نظر در سیاست‌های مداخله‌جویانه‌ی خویش نمود. ترکیه­ای که تا یک قدمی جنگ با نظام بشار اسد پیش رفته بود، مجبور به عقب‌نشینی شد، مناسبات خود با گروه‌های کردی عراق را گسترش داد و فرآیند بحث‌برانگیز مذاکره با زندان ایمرالی را کلید زد؛ به طوری که تعجب همگان را بر انگیخت. در واقع، عدم امکان پیش‌بینی قطعی روندهای آتی، ترکیه را به سمت خویشتن‌داری بیشتر در بحران سوریه سوق داد.

مواضع و استراتژی‌های ترکیه در قبال بحران سوریه

با به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه در سال 2002، همکاری‌های دو کشور در عرصه‌های گوناگون تجاری و دیپلماتیک ارتقای چشمگیری یافت که در چارچوب دکترین به صفر رساندن تنش‌ها با همسایگان ترکیه صورت می‌گرفت؛ طوری که به نظر می‌رسید روند نزدیک شدن دو کشور به همدیگر ادامه داشته باشد. اما وقوع بیداری اسلامی بسیاری از اهداف جاه‌طلبانه‌ی ترکیه را تحت‌الشعاع خویش قرار داد و روابط مطلوبی که ترکیه به ابتکار خویش با نظام‌های اقتدارگرای عربی برقرار نموده بود به چالش کشیده شد که بارزترین مصداق آن مورد سوریه و تشدید تنش‌های داخلی در این کشور همسایه بود. بنابراین، پاسخ‌ها و واکنش‌های ترکیه به بحران سوریه از شروع آن (مارس 2011) تا کنون را می‌توان به 7 مرحله‌ی اساسی تقسیم نمود که 6 مرحله را مورد آزمون قرار داده است و هم‌اکنون در مرحله‌ی هفتم قرار دارد. این مواضع عبارت‌اند از:

در زمستان 2011 و پس از سپری شدن 8 ماه از آغاز بحران، اردوغان، برای اولین‌بار، خواستار کناره‌گیری بشار اسد از قدرت شد و احمد داوود اوغلو سوریه را تهدید به تحریم اقتصادی کرد. این اقدام در هماهنگی با دولت‌های عربی منطقه و مشخصاً تحریم‌های اتحادیه‌ی عرب صورت می‌گرفت.

مرحله‌ی اول) محرکه‌های سیاسی: موضع حفظ وضع موجود

این مرحله از شروع بحران تا تابستان 2011 ادامه داشت که در چارچوب آن، رهبران ترکیه معتقد به دادن زمان به رژیم بشار اسد برای اصلاحات بودند. آنکارا، در این مرحله، از اتخاذ موضع شفاف طفره رفته و به دنبال ایجاد محرکه‌های سیاسی برای رژیم مذبور بود. برخورداری از روابط اقتصادی مطلوب و صعودی در کنار آگاهی به روابط تاریخی سوریه، با گروه‌های معارض کردی، موجبات حساسیت بحران سوریه را برای ترکیه فراهم کرده بود. حضور و نفوذ بازیگران دولتی و غیردولتی بین‌المللی در سوریه از قبیل روسیه، ایران و حماس بر پیچیدگی مسئله می‌افزود؛ چرا که ترکیه در حال بهبود روابط با این کشورها و بازیگران بود. هرگونه اقدام نسنجیده و شتاب‌زده از سوی ترکیه می‌توانست موازنه‌ی استراتژیک موجود و روابط منطقه‌ای ترکیه را تخریب نماید.

مرحله‌ی دوم) اجبار اقتصادی: موضع درگیری محتاطانه

در زمستان 2011 و پس از سپری شدن 8 ماه از آغاز بحران، رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر ترکیه، برای اولین بار خواستار کناره‌گیری بشار اسد از قدرت شد و احمد داوود اوغلو، وزیر خارجه‌ی ترکیه، سوریه را تهدید به تحریم اقتصادی کرد. این اقدام در هماهنگی با دولت‌های عربی منطقه و مشخصاً تحریم‌های اتحادیه‌ی عرب صورت می‌گرفت. با این حال، عبدالله‌ گل، رئیس‌جمهور ترکیه، احتمال هر گونه مداخله‌ی نظامی را رد نمود و اظهار کرد که راه‌حل بحران سوریه باید داخلی باشد.

