تبلیغات
PDSW - مشاركت حزب سیاسی بود یا جریان برانداز؟

PDSW

Public Diplomacy and Soft War - PDSW

بازخوانی منویات یك حزب منحله به بهانه مواضع اخیر رضا خاتمی؛

«مشاركت حزب سیاسی بود یا جریان برانداز؟»

مروری بر كارنامه و سند تأملات راهبردی حزب منحله و غیرقانونی مشاركت نشان می‌دهد، این حزب برخلاف ادعای سردمدارانش بیش از آنكه به دنبال فعالیت سیاسی باشد، به دنبال براندازی نظام بود.

اخیراً پس از سخنان سردار سرلشكر محمدعلی(عزیز) جعفری درباره لزوم شفاف شدن موضع‌ اصلاح‌طلبان و شخص آقای خاتمی درباره فتنه 88، برخی شخصیت‌های اصلی حزب غیرقانونی و منحله مشاركت، در اظهارنظر و نامه‌نگاری‌هایی این موضع‌گیری فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را دخالت سپاه در سیاست عنوان كرده و از این روی به تخریب این نهاد انقلابی پرداخت.

محمدرضا خاتمی كه سابقه دبیركلی حزب غیرقانونی مشاركت را در كارنامه خود دارد، طی نامه‌ای كه در واكنش به سخنان فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نوشت، به طور ضمنی فتنه‌گران و قاطبه اصلاح‌طلبان را عناصر و شخصیت‌هایی سیاسی قلمداد كرده كه نباید فرمانده سپاه درباره آنها موضع‌گیری كند.

البته این موضع‌گیری محمدرضا خاتمی كه از یكی از عناصر فتنه‌انگیزی در سال 88 بود، به سرعت با واكنش شخصیت‌ها و جریانات سیاسی روبرو و محكوم شد و بسیاری از شخصیت‌ها بر این نكته نیز تأكید كردند كه دستگاه‌های قضایی و امنیتی كشور بایستی با فتنه‌گری همچون محمدرضا خاتمی برخورد قاطع‌تری می‌كرد.

از سوی دیگر مروری بر كارنامه و سند تأملات راهبردی حزب مشاركت كه محمدرضا خاتمی عضو ارشد این حزب است، نشان می‌دهد كه حزب متبوع وی بیش از آنكه یك حزب سیاسی باشد، یك جریان برانداز بود كه اقدامات براندازی را در دستور كار خود قرار داده بود.

به گزارش خبرگزاری فارس، یكی از اسناد كشف شده از حزب مشاركت كه مبنای اقدامات خلاف امنیت ملی این حزب در حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری بود "سند تاملات راهبردی " است كه محتوای آن با حضور اعضای مركزیت و برخی مشاوران نظریه پرداز حزب مشاركت طی جلساتی مستمر با عنوان "تاملات راهبردی سیاسی-تشكیلاتی ( دوره پنج ساله ) " تدوین و به شورای مركزی ارئه شد. پس از بحث و بررسی این متن در شورای مركزی و جمع بندی نظرات، متن به تصویب رسید و به عنوان سندی برای تصویب به كنگره یازدهم در پاییز سال 87 ارائه شد كه در این كنگره نیز پس از بحث و بررسی به تصویب رسید و جهت اجرا به دبیر كل ابلاغ شد، تا بر پایه محتوای سند با تشكیل كمیته های مرتبط تمهیدات اجرایی شدن این سند را در تشكیلات فراهم آورد كه در گذر زمان این اقدام در حال انجام بود.

