تبلیغات
PDSW - چندین فیلم و تله فیلم از «مختارنامه» تدوین می‌كنیم

PDSW

Public Diplomacy and Soft War - PDSW

ناگفته‌های مختارنامه در گفت و گوی «جوان» با محمود فلاح تهیه کننده سریال

«چندین فیلم و تله فیلم از «مختارنامه» تدوین می‌كنیم»

دیدار با مردی که تهیه‌کننده مختارنامه است، سخت بود. نمی‌شناختیمش، اما همه می‌گفتند او با تمام کسانی‌که تا به حال دیده‌ایم متفاوت است. ساعت 2 بعداز ظهر با او در دفترش قرار داشتیم. وارد که شدیم، باورمان نمی‌شد که این دفتر مردی است که مختارنامه را ساخته است! دفتری بسیار ساده و به دور از وسایل تجملاتی! کارمندهای دفترش گفتند، وقتی دفتر را اجاره کردیم، کلنگی بود، حالا هم که باید تحویل بدهیم، سقفش دارد می‌ریزد. آیا این دفتر که سقفش در حال ریزش است، دفتر مردی است که پروژه‌های بزرگ تلویزیونی تهیه می‌کند. وارد اتاقش که شدیم به احترام‌مان به پا خواست، عصا به دست! و آنچنان مهربانانه سلام‌مان کرد و عمو جان گفت که باورمان شد او با دیگران متفاوت است، همان گونه که گفته بودند.

آقای فلاح کمی درباره خودتان بگویید. کسی که پشت پرده بود و خیلی‌ها او را به دلیل اینکه اهل مصاحبه نیست، خوب نمی‌‌شناسند.

(با خنده) درباره خودم! احساس می‌کنم اگر بخواهم درباره خودم صحبت کنم، یک حس منیت به وجود می‌آید که من اصلاً آن را دوست ندارم. چون فکر می‌کنم هر کاری در سریال مختارنامه کردم، به خاطر دلم و اعتقاداتم بود. به خاطر معنویتی بود که در دل این کار است و اگر بخواهم صحبتی کنم، اجر آن را کم کرده‌ام، پس لزومی ندارد که بخواهم از خودم صحبت کنم. درحالی که منی وجود ندارد، (با خنده) همه نیم من هستیم. اگر بخواهم بگویم من در سریال مختارنامه چه کار کردم، اصلاً درست نیست، چون معتقدم در سریال مختارنامه دو هزار نفر کار کرده‌اند. نه منی وجود داشته، نه تهیه‌کننده و نه کارگردانی، نه بازیگری، همه کسانی که در مختارنامه بودند، همه دست‌اندرکاران سریال مختارنامه باعث شده‌اند که مختارنامه ، مختارنامه بشود و بدرخشد و این درخشش به این دلیل است که همه دست اندرکاران سریال مختارنامه با دل و جانی خارج از وصف، اعتقاد و نیتی عظیم و یک نیروی معنوی خارج از این دنیا، که کار را حمایت می‌کرد، شروع به کار کردند و تمام کسانی که با این نیروی معنوی کاری را شروع کرده‌اند، نتیجه‌اش را دیده‌اند. کدام پروژه‌ است که ده سال طول بکشد و وقتی به عقب برگردیم و به آن نگاه کنیم، کمترین آسیب جانی، جسمی و یا مشکلات در آن روی داده باشد، درحالی که در سریال‌ها و حتی فیلم‌های نود نیز مشکلات و حوادثی به وجود می‌آید. اما هیچ کدام از این اتفاق‌ها در سریال مختارنامه روی نداد و یا اگر روی داد خیلی کم بود. درباره عوامل و دست‌اندرکاران سریال هم کمترین تغییرات در آن روی داد.

به نظر شما این نشان به جز آن نیروی معنوی و همدلی بین افراد دیگر چه می‌تواند باشد؟ یک تیم هماهنگ با هم و همدل دور هم جمع شدند و گفتند درست است که همه دستمزد می‌گیریم، اما نیت ما چیز دیگری است و آن را هم جز خدا کسی نمی‌داند. آنها همگی به خاطر دل‌شان کار می‌کردند. هنگامی ‌که سازمان از من خواست به عنوان تهیه کننده سریال مختارنامه شروع به کار کنم، من در همان جلسه صادقانه این عقیده را داشتم که این لطفی از جانب خداوندست، این چیزی نیست که از طرف فردی که ریاست سازمان را بر عهده دارد، به من ابلاغ شود، مطمئناً به ریاست سازمان هم به گونه‌ای الهام شده که باید محمود فلاح این کار را به عنوان تهیه‌کننده انجام دهد. این لطف و عنایتی است که خداوند به من کرده و من باید به آن راهی بروم که خداوند به من نشان داده است. در طول این سال‌ها چه زمانی‌که سریال مختارنامه در حال ساخت بود و چه اکنون که در حال پخش است و در حال اتمام، همه از من تشکر می‌کردند و من خواهش می‌کردم که این کار را نکنند. می‌گفتم من فقط یک مأمور از طرف آن بالایی هستم. همه گروه با نیتی که خداوند خودش پشتیبان ماست شروع به کار کردیم، و همگی به خاطر مردم و به عشق مردم جلو رفتیم و این نیت هم بحمدالله جواب داد و مردم استقبال کردند و حالا جمعه شب‌ها، ساعت ده، منتظر دیدن سریال مختارنامه هستند. الآن خیلی از کسانی را که می‌بینم، به من، و دیگر دست‌اندرکاران می‌گویند اگر سریال مختارنامه تمام شود ما نمی‌دانیم باید چه کار کنیم! چه برنامه‌ای می‌تواند جای سریال مختارنامه را بگیرد. فکر می‌کنیم گمشده‌ای خواهیم داشت. خب، وقتی آدم اینها را می‌شنود، واقعاً خوشحال می‌شود. اگر از من سؤال ‌شود که بهترین شادیت و یا بهترین خاطره‌ات در این چند سال چه چیزی بوده، خواهم گفت بهترین خاطره من همین است که می‌بینم اینقدر مردم و مطبوعات از سریال مختارنامه رضایت دارند. هر کسی هم به خاطر سریال مختارنامه از من تشکر کرده، گفته‌ام فقط التماس دعا دارم. پیامک‌ها، تلفن‌ها ویا ایمیل‌هایی که از طریق سایت مختارنامه فرستاده می‌شود، باعث می‌شود که من خدا را شکر کنم، و در عقیده‌ام برای کار برای مردم راسخ‌تر بشوم. اگر در کاری افراد با هم یک دل و یکرنگ باشند و به فکر این نباشند که این کار چه سود مادی برایشان دارد، چون سود معنوی ارزشش بیشتر باشد، آن کار ماندگارتر است.