ترکیه، که از آغاز بیداری اسلامی به دنبال برقراری موازنه در روابط خویش با کشورهای اسلامی منطقه از یک سو و متحدین غربی خویش از سوی دیگر بود تا خودمختاری بیشتری در سیاست خارجی‌اش داشته باشد، لکن به تدریج به سمت متحدین غربی خویش کشیده شد؛ به طوری که در اوایل 2012 با نصب سیستم رادارهای ضد موشک‌های بالستیک ناتو در خاک ترکیه موافقت کرد که موجبات نگرانی و آزردگی خاطر جمهوری اسلامی ایران و سوریه را فراهم ساخت. در این مرحله، احتمال مداخله‌ی غرب در سوریه با مخالفت‌های روسیه، چین و ایران مواجه گردید. علاوه بر این، هر گونه جنگی در منطقه پیامدهای نامشخصی بر امنیت ملی ترکیه و ثبات منطقه‌ای به همراه داشت.

واقعیت این است که پتانسیل و قدرت ترکیه برای مدیریت چنین بحران چندبعدی (سوریه) کافی نبود. ابزارها و استراتژی‌های گوناگونی که از سوی آنکارا  طی بحران مذکور به کار گرفته شد، مغایر با سنت میانجیگری این کشور در منازعات قبلی منطقه‌ای بود. به عبارت روشن‌تر، بحران پیچیده و چندبعدی سوریه، نیازمند یک میانجیگر فعال و بی‌طرف بود؛ امری که دولت ترکیه به واسطه‌ی تعلقات فرقه‌ای خویش قادر به ایفای آن نگردید.

مرحله‌ی سوم) اولین تهدید نظامی: موضع درگیری کامل

همگام با افزایش فشارهای بین‌المللی علیه رژیم اسد، ترکیه به نقطه‌ای رسید که در اوایل 2012، سوریه را تهدید به هجوم نظامی کرد. این تهدید پس از حمله‌ی رژیم اسد به مناطق مرزی دو کشور روی داد که به جریان عظیم پناهندگان به ترکیه منجر شد. همچنین فرصتی برای ترکیه برای مطرح کردن بحث احداث منطقه‌ی پرواز ممنوع فراهم آورد، لکن مشکلات عدیده‌ای در مقابل ترکیه قرار داشت. به طور کلی، موضع ترکیه به علت ارتباط موضوع به امنیت خویش تشدید می‌گردید.

مرحله‌ی چهارم) تهدید به استفاده از اهرم ناتو: موضع احساس نیاز به متحدین

پس از اصابت موشک‌های ارتش سوریه به مجاورت کمپ پناهندگان سوری در ترکیه، اردوغان از نیاز به واکنش سازمان ملل و همچنین به‌کارگیری ماده‌ی 5 ناتو توسط ترکیه صحبت به میان آورد. طبق این ماده، سایر اعضای ناتو می‌بایست از ترکیه در قبال تجاوزات سوریه حمایت به عمل آورند. هرچند این اظهارات بیشتر به مثابه‌ی مانور سیاسی برای افزایش فشار بر دولت اسد به شمار می‌رفت، هم‌زمان نشانگر نیاز ترکیه به کمک‌های دیپلماتیک و نظامی بین‌المللی بود.

مرحله‌ی پنجم) درخواست مداخله‌ی نظامی: موضع احساس نیاز به همراهی بین‌المللی

به دنبال سرنگونی جنگنده‌ی ترکیه بر فراز آسمان سوریه توسط ارتش سوریه، شرایط وخیم‌تر گردید. به‌رغم تهدیدات اردوغان مبنی بر پاسخ قاطع به دولت سوریه، واکنش آنکارا نرم و آرام بود. هنوز تنش‌ها نخوابیده بود که بمباران مناطق مرزی ترکیه منجر به کشته شدن پنج غیرنظامی این کشور شد. دولت ترکیه این اقدامات را بی‌پاسخ نگذاشت و داوود اوغلو آشکارا خواستار مداخله‌ی قدرت‌های بزرگ همچون ایالات متحده و بریتانیا جهت جلوگیری از وقوع فاجعه‌ی انسانی دیگر در سوریه و شعله‌ور شدن آتش‌سوزی‌ها به کل منطقه گردید. در این مرحله، ترکیه دیگر تهدید به مداخله‌ی یک‌جانبه نمی‌کند، بلکه به دنبال ائتلاف‌سازی بین‌المللی است. با این حال، اهداف ترکیه در سوریه مشخص نیست که آیا به دنبال تغییرات ساختاری در سوریه است یا تغییرات سطحی؟ اما یک نقطه واضح است و آن این که ترکیه خود را گرفتار گرداب سوریه (خیل عظیم پناهندگان، ناامنی مرزی و افزایش تحرکات پ.ک.ک) کرد و لاجرم به جست‌وجوی کمک‌های بین‌المللی متمایل گردید. در نتیجه، عدم توازن بین اهداف اولیه و ابزارهای ترکیه در قبال بحران سوریه نمایان گردید.