حزب مشاركت در سند "تاملات راهبردی " سیاسی- تشكیلاتی پرده از منویات خود برای تغییر ماهوی نظام مقدس جمهوری اسلامی برمی‌دارد. هر چند كه نویسندگان این سند سعی نموده اند نیت واقعی خود كه حاكمیت سكولاریسم در كشور است را در لفافه اصطلاحاتی مانند مردمسالاری و دموكراسی بپوشانند اما در بخش‌هایی نتوانسته‌اند واقعیت خویش را بپوشانند. از جمله در سراسر اسناد حزب ضمن تصریح به عدم وجود مردم‌سالاری در ایران موضوع گذار به دمكراسی مطرح است و شرایطی را كه برای حركت از یك نظام دیكتاتوری به نظام دمكراسی باید طی شود را مرحله‌بندی و پیشنهاد می‌نماید. در بند الف 2 ازاین سند حاكمیت ایران را توتالیتر، اقتدارگرای نظامی و سلطانی معرفی كرده و با قدری ارفاق به بخشی از جریان حاكمیت ایران به آن عنوان "دیكتاتوری لیبرال " داده است.

حزب همچنین استراتژی خود را در بند الف 2 در سه مرحله مطرح می‌كند:

1- كوتاه مدت: مقابله با ساختار حقیقی(مسئولان موجود كشور و در دست گرفتن قدرت تحت عنوان گذار به مردم سالاری بیشتر.

2- میان مدت، تغییر ساختار حقوقی (قانون اساسی).

3 -بلند مدت: مردم سالاری تمام عیار كه منظور آنها حذف دین از مالكیت كشور است.

از سوی دیگر در بند الف 1 این سند در تحریف آشكار تاریخی، انقلاب اسلامی ایران را انقلاب ایران و بر خلاف نص قانون اساسی و در مقابل نقض آشكار با نظرات امام خمینی(ره) و ملت ایران كه برای تحقق یك انقلاب مكتبی دهها هزار شهید تقدیم نموده‌اند، انقلاب جمهوریت در سازگاری با ارزشهای دینی و نه انقلاب اسلامی معرفی‌ می‌كند. در چند سطر بعد با تقبیح احترام نظام به آراء عموم مردم و در مخالفت به احترام به آراء عموم ملت در مقابل آراء خواص و احزاب قدرت طلب این احترام نظام به مردم كه مرام امیر المومنین(ع) و سیره عملی امام خمینی (ره) بوده است را "تقدس بخشیدن به عامه مردم در مقابل نهادهای مدنی می خواند و با اهانت به آگاهی مردم شریف ایران حضور آنان در صحنه را "مشاركت توده وار و بسیج شده از بالا " نام می گذارد .و مدعی می شود كه پس از ارتحال امام خمینی(ره) "اندك سالاری " یا حاكمیت اقلیت بر اكثریت حاكم شده است و با كاربرد عبارت "یكه سالاری " مدعی می شود كه كشور در حال سیر از "اندك سالاری‌ " به "یكه سالاری " است.

آقای رمضان زاده قائم مقام حزب مشاركت در خصوص منظور از مردم سالاری تمام عیار مورد نظر حزب چنین می‌نویسد: "من از مردمسالاری تمام عیار آن چیزی كه می فهمم دمكراسی بی قید و شرط و یا حتی غیردینی است.

همچنین در بند ت 6 راهبرد حزب مشاركت آمده است: "حزب با همیشگی كردن "قوانین موضوعه " به بهانه مبتنی بودن آنها بر احكام شریعت مخالف است "

در عین حال در واكنش به محتوای این سند، اكثر اعضای شورای مركزی مشاركت كه مورد تحقیق قرار گرفته اند ابراز برائت و یا ندامت نموده اند. از جمله آقای سعید حجاریان عضو مركزیت حزب مشاركت وقتی از او پرسیده می شود شما كه با این وضوح انحرافات را می دانستید چرا تصحیح نكردید میگوید: " من همه این انحرافات را نقد كردم ولی به نقد من ترتیب اثر ندادند "حجاریان در واكنش به عبارت این سند مهم حزبی بخشهای زیادی از آنرا كاملا مردود می‌شمارد و بعنوان نمونه چنین می نویسد: جمهوری اسلامی مشروعیت داشته و دارد ،این كه بگوییم هر زمان یك گرایش غالب بوده اشتباه است .اینكه ظرفیت نظام محدود است اشتباه است ،اصطلاح دیكتاتوری لیبرال غلط است ،توتالیتریسم در ایران منتفی است.الفاظی نظیر تمامیت خواه، توتالیتاریسم و سلطانیسم برای ایران اشتباه است.