در طول ساخت سریال مختارنامه هرگاه مشکلی پیش می‌آمد و به من مراجعه می‌شد، تنها توکلم به خداوند بود. می‌دانستم که او رهایم نمی‌کند. مثلاً یک‌بار، کارگری در ورامین از بالای داربست افتاد. ساعت یازده و نیم شب با من تماس گرفتند و به من خبر دادند و گفتند او را در بیمارستانی در شهرری بستری کرده‌اند و حتماً باید همان شب عمل بشود، وگرنه قطع نخاع می‌شود. من گفتم کاری نکنند، تا خودم را برسانم. وقتی می‌خواستم به بیمارستان بروم، با توکل به خدا رفتم و می‌دانستم که او مرا به خودم وانمی‌گذارد و خودش کمک می‌کند. آن شب، او را عمل نکردند و یک هفته طول کشید تا عملش کنند، اما بحمدالله عمل موفقیت‌آمیز بود و او آسیبی ندید و هم اکنون هم دارد فعالیت می‌کند. مسائل دیگری هم بود. مثلاً کسی نیزه داخل چشمش فرو رفت، اما به لطف خداوند، هیچ اتفاقی برایش نیفتاد و منجربه نابینایی‌اش نشد. اینها را چگونه می‌توان توجیه کرد، جز اینکه دستی دیگر در کار بود. اعتقاد ندارم چون این کار مذهبی بوده، خداوند به ما کمک کرده، بلکه معتقدم هر کاری که در آن نیت، نزدیکی به خدا و برای دل مردم باشد، خداوند خودش حامی و پشتیبان آن است. نتیجه‌اش هم این می‌شود که مردم این گونه و با این شدت استقبال می‌کنند.

از صحبت‌های‌تان این طور می‌شود برداشت کرد که اگر به عقب برگردیم، شما دوباره با همین تیمی که در تولید سریال مختارنامه مشارکت داشتند، دوباره همکاری می‌کنید و سریال را می‌سازید. آیا اشتباه فکر می‌کنم!

ابتدا بگذارید مسئله‌ای را به شما درباره اعتقاد و نگاهم بگویم. از نگاه و اعتقاد من، هرآنچه که قرار است اتفاق بیفتد، کسی آن بالا آن را رقم می‌زند و او برنامه‌ریزی می‌کند. این حقیقت است، چه من بخواهم یا نخواهم، آن کار انجام خواهد شد. امکان دارد، کسانی وارد کاری شوند، ولی نتوانند دوام بیاورند، یا نباید در آن تیم باشند. کمااینکه ما هم این داستان را داشتیم. کسانی آمدند، اما نتوانستند دوام بیاورند و رفتند. شاید به خاطر همین بود که من و آقای داود میرباقری، شروع کارمان را در رمل‌های کاشان گذاشتیم. چیزی‌که هیچ کدام‌مان تا به امروز هیچ جا درباره‌اش صحبت نکرده‌ایم. من و آقای میرباقری بدون علت و دلیل کاشان را برای شروع سریال مختارنامه انتخاب نکردیم. ما کاشان را انتخاب کردیم تا کار با سختی شروع شود و کسانی که نمی‌توانند تا آخر راه با ما باشند، از همان ابتدا خودشان بدون آنکه ما چیزی بگوییم، از گروه جدا شوند و بروند، همین‌گونه نیز شد. قبل از سفر کاشان، ما به این نتیجه رسیدیم که احتمالاً عده‌ای ضعیف هستند و تا آخر کار نمی‌کشند و عده‌ای هم با ما هماهنگ نیستند. خب، بعد از کاشان، عده‌ای بدون اینکه ما بگوییم خودشان رفتند، و گروهی هم که دوست داشتند با ما باشند، خودشان را با ما هماهنگ کردند و عده‌ای هم که ضعیف بودند، خودشان را تقویت نمودند. من و داود میرباقری فقط نگاه کردیم و ‌از خداوند خواستیم تا کمکمان کند و به حال خود وا نگذارد. چون من به واقع اعتقاد داشته و دارم که «خدایا هرگز نگویمت که بیا دست ما بگیر ـ عمریست گرفته‌ای مبادا رها کنی. » شروع کار ما در کاشان یک مرحله آزمایشی برای تمام گروه، بخصوص برای من به عنوان تهیه کننده و آقای میرباقری به عنوان کارگردان بود. صادقانه می‌گویم و این مطلب را تا به‌حال در هیچ جایی گفته نشده، ما بعد از کاشان تازه کار را افتتاح کردیم. وقتی خودمان به این مرحله رسیدیم که همه، یک دل و یک زبان هستیم و می‌توانیم سختی‌ها را تحمل کنیم، ‌کار افتتاح شد. بعد هم که به دنبال زمین برای ساخت شهرک رفتیم. ما برای ساخت شهرک مختارنامه به مساحتی بالغ بر 9، 10 هکتار زمین احتیاج داشتیم که متأسفانه در شهرک غزالی این مساحت زمین بکر برای ساخت‌و‌ساز موجود نبود. پس در نتیجه مجبور به پیدا کردن زمین با این مقدار هکتار شدیم. ما برای پیدا کردن زمین نیز تا هشتگرد و حتی تا نزدیکی‌های آبعلی رفتیم، اما زمین دلخواهمان را پیدا نکردیم، تا اینکه در احمدآباد مستوفی، این زمین را که شهرک در آن ساخته شد و از هر جهت مناسب بود، پیدا کردیم. ما اوایل باغی را اجاره کردیم تا وسایل صحنه در آنجا ساخته شود، اما وقتی تولید شروع شد، ما داخل خود شهرک مختارنامه ، کارگاه‌ها و آرشیومان را ساختیم تا وسایل و دکور صحنه در آنجا ساخته شود تا مجبور نباشیم برای یک محل دیگر هم اجاره بدهیم.

