تبلیغات
PDSW - گرانیگاه اصولگرایان | اقتدار ملی و تغییر در موازنه قدرت

PDSW

Public Diplomacy and Soft War - PDSW

«گرانیگاه اصولگرایان»

مبانی و چارچوب اصولگرایی و حرکت حول یک گفتمان مشترک که وام گرفته از مفاهیم ارزشمند و ماندگار انقلاب اسلامی و آموزه‌های امام راحل است، قطعاً مهم‌ترین محور و گرانیگاه برای اصولگرایی در دوره جدید است. شاید برخی بدرفتاری‌های سیاسی و خودخواهی‌های منفعت‌طلبانه توسط بخش کوچکی از جریان بزرگ اصولگرایی، نگاه رقبای انتخاباتی اصلاح‌طلب و بیش از همه دشمنان قسم‌خورده انقلاب که با شکل‌گیری اصولگرایی در آغازین سال‌های دهه 80، سناریوهای خود را شکست خورده می‌دیدند، امیدوار کرده باشد ولی همه می‌دانند درخت تنومند اصولگرایی با برخی گفتمان‌های تصنعی که از منابع ناهمسو با آموزه‌ها و شعارهای اصولگرایی ناب ارتزاق می‌کنند، نمی‌تواند در ادامه این مسیر روشن خللی ایجاد نماید. جبهه پایداری انقلاب اسلامی به عنوان یکی از اضلاع مهم جریان اصولگرایی، باز هم ابتکار عمل را به دست گرفت و با برگزاری همایشی بزرگ و دعوت از اضلاع همسو با گفتمان و ادبیات اصولگرایی، کید دشمنان را به خودشان بازگرداند. اگر قرار است گفتمان اصولگرایی فارغ از افرادی که ممکن است بخشی از آنها در گذر زمان دچار تغییر و تحول شده و در مسیری خارج از چارچوب اصولگرایی حرکت کنند و همواره جریان هدایتگری جامعه را بر عهده داشته باشد، باید از برخی رفتارهای نسنجیده و آسیب‌زا به جریان بزرگ اصولگرایی برحذر باشد یا به تعبیر دیگر از کشمکش‌های درون‌گروهی که موجبات خرسندی دشمنان بیرونی و درونی نظام را فراهم می‌کند، خودداری نماید چرا که شاید بیش از هر عامل دیگری بتوان کشمکش‌های درون‌گروهی را در کارکرد مثبت یا منفی گروه‌های سیاسی برای پیگیری اهداف و برنامه‌های طراحی شده مؤثر دانست. بارها دیده‌ایم دامنه برخی کشمکش‌های گروهی منجر به فروپاشی جریان، حزب یا یک یا چند گروه سیاسی که روزگاری همه آنها در زیر یک چتر قرار داشتند، شده است. دولت برآمده از دوم خرداد از مصادیق بارزی است که می‌تواند عبرتی برای جریان اصولگرایی حاکم بر کرسی قدرت باشد.

بر هر فعال سیاسی روشن است که موقعیت یک گروه سیاسی مرهون انسجام درونی است. وقتی انسجام نباشد انرژی‌های فراوان هدر می‌رود و توانایی‌های گروه به شدت کاهش می‌یابد. شاید از همین منظر باشد که امیل دورکیم آن جامعه‌شناس معروف غربی بیان می‌کند: «جامعه براساس اشتراک مساعی افراد و رهبری خردمندانه برگزیدگان استوار است. طبیعی است در این رهگذر اگر رشته همکاری بگسلد و مسئولان امور نسبت به وظایف خود بی‌اعتنا‌ باشند، شالوده نظام اجتماعی و حتی گروهی فرو می‌ریزد.» آنچه در این مقطع حساس از اهمیتی مضاعف برخوردار است، تلاش برای همگرایی بیشتر در درون جبهه اصولگرایی و توجه به رهنمودهای خردمندانه برگزیدگان جماعتی است که از سر دلسوزی در قالب‌های 8+7 یا هر عنوان دیگری گرد هم آمده‌اند تا همه را حول یک محور و گفتمان سازمان دهند.