سعید حجاریان این تحلیل های غلط را غیر قابل انطباق با واقعیت های جمهوری اسلامی می خواند و می گوید این سند بیشتر با استفاده از دو كتاب آقای بشیریه نوشته شده و علوی تبار این نظریات را از آنجا گرفته است حسین بشیریه با پروفسور جان كین مرتبط و ملاقاتهایی داشته است وی كتب زیادی درباره گذار به دمكراسی نوشته كه به لحاظ محتوایی با اهداف بنیادسوروس همنوایی دارد "

وقتی از آقای حجاریان پرسیده می شود چرا دیگران این سند را با این خطا ها و انحرافات فاحش امضاء كردند؟ می گوید: "90 درصد اعضای مركزی اصلا نمی دانند این متن چیست حتی یكبار هم نخوانده و به اعتماد دیگران امضاء كرده اند "

آقای صفائی فراهانی عضو دیگر مركزیت حزب مشاركت و معاون دبیر كل حزب درجواب همین سئوال می گوید: "من عنصر سیاسی نیستم و اطلاعات سیاسی من حتی از متوسط هم ضعیف تر است. تخصص من امور اقتصادی است این متن را به اعتماد دیگران امضاء كردم ".

وی در ادامه مراحل تحقیق نسبت به برخی از مفاد اسناد حزبی كه خود آنرا امضاء كرده است می‌گوید: "اگر این متن درست تایپ شده باشد از اساس با آن مخالفم " و در جای دیگر می گوید: "معنی این قسمت را نمی دانم و خودم هم وقتی این متن را در بازداشت قرائت كردم مراد از قوانین موضوعه را متوجه نشدم ".

آقای رمضانزاده قائم مقام حزب مشاركت در این زمینه ضمن ابراز برائت نسبت به بخشهای مهمی از مفاد سند راهبردی حزب ،در مورد بعضی بخشهای سند مذكور اعلام می دارد: "این نظریه بنظر من كاملاً غلط است "و درجاهای متعدد در واكنش به اسناد حزب مشاركت می گوید: "چنین تحلیل هایی خلاف مرامنامه و بیانیه موسسان حزب است " و در جای دیگر با قرائت متن سند حزب با ناباوری می‌نویسد: "من این تحلیل حزب را قبول ندارم ". نامبرده در جای دیگری می نویسد: "این تخلف صریح حزبی است و غیر قابل پذیرش و فاقد وجاهت است " در واكنش به بخش دیگر از سند حزب مشاركت آقای رمضان زاده چنین می نویسد: "این تحلیل بسیار مغشوش ناچسب و غیر منطبق بر واقعیت است. "