آیا انتخاب اول شما از همان ابتدا آقای داود میرباقری برای کارگردانی بود؟

پیشنهاد اول سازمان آقای داود میرباقری نبود و به من یک کارگردان دیگر را برای ساخت سریال مختارنامه پیشنهاد کردند. اما من اجازه گرفتم تا فکر کنم. من هم پس از بررسی‌های بسیار به این نتیجه رسیدم که آقای داود میرباقری مناسب‌ترین گزینه برای کارگردانی سریال مختارنامه هستند. بنابراین موضوع را با آقای میرباقری مطرح کردم و ایشان هم پس از صحبتی که با هم داشتیم، قبول کرد. بعد از اینکه با آقای میرباقری به توافق رسیدیم، با سازمان صحبت کردم و سازمان هم موافقت کرد.

می‌توانم از شما بپرسم که سازمان چه کسی را برای کارگردانی سریال مختارنامه پیشنهاد داده بود؟

خب، ایشان خداوند رحمت‌شان کند، الآن در قید حیات نیستند، بگذارید درهمین حد بگویم. البته خود ایشان هم نفهمیدند سازمان ایشان را برای کارگردانی سریال مختارنامه انتخاب کرده بودند. چون دلم نمی‌خواست بدانند، تا خدای ناکرده ناراحتی و کدورتی پیش بیاید. حالا هم نمی‌دانم ایشان از طریق دیگری فهمیده بودند یا نه!

از صحبت‌های شما این‌طور به نظر می‌رسد که رابطه بسیار خوبی بین شما به عنوان تهیه‌کننده و آقای داود میرباقری به عنوان کارگردان وجود داشته و دارد، رابطه‌ گرم و صمیمی که در کمتر سریال و یا فیلمی دیده می‌شود. می‌توانم از شما بپرسم که چرا ایشان؟ چون قبلاً «امام علی(ع)»، «معصومیت از دست رفته» را و «مسافر ری» را به عنوان کار مذهبی در کارنامه‌شان داشتند و یا اینکه یک آشنایی قدیمی در بین بوده است؟

من، آقای میرباقری را از اوایل انقلاب، فکر کنم از زمانی که ایشان سریالی به نام «مسافر گمنام» را می‌ساخت، می‌شناختم. در آن زمان من مدیر پشتیبانی و فنی سازمان صدا و سیما بودم. سابقه آشنایی من با ایشان بیش از 20 سال است. ایشان همان وقت هم که «رعنا» را می‌ساختند، شناخته شده بود و من نوع نگاهش را دوست داشتم. دلیل من برای انتخاب ایشان به عنوان کارگردان، بحث «معصومیت از دست رفته» یا «امام علی(ع)» و یا حتی «مسافر ری» نبود. چیزی که برای من در کار آقای داود میرباقری اهمیت داشت، نوع نگاه او در گارگردانی بود که فرم خاصی است، همانطور که در نگارش، داستان‌پردازی و دیالوگ‌نویسی‌‌اش هم این ویژگی خاص مشهود است. این سؤال شما باعث شد که من بحث دیگری را مطرح کنم که دوست نداشتم، درباره‌اش صحبت کنم. هنگامی‌که ساخت سریال مختارنامه به من پیشنهاد شد، سازمان فیلمنامه دیگری را برای ساخت به من داد. فیلمنامه‌ای به نام «توابین» که آقای سلطانی‌فر آن را نوشته بودند و به من گفتند می‌خواهند آن را بسازند و البته با کارگردانی پیشنهادی خودشان. وقتی قرار شد آقای داود میرباقری سریال مختارنامه را بسازند، ایشان گفتند می‌خواهند خودشان هم فیلمنامه‌ای جدا بنویسند، و وقتی سازمان به اصرار فیلمنامه توابین را به من دادند، آقای میرباقری اخلاقاً حتی لای فیلمنامه را هم باز نکردند و یک صفحه از آن را هم نخواندند و آن را دوباره به من پس دادند و گفتند، «نمی‌خواهم حتی یک سطر را بخوانم تا بدانم خودم می‌خواهم چه بنویسم و از کجا شروع کنم.» وقتی فیلمنامه تمام شد، فیلمنامه‌ای که اتود اولیه‌اش را خودشان زده بودند و آقای حسن میرباقری و آقای محمد بایرانوند نوشتند، گفتند که ترجیح می‌دهند متنی را که خودشان نوشته‌اند، بسازند که بعد از توافق با سازمان، ما کار را شروع کردیم.