در این رهگذر، قطعاً وظیفه مسئولان امور و پیشکسوتانی که دل در گرو نظام و انقلاب سپرده‌اند، بیشتر است چرا که امروز همان تهدیدات و کشمکش‌ها که روزگاری موجب فروپاشی جبهه اصلاح‌طلبان شد، جریان بزرگ اصولگرایی را نیز تهدید می‌کند و اگر رهبران فعال و عقلای سیاسی این جماعت نیز خردمندانه به دنبال رفع منفذهای ورودی تهدیدات و کشمکش‌های بی‌حاصل نباشند، چه بسا تجربه تلخ چند سال گذشته که گریبان اصلاح‌طلبان را گرفت،‌بار دیگر در جریانی اصیل تکرار گردد. دوم خرداد یک شبه از هم نپاشید که هر گروه سیاسی جدید فعال در عرصه اجتماعی امروز برخود ببالد که زمینه فروپاشی را ندارد، سرآغاز این فروپاشی از سهم‌خواهی‌های بی‌ضابطه که اتفاقاً در درون حزب دولت‌ساخته دوم خرداد کلید خورد، آغاز شد و پایان آن نیز منجر به طیف‌بندی‌هایی بود که هیچ تعهدی به گفتمان و مانیفست اصلاح‌طلبی نداشتند.

برگزاری همایش‌ها و نشست‌های مختلف در درون جریان بزرگ اصولگرایی نه تنها اشکالی ندارد، بلکه این همایش‌ها، فراخوان‌ها و نشست‌ها می‌تواند اصولگرایان را حول یک محور و گفتمان همگرا کند، مشروط بر اینکه اولاً همه طیف‌های مختلف اصولگرایی متعهد شوند از یک چارچوب مفهومی مشترک و یک گفتمان واحد حمایت کرده و مبلغ این گفتمان باشند و از هر آنچه به این گفتمان خلل و آسیب وارد می‌کند، حذر نمایند، ثانیاً تمام تلاش خویش را مصروف کنند در همایش‌ها و نشست‌های خود از نمایندگان یا حداقل ایدئولوگ طیف‌های جریان اصولگرایی دعوت به عمل آورند تا در بستر این نشست و برخاست‌ها به یک مفهوم مشترک نائل آمده و اختلافات را به حداقل برسانند. از این منظر برخلاف رسانه‌های دوم خردادی که برگزاری همایش جبهه پایداری انقلاب اسلامی را شکاف در اردوگاه اصولگرایی و نوعی فرصت برای اصلاح‌طلبان می‌پندارند، نگارنده بر این اعتقاد است که این همایش و هر نوع همایشی از این جنس موجب تقویت جریان بزرگ اصولگرایی و همگرایی بیشتر آنها برای انتخابات مجلس خواهد بود.

حسن رشوند

«اقتدار ملی و تغییر در موازنه قدرت»

در كشاكش رقابت‌های نه‌چندان خوشایند گروه‌ها و جریان‌های سیاسی كشور برای كسب سكوهای قدرت كه متأسفانه مناسب‌ترین فرصت را برای نفوذ و اثرگذاری نظام سلطه بر فرآیند تحولات سیاسی كشور فراهم می‌آورد، در عرصه دیگر تلاش‌ها و مجاهدت‌های سلحشوران سپاه اسلام در عرصه‌های مختلف زمینی، دریایی و هوایی آنچنان ابهت و اقتداری به نظام اسلامی داده است كه ضمن تثبیت موقعیت نظام اسلامی، آسیب‌ها و ضعف‌های عرصه سیاسی را جبران كرده است.

یكی از این نماد‌ها اقدام قدرتمندانه سپاه در مقابله با گروهك‌های تروریستی‌ در غرب كشور است كه رعب را نه تنها در دل آنها و حامیان منطقه‌ای‌شان افكنده ، بلكه قدرت‌های جهانی را نیز نگران كرده است و نشان می‌دهد كه به رغم گذشت بیش از 20 سال از دوران دفاع مقدس، این صلابت و اقتدار نظام اسلامی است كه تعیین‌كننده و تنظیم‌كننده تعاملات منطقه‌ای و جهانی است. نمادهای دیگر این عرصه حضور قدرتمندانه نیروی دریایی ارتش و سپاه در آب‌های منطقه و آب‌های آزاد جهان است كه به شدت بر روندهای منطقه اثر گذاشته است.