مرحله‌ی ششم: جست‌وجو برای یافتن راه‌حل‌های دیگر: موضع احساس نیاز به همکاری با همسایگان

سازمان ملل متحد، ایالات متحده و ناتو نتوانستند کمک قابل توجهی به ترکیه جهت امن‌سازی مناطق مرزی خویش با سوریه و مدیریت بحران مذکور ارائه دهند. لذا، نخست‌وزیر ترکیه ملاقاتی غیرمقرره با رئیس‌جمهور ایران، محمود احمدی‌نژاد، برگزار نمود. با توجه به نقش حوادث سوریه در تخریب روابط ایران‌ـ‌ترکیه و نقش بارز تهران در حمایت رژیم اسد، این جلسه مهم ارزیابی می‌شد. هرچند نتایج محسوسی از این ملاقات به دست نیامد، اما نشانگر تغییر موضع ترکیه به یافتن راه‌حل منطقه‌ای و یاری گرفتن از کشورهای همسایه و تأثیرگذار در بحران سوریه است.
 
همگام با افزایش فشارهای بین‌المللی علیه رژیم اسد، ترکیه به نقطه‌ای رسید که در اوایل 2012، سوریه را تهدید به هجوم نظامی کرد. این تهدید پس از حمله‌ی رژیم اسد به مناطق مرزی دو کشور روی داد که به جریان عظیم پناهندگان به ترکیه منجر شد. همچنین فرصتی برای ترکیه برای مطرح کردن بحث احداث منطقه‌ی پرواز ممنوع فراهم نمود، لکن مشکلات عدیده‌ای در مقابل ترکیه قرار داشت.

مرحله‌ی هفتم) تحریک ایالات متحده به مداخله‌ی یک‌جانبه: موضع همکاری نزدیک با هژمون جهانی و تجدید قوای داخلی

بی‌نتیجه بودن گفت‌وگوها با متحدین بشار اسد نظیر جمهوری اسلامی ایران و روسیه، ترکیه را بار دیگر به سمت غرب سوق داد؛ به طوری که اردوغان از ناتو خواست که با استقرار موشک‌های پاتریوت در مناطق مجاور خویش با سوریه موافقت کند که بلافاصله مورد پذیرش قرار گرفت. تغییرات در دولت جدید اوباما با حضور افرادی همچون جان کری، چاک هگل و جان برنان و اولویت استراتژی مهار و موازنه‌سازی در برابر جمهوری اسلامی ایران بر هر گونه ماجراجویی نظامی، مزید بر علت شد تا آنکارا و واشنگتن بیش از پیش به هم نزدیک شوند. به عبارت دیگر، سیاست جدید واشنگتن بهره‌گیری از سردی روابط سیاسی تهران‌ـ‌آنکارا ناشی از بحران سوریه است. آمریکا در نظر دارد، با ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی، کشورهای بزرگ اسلامی را در مقابل یکدیگر قرار دهد تا از این رهگذر، بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای، به اهداف بلندمدت خود در منطقه، که همانا حفظ امنیت و موجودیت رژیم اسرائیل و تحدید قدرت ایران است، دست یابد. تلاش برای آشتی میان اسرائیل و ترکیه نیز در همین راستا قابل ارزیابی است. 

به‌رغم اشتراک منافع بنیادی میان آمریکا و ترکیه، این دو کشور در برخی از موضوعات و مسائل منطقه‌ای، اختلاف نظر‌های عمیقی با هم دارند. دمکرات‌های معتدل در آمریکا، مواضع تند آنکارا در بحران سوریه را منشعب از گرایشات فرقه‌ای و اخوانی حزب عدالت و توسعه تلقی می‌کنند. در مقابل، مقامات ترکیه نیز دولت اوباما را به نرمی بیش از حد در بحران سوریه و سستی در ارسال تجهیزات نظامی سنگین به مخالفان و گروه‌های تروریستی متهم می‌کنند. در واقع، سیاست صبر و انتظار واشنگتن در قبال بحران سوریه چندان خوشایند دولتمردان ترکیه نیست؛ زیرا تداوم بحران مذکور و فرسایشی شدن آن، هدف اساسی حزب حاکم عدالت و توسعه را که همانا خلع بشار اسد از قدرت است، کم‌رنگ می‌کند.