همانطور که خودتان نیز اشاره کردید، آقای میرباقری، قبلاً «امام علی(ع)» و «مسافر ری» را کار کرده بود، اما قصد و نیت ما با ایشان قصد و نیتی دیگری بود. نه اینکه در کارهای قبلی نیت کار برای خدا نبود، اما در سریال مختارنامه طور دیگری بود. در ابتدای ساخت سریال مختارنامه ، چندین شب، من و آقای میرباقری برای ساعت‌ها بحث ‌کردیم تا به یک توافق نهایی برسیم که البته به توافق هم رسیدیم. حرفی که آقای میرباقری همیشه می‌زد و حتی موقعی‌که در بیمارستان به علت سکته مغزی بستری بودم هم در گوش من گفت این بود که «یادته که گفتم راه سختی در پیش داریم، محمود. » چندین بار در آن شب‌هایی که با هم صحبت ‌کردیم، آقای میرباقری می‌گفت ما راه بسیار سختی در پیش داریم و من ‌می‌گفتم توکل به خدا با هم این راه سخت را تا آخر می‌رویم. آقای داود میرباقری همیشه می‌گفت من مطمئن هستم اگر از این راه سخت بیرون بیاییم، نتیجه خیلی خوبی خواهیم گرفت و من همیشه جواب می‌دادم، من مطمئن هستم و همیشه همراه تو. و او هم می‌گفت پس من هم هستم!

انتخاب عوامل سریال به خصوص بازیگرها چگونه بود؟ آیا انتخاب‌ها تنها به عهده کارگردان بود یا یک تفاهم دو جانبه در آن دخیل بوده است؟

بایدکمی مسئله را بازتر کنیم. انتخاب عوامل به خصوص بازیگرها، یکی از مسائلی بود که من و آقای میرباقری در یکی از همان شب‌هایی که با هم بحث و گفت‌وگو می‌کردیم، پرونده‌اش را بستیم. ما از روی دل، و با صفا و صمیمیت یک صحبت‌هایی با هم کردیم، یک قول‌هایی به هم دادیم، یک تعهداتی با هم کردیم و تا آخر کار هم هردویمان بر روی آن تعهدات و قول‌ و قرارها ماندیم. موضوعاتی بودند که با هم بر روی آن تفاهم نداشتیم، اما با صحبت و گفت‌وگو بدون اینکه دیگران دخیل باشند، به تفاهم رسیدیم. البته من به عنوان تهیه‌کننده کار، همواره بر کل کار نظارت داشتم. هیچ وقت یادم نمی‌رود که آقای داود میرباقری به من گفتند ـ خدا گواه است که من این مسئله را تا به حال در هیچ جایی عنوان نکرده‌ام و برای اولین بار برای شما بازگو می‌کنم ـ ایشان گفتند «من در آخر کلام، یک حرف به تو می‌زنم، و این حرف را از من به یاد داشته باش، محمود تو اگر یک ریال به برای ساخت سریال من بدهی، من دو ریال جوابت را می‌دهم. این قولی است که من به تو می‌دهم. اگر جایی هم لازم بود، حتماً راهنمایی کن و نظرت را بده، ولی من به تو قول می‌دهم که هرچه تو خرج کنی من دو برابرش را جواب می‌دهم. » حالا واقعاً نمی‌دانم اگر بخواند، یادش می‌آید یا نه، اما این حرف آقای میرباقری روی من اثر مثبتی گذاشت و به دلم نشست، و هربار که نظرات و تصمیم‌گیری‌هایش را می‌دیدم، این قول و قرارمان در آن کاملاً مشهود بود و آن را تا آخر کار هم رعایت کرد. این شایعاتی که درباره بودجه سریال مختارنامه به گوش می‌رسد، واقعاً خیلی آزاردهنده است. آقای ضرغامی، ریاست سازمان، هرگاه صلاح دانستند، می‌توانند بودجه نهایی سریال مختارنامه را که این همه جنجال بر روی آن ایجاد کردند، اعلام کنند. بودجه‌ای که بعضی‌ها ادعا می‌کنند، واقعاً حقیقت ندارد و حتی نزدیک به آن هم نیست. من برای ریاست محترم سازمان نوشته‌ام که همانطور که آقای داود میرباقری هم گفته‌اند از این چهل قسمت، از این 2400 دقیقه کار، می‌توان 20 فیلم سینمایی تدوین کرد، نگاه کنید برای یک فیلم سینمایی الآن چه هزینه‌ای می‌شود، ضرب در 20 کنید، ضرب در 15 کنید، بنشنید کارشناسی کنید، بعد بگویید چقدر هزینه می‌شود و بعد ما یا سازمان اعلام می‌کنیم که برای سریال مختارنامه واقعاً چقدر هزینه شده است.