آقای امین زاده كه بواسطه اشتغال در سمت هایی كه مباین با عضویت در احزاب و گروههاست و از حزب استعفا داده است ولی عملاً در هسته ی مركزی، نظریه پردازی كاملا فعال بوده است. ضمن اعلام برائت از بخشهای عمده ای از مفاد سند راهبردی حزب مشاركت و اظهار بی اطلاعی در پاسخ به این سئوال كه گفته می شود بخشهایی از این سند توسط شما تنظیم شده در بازجویی های خودش آورده است: "جزوه حاضر جزوه بسیار بدی است. مطالب در بخشهای اول با عباراتی بد و حساسیت آفرین، بدون رعایت حدود و شئونات و گاه با لحن و بیانی گزنده و ناشایست نوشته شده است. بنظر من نویسندگان این حتی قادر نبودند چنین محتوایی را در مطبوعات منتشر نمایند. لذا بسیار عجیب است كه آنرا بعنوان جزوه استراتژیك یك حزب قابل قبول دانسته اند در حالیكه به باور من حتماً یك حزب برای ادبیات چنین جزوه ای كه قرار است مواضع رسمی حزب تلقی شود باید دقت و رعایتهای خیلی بیشتر از یك مقاله مطبوعاتی در نگارش آن اعمال می كرد. ". "من واقعاً متاسفم كه نوشته های اینجانب كه معمولاً با رعایت نوشته می‌شود در كنار چنین مطالب و عباراتی قرار گرفته و بخشی از متنی است كه بدلیل همین بی‌توجهی ها متنی كاملاً حساسیت برانگیز و مساله آفرین شده است. "

آقای امین زاده در بخش دیگری چنین می نویسد: "به عقیده اینجانب این شیوه عمل و تحلیل و بی دقتی هایی كه در این جزوه نمود پیدا كرده است عملاً سوء تفاهم ها میان احزاب و مسئولین نظام را افزایش می دهد "، "چیزی كه نه تنها راهكاری برای آینده حزب پیش رو نگذاشته بلكه باعث دشوارتر شدن شرایط فعالیت های آتی حزب هم می شود ".

خبرگزاری فارس برای آنكه اهل نظر با نظریات و ادبیات حاكم بر حزب منحله مشاركت بیشتر آشنا شوند اقدام به انتشار متن كامل این سند می نماید.