در طرف دیگر، حوادث و رویدادهای سوریه به ترک‌ها نشان داد که محدودیت‌های داخلی، مانع عمده‌ای در مقابل اهداف منطقه‌ای و بین‌المللی این کشور محسوب می‌شوند. طولانی شدن بحران سوریه بار دیگر پاشنه‌ی آشیل ترکیه را در رویارویی‌های منطقه‌ای و بین‌المللی برجسته ساخت که همانا وجود عملیات تروریستی در مناطق جنوب شرقی این کشور است. عملیاتی که با تشدید بی‌ثباتی‌های منطقه‌ای، می‌تواند به سایر نقاط ترکیه نیز گسترش یابد. لذا پروسه‌ی اصلاحات کردی با جدیت بیشتری از سوی اردوغان و همکارانش دنبال می‌شود تا هم ضعف‌های داخلی ترکیه را برطرف سازد و هم فرصت بازیگری و مداخله‌گری بیشتر را در مناطق مجاور ترکیه فراهم نماید.

نتیجه‌گیری

طی دهه‌ی گذشته، ترکیه سیاست خارجی فعالی را به نمایش گذاشته است که در اظهارات مقامات و مواضع گوناگون این کشور مشخص است. آنکارا در برخی از مواقع بسیار جاه‌طلب و حتی در مقابل متحدین غربی خویش مغرور بوده است؛ اما بحران سوریه آزمون دشواری برای سیاست خارجی این کشور محسوب می‌شود و نیاز این کشور به حمایت‌های بین‌المللی و متحدین خویش را آشکار می‌سازد.

 واقعیت این است که پتانسیل و قدرت ترکیه برای مدیریت چنین بحران چندبعدی‌ای کافی نبود. ابزارها و استراتژی‌های گوناگونی که از سوی آنکارا طی بحران مذکور به کار گرفته شد، مغایر با سنت میانجیگری این کشور در منازعات قبلی منطقه‌ای بود. به عبارت روشن‌تر، بحران پیچیده و چندبعدی سوریه نیازمند یک میانجیگر فعال و بی‌طرف بود؛ امری که دولت ترکیه به واسطه‌ی تعلقات فرقه‌ای خویش، قادر به ایفای آن نگردید.

علاوه بر این، موازنه‌ای که ترکیه در روابط خویش با غرب و شرق ایجاد کرده بود در کوران بحران سوریه به هم خورد و این کشور لاجرم به سمت غرب متمایل گردید و روابطش با ایران و سوریه تیره‌تر شد. با این حال، مهم‌ترین مشکل ترکیه ناشی از یک زخم تاریخی بود که همان بحران کردهاست. لذا حزب عدالت و توسعه به رهبری اردوغان به سرعت مشغول عملیاتی کردن درس‌های برآمده از بحران سوریه گردیده است تا تأثیرات سوء ناشی از تداوم ناآرامی‌ها در سوریه را بر پروسه‌ی اصلاحات داخلی و پرستیژ خارجی ترکیه کاهش دهد.(*)

محمد یزدان‌پناه؛ این مطلب اصل مقاله‌ی ارائه شده در اولین نشست تخصصی اندیشکده‌ی برهان در تاریخ19/2/1392 است.
*محمد یزدان‌پناه؛ کارشناس مسائل بین‌الملل



        1+


دیپلماسی عمومی و جنگ نرم
Public Diplomacy and Soft War

Pishgam


Last Posts


Blog Stats

  • Total Visits :
  • Visits today :
  • Visits yesterday :
  • Visits this month :
  • Visits month ago :
  • Total Authors :
  • Total Posts :
  • Last visit :
  • Last Updated :
  • Today's Date :

PDSW - Logo




 Copyright © 2010 - 2013 PDSW News Service. IR. All Rights Reserved.
 Resources (Content :) borhan.ir , irdiplomacy.ir , jangnarm.com
 Available for all browsers.
Search Engine Submission - AddMe Meta Tags Generator - AddMe Powerful Search Engine Submission Tips تبادل لینک - تبادل لینک