آنجاست که حقیقتاً معلوم می‌شود که مختارنامه با یک دل دیگری کار شده است. اینقدر دستمزد، دستمزد می‌کنند، بیایند و ببینند که عوامل سریال مختارنامه واقعاً چقدر گرفته‌اند. بیایید ببینید که از چه دستمزدی از سال 82 یا اوایل 83 شروع کرده‌اند و به چه دستمزدی در اواخر پروژه در سال 88 رسیده‌اند. جمع پول آقای فریبرز عرب‌نیا را همانطور که خودشان هم در تلویزیون گفتند، در کل پروژه که پنج، شش سال بود، ببینند، بازیگری که نقش اول را داشتند و بیشترین دستمزد را در بین بازیگران گرفته و به غیر از سریال مختارنامه در این چند سال کار دیگری نکرده است، البته دستمزد دیگران از ایشان به مراتب کمتر بوده است، اما چون ما از ایشان خواسته بودیم که در پروژه دیگری کار نکند و تا آخر سریال با ما بمانند، ایشان هم قبول کردند و کار دیگری نکردند و تا آخر کار کنار ما ایستادند. درحالی که بازیگران دیگر حداقل در چند پروژه دیگر کار کرده‌اند. (مکث) من همیشه سعی کرده‌ام در کارهایم صادق باشم، همیشه هم به اطرافیانم می‌گویم شاید از صادق بودن در کوتاه مدت ضرر ببینند، آسیب ببینند، اما ضرر و آسیب طولانی نخواهند دید، خودم به آن عمل کرده‌ام و همیشه نتیجه خوبی داشته است. فکر کنم از سؤال اصلی به کلی دور شدیم!

نه! خواهش می‌کنم. شما درست می‌فرمایید. مردم مختارنامه را دوست دارند و به دل‌شان نشسته است. این مردم هستند که باید نظر بدهند. وقتی هم پای صحبت مردم می‌نشینی، آنها مختارنامه را با تمام قوت و ضعف‌هایش دوست دارند و عقیده دارند اگر سریال مختارنامه حتی با بودجه‌ای عظیم‌تر از این نیز ساخته شده بود، عیبی نداشت، زیرا هستند و بودند کارهایی که با بودجه‌های کلانی ساخته شده‌اند، اما مردم آنها را نپسندیدند و به دل‌شان ننشست.

البته سریال مختارنامه با بودجه‌ای به مراتب کمتر از بودجه‌ای که این روزها شایعه شده، ساخته شده است. اگر آقای ضرغامی صلاح می‌دانند، رسماً اعلام کنند سریال مختارنامه با چه بودجه‌ای ساخته شده است. تمام اسناد موجود است وچند ماه است که آنها را به سازمان تحویل داده‌ایم و این اسناد معلوم می‌کند که برای سریالی به عظمت مختارنامه چقدر خرج شده است. ما تمام اسناد مالی و صورتحساب‌هایمان را تا آخر سال 89 برای سازمان فرستادیم و گفتیم این حساب و کتاب‌های ما، اسناد سال 90 را هم می‌فرستیم، بعد بگویید ما کجا بیش از اندازه خرج کرده‌ایم. از کارشناسان‌تان و چندین کارگردان هم بخواهید کارشناسی کنند. نظر بدهند. از مردم هم بخواهید تا آنها هم نظر بدهند. البته مردم ما همیشه به ما لطف دارند و این بار هم لطف کردند و در سایت مختارنامه بسیاری از آنها نظرات‌شان را بیان و از ما پشتیبانی کردند. حتی وقتی شایعه شدکه شهرک مختارنامه قرار است، خراب شود، ایمیل‌های بسیاری داشتیم که گفتند اگر خواستند شهرک مختارنامه را خراب کنند، به ما بگویید ما می‌آییم یک دیوار گوشتی می‌سازیم. خوب این هم جواب مردم بوده که باعث شده خستگی از ما گرفته شود.

آیا دل‌تان می‌خواهد دوباره کاری به بزرگی و عظمت سریال مختارنامه شروع کنید، یا اینکه سختی‌ها، کدورت‌ها و دردسرهای پیش آمده، باعث گریده تا دیگر به فکر ساخت سریال‌هایی با این عظمت نباشید.

دوباره برگشتیم به جواب سؤال اولتان، اگر خواست خدا باشد و اگر خداوند مرا لایق خدمت بداند، تا برای مردم و برای دل مردم کاری انجام دهم چرا که نه! تنها آرزوی من این است که به خاطر مردم کاری انجام دهم. به نظر من یکی از راه‌های جمع‌آوری دیش‌ها، ساخت سریال‌هایی مانند مختارنامه است. حتی من شنیده‌ام که بعضی کانال‌های فارسی زبان، به خاطر تداخل بعضی از برنامه‌های پر مخاطب‌شان با سریال مختارنامه‌، زمان پخش آنها را تغییر داده‌اند. پس می‌توان با ساخت برنامه‌های جذاب، مردم را دوباره با تلویزیون آشتی داد و با فرهنگ‌سازی هم می‌توان دیش‌ها را جمع کرد.

در تأیید حرف‌های شما اضافه می‌کنم، مردم به خصوص کودکان با شخصیت‌های مختارنامه حتی همذات پنداری می‌کنند.