* متن كامل سند تاملات راهبردی

مقدمه: در تلاش و مبارزه سیاسی، معمولا از ابزارهایی برای پیشبرد اهداف مورد نظر بهره‌گیری می‌شود. مهم‌ترین این ابزارها عبارتند از: تشكیلات ، كمیت اعضا، امكانات مالی و منابع و رسانه‌های همگانی. یك نیروی سیاسی برای موفقیت ناگزیر است كه در حد امكان ابزارهای پیش گفته را برای خویش تدارك دیده و با كارآیی تمام از آن‌ها بهره گیرد. این ابزارها با نوعی ارتباط درونی یكدیگر را تقویت می‌كنند. به طور مثال تعداد اعضا و هواداران اگر چه مهم است اما زمانی می‌تواند موثر و ماندگار باشد كه با سازماندهی و تشكل همراه گردد.
همین واقعیت است كه حزب و فعالیت حزبی را ضروری می‌سازد. فعالیت حزبی در واقع فراهم كردن امكان برای تحقق ظرفیت‌های بالقوه است. حزب نیروهای همسو را به یكدیگر پیوند می‌دهد و با بر هم افزایی توان‌های فردی آن‌ها قدرتی تاثیرگذار فراهم می‌آورد.
كاركرد اصلی یك حزب «عمل جمعی سیاسی» است. اقداماتی كه یك حزب انجام می‌دهد و تاملات و اندیشه‌هایی كه قبل و بعد از هر اقدام می‌كند، همگی با این هدف صورت می‌گیرند كه اماكن و زمینه دستیابی به قدرت، سهیم شدن در آن و تاثیرگذاری نظام یافته بر آن را فراهم آورند.
محور بودن «عمل جمعی سیاسی» در حزب الزاماتی داشته و جهت‌گیری‌هایی را برای حزب ضروری می‌سازد.
نخستین الزام آن، تقویت «جمعی » است كه قرار است عمل جمعی سیاسی را انجام دهد. این تقویت به طور متعارف از طریق افزایش انسجام، گسترش منابع، تقویت سازماندهی و ... صورت می‌پذیرد. الزام دوم تامل در زمینه راهبردها،‌خط مشی‌ها و راهكارهایی است كه حزب در جریان عمل نظام یافته خود، عملی كه معطوف به قدرت نهادینه شده است، از آن‌ها تبعیت كرده و از آن‌ها رهنمود سلبی یا ایجابی می‌گیرد. لوازم سوم به الزامات عمل باز می‌گردد. ایجاد و تقویت انگیزه عمل در افراد، ایجاد زمینه‌ها و بسترهای محیطی لازم برای عمل و مدیریت عمل از جمله این الزامات هستند.
مجموعه حاضر حاصل گفتگوها و تاملاتی است كه با هدف تقویت «عمل جمعی سیاسی» و تامین الزامات آن صورت گرفته است. تلاش صورت گرفته تحت عنوان «تاملات راهبردی سیاسی- تشكیلاتی حزب» (پنجساله) ارائه گردیده است. نتیجه تاملات این بوده است كه تاملات راهبردی سیاسی- تشكیلاتی حزب در پنج سال آینده پیرامون محورهای زیر خلاصه و طبقه‌بندی شود:
الف - اقدام پیگیر برای گذار به مردمسالاری فزاینده در چارچوب ظرفیت‌های نظام جمهوری اسلامی ایران،
ب- تحرك بخشی و توانمندسازی نیروهای اجتماعی در جهت مردمسالارانه كردن زندگی اجتماعی و رعایت حقوق بشر و حقوق شهروندی مردم،
پ- تلاش برای تثبیت و تقویت نظام حزبی پایدار و پویا در كشور،
ت- تقویت جایگاه دین در اندیشه و عمل حزبی،
ث- توسعه همه جانبه حزب مشاركت ایران اسلامی.
در قسمت‌های بعدی هر یك از محورهای این تاملات راهبردی در نهایت اختصار توضیح داده می‌شوند. ایجاد كمیته‌‌های كاری برای تحقق این محورها و طراحی خط مشی‌ها و روش‌های لازم برای تحقق آن‌ها از اقدامات بعدی حزب خواهد بود.