در این زمینه مقام معظم رهبری در سخنان اخیرشان در سفر به بندرعباس، نیروی دریایی ارتش و سپاه را مظهر اقتدار ملت ایران در دفاع از منافع كشور در خلیج فارس و دریای عمان دانستند و یادآور شدند كه: «امروز شرایط با گذشته بسیار متفاوت است و ساحل ممتد و طولانی این منطقه در اختیار دولتی مستقل و ملتی سرافراز و بیدار است كه قدرت و اراده ملی خود را می‌شناسد و با اتكا به خداوند، اراده خود را بر هر قدرت سیاسی و نظامی تحمیل و او را مجبور به عقب‌نشینی خواهد كرد.»

ایشان با اشاره به سرسپردگی برخی از كشورهای منطقه به بیگانه به تحولی كه با پیروزی انقلاب اسلامی در منطقه به وجود آمده است اشاره كرده و می‌فرمایند: «دورانی كه قدرت‌های مستكبر با حضور نظامی برای ملت‌ها تعیین سرنوشت می‌كردند گذشته است و حتی اگر برخی دولت‌های منطقه همچنان تمایل به تبعیت از دستورات قدرت‌های مستكبر داشته باشند، ولی ملت‌های منطقه هوشیار و بیدار شده‌اند و حضور نظامی بیگانگان در منطقه را موجب ناامنی می‌دانند. ما هیچ كشوری را به رویارویی و جنگ تشویق نكرده‌ایم و نخواهیم كرد و تا جایی كه بتوانیم از هر رویارویی تصادفی یا حساب شده نیز پرهیز خواهیم كرد، اما كسانی كه پیشرفت خود را با تحكم و زورگویی تأمین می‌كنند، باید در مقابل خودشان یك ملت مقتدر را احساس كنند.»

اما فارغ از راهبردهای دشمن برای تضعیف وحدت و انسجام ملی كه مقام معظم رهبری در جریان همین سفر به ابعادی از آن اشاره داشتند، اذعان به اقتدار ملت ایران نشان دهنده تغییر در موازنه تحولات منطقه‌ای است.

كمتر از دو هفته پیش جیمز اشتاینبرگ، معاون وزیر امورخارجه امریكا با اذعان به زورآزمایی سنگین تهران و واشنگتن در تحولات اخیر منطقه،‌اعتراف می‌كند كه ایران در آستانه گرفتن جشن پیروزی خود در انقلاب‌های منطقه است و نشریه امریكایی نشنال ریویو نیز با اشاره به این تحولات می‌نویسد: «واشنگتن درحال واگذاری جنگ به ایران در چندجبهه است بی‌آنكه راهبردی برای شكست دشمن اصلی‌اش داشته باشد. سپاه پاسداران، جنبش‌ حماس،‌حزب‌الله لبنان و جهادی‌های افغانستان همه زیر نفوذ تهران قرار دارند و در حالی كه بازی عراق پایان یافته است، امریكا در این بازی شكست خورده است. ایران با امریكا در جنگ است. اگر امریكا نتواند این جنگ را ببرد قطعاً بازنده است. اگر امریكا دشمن خود را آزادانه رها سازد و خود به تعریف و تمجید از بهار عربی مشغول شود، به معنای فرارسیدن بهار ایران و آیت‌الله خامنه‌ای است.»

عباس حاجی‌نجاری

یکشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۰   /   اِلأَحَّد ٢٩ شعبان ١٤٣٢   /   2011/07/31


        1+


دیپلماسی عمومی و جنگ نرم
Public Diplomacy and Soft War

Pishgam


Last Posts


Blog Stats

  • Total Visits :
  • Visits today :
  • Visits yesterday :
  • Visits this month :
  • Visits month ago :
  • Total Authors :
  • Total Posts :
  • Last visit :
  • Last Updated :
  • Today's Date :

PDSW - Logo




 Copyright © 2010 - 2013 PDSW News Service. IR. All Rights Reserved.
 Resources (Content :) borhan.ir , irdiplomacy.ir , jangnarm.com
 Available for all browsers.
Search Engine Submission - AddMe Meta Tags Generator - AddMe Powerful Search Engine Submission Tips تبادل لینک - تبادل لینک