بله، این مطلب را خود هم شنیده و هم دیده‌ام. البته آقای دارابی، معاون سیما، می‌گفتند صدا و سیما به سمت و سویی می‌رود که هر سال، دو برنامه الف ویژه داشته باشد. واقعاً اگر به اینجا برسیم، به این مرحله برسیم، که هر سال دو برنامه الف ویژه داشته باشیم، یک کار فرهنگی بزرگی انجام داده‌ایم. البته‌ای کاش زودتر به این مرحله می‌رسیدیم، اما هنوز هم دیر نشده است. به این ترتیب ما شاهد برنامه‌ها وسریال‌هایی انشاءالله به مراتب بهتر از سریال مختارنامه خواهیم بود. واقعاً اگر به این نقطه برسیم، کار فرهنگی بزرگی انجام شده است و خوشحال خواهیم شد تا تجاربمان را در اختیار دیگر عزیزان قرار دهیم.

پروژه سنگینی مانند سریال مختارنامه چه تأثیری در زندگی شخصی خود شما داشته است؟

در میانه تولید این سریال، دو عارضه سنگین بر من تحمیل شد. یکی در تیر سال 85 که سکته مغزی کردم، و همین ناراحتی که الآن در سمت چپ بدنم دارم، به خاطر همان سکته است، چون به خاطر فشار کار با وجود توصیه‌های مکرر پزشکان که فیزیوتراپی تجویز کردند، عمل نکردم و پس از سلامتی نسبی، از بستر بیماری بلند شدم و فیزیوتراپی‌ها را ادامه ندادم، چون کار عقب افتاده بود. البته خدا را گواه می‌گیرم که اصلاً ناراحت نیستم، چون فکر می‌کنم این هم لطف خداوند بوده است. عارضه دوم هم در سال 87 بود که قلبم به شدت اذیتم می‌کرد، بنابراین مجبور شدم در بیمارستان بخوابم و عمل قلب بازکردم، و بعد از آن عمل هم وقتی از بیمارستان بیرون آمدم، دوباره استراحت نکردم و فوری به سر کار برگشتم. الآن هم اصلاً ناراحت نیستم چون وقتی که مردم و رضایت‌شان را می‌بینم، شاد می‌شوم. هر وقت هم به یادش می‌افتم می‌گویم خدایا شکرت که این کار به لطف تو تمام شد. همیشه مشکلات حل می‌شود و اگر حل هم نشود باز هم خواست آن بالایی است.

آقای فلاح معیارتان در انتخاب کار چیست، که سریال‌هایی که شما تهیه‌کنندگی‌اش را به عهده گرفته‌اید، پر بیننده هستند. چون به خاطر مردم کار می‌کنید، سریال‌هایی هم که می‌سازید اینقدر پر بیننده است، سریال‌هایی چون «تفنگ سرپر»، «پهلوانان نمی‌میرند»، «اُ مثبت» و «خوش رکاب». به عبارتی دیگر چون از دل برخاسته‌اند، لاجرم بر دل نشسته‌اند.

هر تهیه‌کننده‌ای دوست دارد کارهایش پربیننده باشد و مردم آن را بپسندند. به طور مثال «خوش رکاب»، وقتی در عید پخش شد، مردم آن را پسندیدند و خوششان آمد، یا «پهلوانان نمی‌میرند» که در زمان خودش بسیار پر بیننده بود. به نظر من نگاه مردم در درجه اول اهمیت است. اما مهم‌تر از آن، این نکته است که چگونه می‌توان به نگاه مردم رسید؟به نظر من اگر در ابتدا یک نگاه مادی و مالی به کار وجود نداشته باشد، و این نگاه اهمیت کمتری داشته باشد، نه اینکه نباید به پول اهمیت داد، نه، برای گذران زندگی به آن احتیاج است، اما باید آن را در جای خودش دید. وقتی با علاقه برای مردم دل کار کنی، آنها آن را خواهند دید و فهمید، پس کار هم خوب خواهد شد. از فرمایشات حضرت امام خمینی(ره) بود که همیشه وقتی در خدمتشان برای ضبط بودیم، می‌گفتند «ما مردم بسیار خوبی داریم.» و این حقیقت است که ما مردم بسیار خوب و فهیمی داریم و امام(ره) نیز به خوبی آن را می‌دانستند. البته امام خمینی(ره) بارها پس از گفتن این مطلب به این موضوع هم اشاره می‌فرمودند که، «اگر هم مشکلی هست، از مدیریت است.»

دوباره مثلث محمود فلاح، فریبرز عرب‌نیا و داود میرباقری این‌بار در یک کار سینمایی به نام «آمبولانس» شکل می‌گیرد. آقای فلاح چه شد که تهیه‌کنندگی کار اول آقای فریبرز عرب‌نیا را در مقام کارگردان قبول کردید؟ مخصوصاً که ایشان تا آنجایی که می‌دانم قبلاً هیچ تجربه‌ای در زمینه کارگردانی ندارند.