الف - اقدام پیگیر برای گذار به مردمسالاری فزاینده در چارچوب ظرفیت‌های نظام جمهوری اسلامی ایران
درك درست این محور راهبردی مستلزم توجه به مفاهیمی است كه در آن بكار گرفته شده‌اند. تلاش شده تا مفاهیم دقیق و گرانبار از تحلیل و نظریه باشند. از این رو قبل از تشریح این محور توجه به برخی از مفاهیم بكار رفته در آن ضروری است.
الف- 1- نظام جمهوری اسلامی ایران: انقلاب اسلامی ایران، انقلابی اصیل و با آرمان‌های متعالی بود. این انقلاب علیه نظامی صورت می‌گرفت كه استبدادی ، ظالمانه، تحت‌الحمایه و فاسد بود و تجربه تلاش‌های، مكرر شكست خورده در آن از اصلاح‌ناپذیری‌اش حكایت می‌كرد. این انقلاب با تكیه بر گسترده‌ترین بستر اجتماعی تحقق آرمان‌های تاریخی ملت ایران (استقلال،‌آزادی و مردمسالاری، عدالت اجتماعی و معنویت و اخلاق) را دنبال می‌كرد. به روشنی باید میان انقلاب ایران كه انقلاب «جمهوریت» در سازگاری با ارزش‌های دین و در تكامل انقلاب «مشروطیت» بود با پیامدهای پس از آن فرق گذاشت. با تكیه بر اصالت این انقلاب و آرمان‌هایش می‌توان به نقدی همه جانبه از وضعیت گذشته و حال جامعه اقدام كرد. تلاش‌های اصلاح طلبانه امروز را باید نوعی بازگشت آگاهانه به آرمان‌های نخست انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران دانست.
از نظام جمهوری اسلامی ایران، قانون اساسی آن و تجربه حیات سی‌ساله آن، سه برداشت و تفسیر ارائه می‌شود.تفسیر اول، وجه فرهمند (كاربزماتیك)‌است. تفسیر دوم ، اندك سالارانه (الیگارشیك) و تفسیر، سوم،‌مردمسالارانه (دموكراتیك) است. این سه تفسیر از لحاظ «مبنای مشروعیت» ،«شیوه مشاركت سیاسی » و «گفتمان غالب سیاسی» با یكدیگر متفاوتند. به طور مثال مبنای مشروعیت نگرش فرهمند، «اقتدار فرهمندانه» است و شیوه مشاركت سیاسی مورد نظر آن «مشاركت توده‌وار و بسیج‌ شده از بالا» و گفتمان غالب سیاسی آن «تقدس بخشیدن به سیاست، تاكید بر رسالت دینی و جهانی حكومت، تقدس بخشیدن به عامه مردم در مقابل نهادهای مدنی و ...» است. در حالیكه مبنای مشروعیت تفسیر اندك سالانه،‌«اقتدار سنتی» و شیوه مشاركت مورد نظر آن‌ «مشاركت نفوذی، غیر رسمی،‌شخصی و مبتنی بر روابط» می‌باشد و مبنای مشروعیت تفسیر مردمسالارانه و «اقتدار قانونی و دیوانسالارانه» و شیوه مشاركت مورد نظر آن «مشاركت خود جوش، سازمان یافته، آزاد و مبتنی بر نهادهای مدنی» می‌باشد. از هنگام تثبیت نظام این سه برداشت با یكدیگر همزیستی داشته و در هر مقطعی یك نگرش غالب بوده و دو برداشت دیگر در حاشیه قرار داشته‌اند. به طور مثال در دوران حیات رهبر انقلاب با وجود جنگ به رغم وجهه فرهمند امام، انتخابات نقشی موثر در حكومت داشت. پس از آن برداشت اندك سالار غالب گردید بعد از یك دوره تلاش برای غالب كردن وجه مردمسالار، اینك نیرویی قدرتمند وجود دارد كه می‌كوشد نوعی «یكه سالاری» را در نظام غالب كند. در صورت غالب شدن نیروی طرفدار «یكه سالاری»، نظام جمهوری اسلامی ایران تغییر ماهیت خواهد داد.