خب، مردم که از دیدن مختارنامه راضی هستند و ما هم از دستمزدمان راضی هستیم. (می‌خندد. ) اما به غیر از این انسان در دل هر کاری یک سری تجربه به دست می‌آورد و یک سری هم دوست. من در سریال مختارنامه با آقای داود میرباقری و فریبرز عرب‌نیا نزدیک‌تر شدم. آقای عرب‌نیا به دفتر من آمدند و گفتند می‌خواهند یک فیلم سینمایی که البته فیلمنامه‌اش را خودشان نوشته بودند، کارگردانی کنند. من با آقای داود میرباقری صحبت کردم. ایشان هم تأیید کردند که آقای عرب‌نیا می‌تواند کارگردان خوبی باشد. من هم تهیه‌کنندگی کار ایشان را پذیرفتم و قرار شد چون ایشان کار اول‌شان در مقام کارگردان است، آقای داود میرباقری به عنوان مشاور در کنارشان باشند. انشاءالله به لطف خدا، این کار شروع می‌شود و نتیجه خوبی هم خواهد داشت.

چرا تولیدات سینمایی شما نسبت به تولیدات تلویزیونی کمتر شده است.

چون من بیشتر وابسته به تلویزیون هستم. من در سال 1347 در تلویزیون استخدام شدم، و انقلاب هم که شد، باز هم در تلویزیون بودم تا زمانی که بازنشسته شدم. بعد از آنهم بیشتر کارهایی که به عنوان تهیه کننده ساختم برای تلویزیون بوده است. تلویزیون خانه اول من بوده و هست و خواهد بود.

اگر برگردید به سال 1347، آیا دوباره به سراغ کار در تلویزیون یا به عبارتی کلی‌تر به سراغ هنر می‌روید؟

(می‌خندد) می‌دیدم که دلم چه می‌گوید. (مکث) بله دوباره تلویزیون را انتخاب می‌کردم. زیرا کار کردن برای مردم بسیار لذت بخش است و فکر می‌کنم همه این سال‌ها، با بودن در کنار این مردم فهیم، اصلاً ضرری نکرده‌ام.

دوباره باز‌گردیم به سریال مختارنامه ، اکثر سریال‌هایی که ساخته می‌شود، یک نسخه سینمایی نیز از آن تدوین می‌شود. آیا برای سریال مختارنامه نیز این اتفاق افتاده است؟

اگر من فکر پول بودم و می‌خواستم به بخش مالی سریال مختارنامه فقط فکر کنم، از همان ابتدا که قرار بود سریال مختارنامه ساخته شود، می‌توانستم در بندهای قرارداد این مسئله را بیاورم که نسخه‌های سینمایی سریال مختارنامه حق من تهیه‌کننده و کارگردان کار است. اما چون نگاه مالی و مادی به این کار نداشتم، اصلاً به آن فکر هم نکردم و دنبالش هم نرفتم. اما دو سه هفته پیش هنگامی که خدمت آقای دارابی، معاون سازمان بودیم، ایشان پیشنهاد کردند از این 2400 دقیقه فیلم، چند فیلم سینمایی 90 دقیقه‌ای برای پخش در تلویزیون دربیاوریم. پس از صحبت با آقای داود میرباقری، ایشان گفتند که می‌شود شش فیلم 90 دقیقه‌ای از دل مجموعه استخراج کرد. اگر به نوع ترکیبی‌اش (با مستند) نیز فکر کنیم، می‌توانیم تعداد بیشتری تدوین نماییم، حتی می‌توانیم فیلم‌هایی درباره شخصیت‌هایی چون زهیر، حضرت مسلم بن عقیل و میثم تمار ساخت، که آنها هم البته ترکیبی خواهد بود. اگر بخواهیم یک فیلم عاشورایی هم بسازیم، می‌شود. البته برای ظهر عاشورا انشاءالله یک تله فیلم خواهیم داشت که پخش خواهد شد.

فکر می‌کنید اگر سریال مختارنامه را امروز شروع می‌کردید، دوباره ده سال طول می‌کشید؟

به طور یقین خیر! با این وسایل جدید و نرم‌افزارهای مدرن که امروز به بازار آمده است، اگر الآن به من و داود میرباقری بگویند، سریال مختارنامه را بسازید، مطمئناً مختارنامه ‌ای به مراتب بهتر از این چیزی که الآن از تلویزیون پخش می‌شود، خواهیم ساخت و البته در زمانی بسیار کمتر از زمانی که صرف ساختن آن شد. بگذریم که در این 10 سال ما تجارب بسیاری نیز کسب کردیم، و این تجارب به ما کمک خواهد کرد تا کارهای بهتری بسازیم.

بازخورد سریال مختارنامه در خارج از کشور چگونه بوده است؟

در ترکیه و عراق از سریال مختارنامه خیلی خوب استقبال شده است. از من به عنوان تهیه‌‌کننده چندین بار دعوت شده که به دلیل اینکه امور فنی سریال مختارنامه هفتگی انجام می‌شود و بیشتر اوقات تا یک ربع یا نیم ساعت قبل از پخش ما فیلم را به شبکه می‌رسانیم، هنوز نتوانسته‌ام به این دعوت‌ها پاسخ بدهم. سریال مختارنامه اکنون به زبان آذری از شبکه سحر در حال پخش است. حتی در سوریه هم از سریال مختارنامه استقبال گرمی شده است. استقبالی که از مختارنامه شده، باعث گردیده که بعضی از عواملی که در سریال مختارنامه کار کرده‌اند، الآن در برخی از کشورهای منطقه مشغول به کار شده‌اند. ایرانی‌های مقیم خارج از کشور از سریال مختارنامه بسیار استقبال کرده‌اند و به وسیله ایمیل‌، پیامک و تلفن از من و دیگر عوامل تشکر می‌کنند و تبریک می‌گویند و می‌خواهند تا این روند ادامه یابد. خیلی از کشورهای منطقه، از ما دعوت به همکاری برای ساخت سریال‌های تاریخی کرده‌اند که به دلیل مشغله‌ای که در بالا اشاره شد، متأسفانه هنوز جوابی نداده‌ام و البته الویت همیشگی من کار در ایران و تلویزیون ایران بوده است. وابستگی شدید من به تلویزیون باعث شده تا سینمایی‌ها به من بگویند که تو قبل از اینکه به ما فکر کنی به تلویزیون فکر می‌کنی. خب من در تلویزیون رشد کرده‌ام و هر آنچه که دارم از تلویزیون است. من در تلویزیون احساس می‌کنم به مردم عزیزمان نزدیک‌تر هستم.