الف- 2- ظرفیت نظامی جمهوری اسلامی ایران. برای بررسی و تحلیل ظرفیت نظام جمهوری اسلامی ایران برای گذار به مردمسالاری باید به تمایز میان «ساختار حقوقی» و «ساختار حقیقی» توجه كرد. منظور از ساختار حقوقی قدرت در جمهوری اسلامی ایران، «نهادهای سیاسی پذیرفته شده در قانون اساسی» ، «اختیارات و وظایف این نهادها» ،«سلسله مراتب قانون آن‌ها» و «سازوكارهای تصمیم‌گیری پذیرفته شده در قانون» است.
اما منظور از ساختار حقیقی قدرت در جمهوری اسلامی ایران، «چگونگی توزیع منابع قدرت در میان بخش‌های مختلف حاكمیت»،«سلسله مراتب واقعی نهادهای قدرت» ،«آرایش نیروهای سیاسی» ،«میزان توانایی سیاسی مخالفان و منتقدان» و «میزان توسعه یافتگی جامعه مدنی و رابطه آن با حكومت» و وضعیت اقتصادی، اجتماعی، منطقه‌ای و طبقات اجتماعی است.
در عین حال، همواره بین «ساختار حقوقی» و «ساختار حقیقی» قدرت، نوعی رابطه تعاملی و تعینی وجود داشته و دارد. به گونه‌ای كه حتی محتوای نظام و «ساختار حقوقی» می‌تواند تحت تاثیر و تحولات و تغییرات در «ساختار حقیقی» قبض و بسط یابد و چهره‌های اقتدارگرایانه یا مردمسالارانه به خود بگیرد، از این رو توجه به تحول و اصلاح در «ساختار حقیقی» و عمل سیاسی - اجتماعی معطوف به جامعه مدنی، همواره باید در دستور كار جبهه باشد.
ظرفیت «ساختار حقیقی» قدرت در جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر (سال 1387) محدود است. البته این امكان وجود دارد كه در بخش اقتصادی،‌آزادسازی و عقلایی كردن تصمیم‌گیری‌ها را تحقق بخشد اما در بخش سیاسی، كماكان نوعی از اقتدارگرایی دست بالا را دارد. باید به این واقعیت توجه داشت كه تنها بخشی از جریان‌های اقتدارگرای حاكمیت به نوعی از «دیكتاتوری لیبرال» گرایش دارند و بخش‌های دیگر از آن در آرزوی اشكالی از «توتالیتاریسم» ،«اقتدارگرایی نظامی» و «سلطانیسم» به سر می‌برند! اما در مجموع می‌توان گفت كه در صورت همراهی و حمایت جریان‌های دموكراسی خواه علاوه بر امكان و ظرفیت «آزادسازی اقتصاد»،«آزادسازی سیاسی» نیز می‌تواند در چارچوب ساختار حقیقی قدرت موجود، در دستور كار اصلاح طلبان قرار گیرد.
«ساختار حقوقی» قدرت بر جمهوری اسلامی ایران نیز برای گذار به مردمسالاری امكان نسبی فراهم می‌كند. در بدبینانه‌ترین تخمین، ساختارحقوقی جمهوری اسلامی ایران ظرفیت گذر از توتالیتاریسم، اقتدارگرایی كامل، دیكتاتوری لیبرال و دموكراسی نمایشی و «شبه دموكراسی» را دارد.
نكته قابل توجه این است كه نیروهای طرفدار مردمسالاری در «كوتاه مدت» با ساختار حقیقی مواجهند و باید گذار به مردمسالاری بیشتر را در چارچوب آن برنامه‌ریزی كنند. اما در میان مدت ظرفیت ساختار حقوقی نیز قابل توجه و تكیه است. در بلندمدت نیز می‌توان به مردمسالاری تمام عیار اندیشید. نكته‌ای كه باید علاوه بر نكات قبل به آن توجه داشت این است كه حضور جریان‌های طرفدار مردمسالاری در نهادهایی كه مطابق قانون از طریق انتخاب مستقیم مردم برگزیده می‌شود، امكانپذیرتر از سایر نهادها است. به همین دلیل در مرحله نسخت حضور در نهادهای ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و شورای شهر و روستا و در مرحله بعد مجلس خبرگان نهادهای مناسب‌تری برای حضور طرفداران مردمسالاری می‌باشند.
گذار به مردم‌سالاری بیشتر هم در ارتباط با «كل نظام» قابل طرح است و هم در ارتباط با «قوای مختلف» آن، به ویژه در مورد نهادهای انتخابی امكان‌گذار به مردم‌سالاری بیشتر در درون خود قوه با نهاد نیز متصور است. به طور مثال «مردمسالارانه كردن قوه مجریه» شعاری كاملا معنادار و درست است.