آقای فلاح آیا اكنون كاری در دست تولید دارید؟

خب، چند كار است، یكی همان آمبولانس كه آقای فریبرز عرب‌نیا قرار است آن را كارگردانی كند. البته یكی دو تا كار دیگر هم هست كه فیلمنامه‌هایشان در كارگاه فیلمنامه‌نویسی كه در خود دفتر دایر است نوشته شده و منتظر مجوز ساخت ارشاد برای تولید هستیم.

آیا در نظر ندارید خاطرات خود را از نحوه ساخت سریال مختارنامه مدون كنید تا دیگران از تجربیات‌تان در ساخت سریال بهره‌مند گردند؟

خب، خیلی دلم می‌خواهد وقت داشته باشم تا بتوانم این كار را انجام دهم، اما متأسفانه الان به دلیل مشغله بسیار نمی‌توانم این كار را انجام دهم. خیلی دلم می‌خواهد مراحل ساخت و خاطرات خودم را در مختارنامه به صورت كتاب در بیاورم تا اگر دیگران خواستند از آن استفاده كنند بتوانند راحت‌تر كار كنند، اما هنوز مختارنامه ادامه دارد و نمی‌توانم به جز مختارنامه به چیز دیگری فكر كنم.

آقای فلاح اگر اكنون به شما پیشنهاد شود كه در یك كشور دیگر بدون هیچ دغدغه‌ مالی یك سریال را تهیه كنید آیا پیشنهاد را قبول می‌كنید؟

مطمئناً خیر. شاید مشاركت بكنم، اما اولویت من همانطور كه قبلاً هم گفتم، ایران است.

به عنوان آخرین سؤال، دلتان می‌خواهد به مردم به عنوان تهیه کننده سریال مختارنامه چه بگویید؟

نمی‌دانم چه باید بگویم، راستش من جز معدود افرادی هستم که زیاد اهل مصاحبه نیستم. ساخت سریال مختارنامه ده سال طول کشید و در عرض این ده سال، عشق به مردم بود که مرا نگاه داشت. شاید اگر سریال مختارنامه نبود، من چندین سریال کوچک در ظرف این ده سال می‌ساختم. به طور مثال ساخت سریالی مثل «خوش رکاب» وقت خیلی کمی را از من گرفت. یا حتی سریالی چون «تفنگ سرپر» که وقتی پخش شد، از آن استقبال شد، نیز مانند سریال مختارنامه نبود. استقبال مردم از سریال مختارنامه چیز دیگری بود. من مطمئن هستم که تا چندین سال دیگر مردم سریال مختارنامه و عوامل آن را به یاد خواهند داشت، ولی شاید سریال‌های دیگر کمتر در اذهان باقی بماند. (مکث) واقعاً نمی‌دانم به این مردم شریف، به این مردم بزرگوار چه باید بگویم. ای کاش همانقدر که مردم از ما حمایت می‌کنند، مدیران نیز از ما حمایت کنند. امیدوارم مردم با همین تشویق‌هایشان ما را دریابند و فراموش‌مان نکنند. 10 سال عمر ما در طول سریال مختارنامه گذشت. اگر عکس‌های مرا در ابتدای شروع ساخت سریال ببینید، با الآن خیلی فرق می‌کنم و خواهید دید که این 10 سال بر من چه گذشته است. مردم به این کارها بها بدهند، البته بها داده‌اند، اما زود هم فراموش نکنند تا سازمان هم به این فکر بیفتد که به دنبال ساخت چنین برنامه‌هایی باشد.

از اینکه با وجود مشغله زیاد وقت‌تان را در اختیار ما قرار دادید، بسیار متشکرم.

خواهش می‌کنم، من تشکر می‌کنم و از اینکه جوان‌هایی مثل شما را در کنار خود می‌بینم، خوشحالم.

زهرا رضایی - کورش نوروزی



        1+


دیپلماسی عمومی و جنگ نرم
Public Diplomacy and Soft War

Pishgam


Last Posts


Blog Stats

  • Total Visits :
  • Visits today :
  • Visits yesterday :
  • Visits this month :
  • Visits month ago :
  • Total Authors :
  • Total Posts :
  • Last visit :
  • Last Updated :
  • Today's Date :

PDSW - Logo




 Copyright © 2010 - 2013 PDSW News Service. IR. All Rights Reserved.
 Resources (Content :) borhan.ir , irdiplomacy.ir , jangnarm.com
 Available for all browsers.
Search Engine Submission - AddMe Meta Tags Generator - AddMe Powerful Search Engine Submission Tips تبادل لینک - تبادل لینک