الف - 3- گام‌های راهبردی و الزامات آن‌ها.
با توجه به خصوصیات نظام جمهوری اسلامی ایران و ظرفیت‌های آن می‌توان گام‌های زیر را به عنوان تلاشی برای مردمسالاری بیشتر در چارچوب ظرفیت‌های این نظام مطرح كرد. این گام‌ها لزوما آرمان نهایی را به ارمغان نمی‌آورد اما گام‌هایی در جهت آرمان مردمسالاری كامل و همه جانبه محسوب می‌گردند و تنها یك دوره میان مدت ( پنج ساله) را در برمی‌گیرند.

گام اول: ایجاد و تثبیت یك بخش مردمسالار برخوردار از تكیه گاه اجتماعی سازمان یافته در درون حاكمیت. از این رو حضور فعال در انتخابات‌ها (هم به عنوان هدف دستیابی به قدرت و هم به عنوان وسیله‌ای برای نهادینه كردن مردمسالاری و دامن زدن به عمل سیاسی در عرصه عمومی)‌توجیه و عمل بدان ضرورت می‌یابد. مگر در شرایطی خاص كه هیچ یك از اهداف تعریف شده جبهه را برای رسیدن به مردمسالاری برآورده نكند.
گام دوم: وجه اول:گذار به حداكثر مردمسالاری ممكن در بخش تحت حاكمیت مردمسالاران در حكومت.
وجه دوم: فاصله‌گیری از توتالیتاریسم و سلطانیسم و اقتدارگرایی نظامی با توجه به ساختار حقیقی قدرت و رفتن به سوی آزادسازی اقتصادی و تامین استقلال حوزه تصمیم‌گیری اقتصادی از ملاحظات سیاسی.
گام سوم: گذار به مردمسالاری بیشتر در چارچوب ساختار حقوقی قدرت و طی مراحل دموكراسی. اگر گام‌های فوق با موفقیت برداشته شود،ساختار حقیقی قدرت در ایران ظرفیت گذار مسالمت‌آمیز و آرام به سوی دموكراسی مبتنی بر نمایندگی و پس از آن ادامه سیر تعمیق دموكراسی را خواهد یافت.
گام چهارم: اخلاقی كردن مناسبات سیاسی آرمانی مهم برای كسانی است كه با انگیزه‌های دینی و انسانی به سیاست‌ورزی می‌پردازند. اگرچه باید توجه داشت كه در عرصه سیاست نیز چون سایر عرصه‌های زندگی جمعی انسان‌ها، علاوه بر آنكه باید از قواعد و اصول عام اخلاقی تعبیت كرد باید به ادب مقام و موقعیت نیز توجه داشت. به بیان دیگر اخلاقی بودن در عرصه سیاست در عین پایبندی به اصول عام اخلاق، نیازمند مراعات ویژگی‌های خاص این عرصه و قواعد راهنمای اخلاق خاص آن نیز هست. برای انسان‌هایی كه با آرمان‌های دینی و به عنوان بخشی از برنامه عام برای تعالی انسان به سیاست‌ ورزی اقدام می‌كنند زمینه‌سازی برای اخلاقی شدن عرصه سیاست (هم به معنای عام و هم به معنای خاص آن) ضرورتی غیر قابل انكار است. در واقع تلاش برای تصرف و شریك شدن در قدرت اگر با نیت تحقق آرمان‌های متعالی و همراه با پایبندی به ارزش‌های اساسی نباشد ضد ارزش است.

الف -4- الزامات هر یك از گام‌های راهبردی: برداشتن هر یك از گام‌های راهبردی پیش گفته نیازمند فراهم آمدن امكانات و لوازمی است كه در اینجا به اختصار به آن‌ها اشاره می‌شود.
یكی. الزامات گام اول. ایجاد یك بخش مردمسالار در درون حاكمیت ممكن است در نتیجه یك فرآیند طولانی دگرگونی ارزشی وایدئولوژیك و یا یك اتفاق پیش بینی نشده حاصل گردد. اما تداوم آن مستلزم تحقق پیش شرط‌های زیر است:
1- تفاوت معناداری از نظر مواضع و ارزش‌ها میان این بخش با بخش غیر دموكراتیك حاكمیت وجود داشته باشد و هر كدام از این دو بخش منافع، مصالح و علایق بخش‌های متفاوتی را در جامعه نمایندگی كنند.
2- هر یك از بخش‌ها و گروه‌های درون حاكمیت سازمان‌های سیاسی موثر خود را پیدا كنند.
3- بخش مردمسالار حاكمیت در بهره‌گیری از فشارهای توده‌ای برای رسیدن به سازش استقلال عمل قابل ملاحظه‌ای پیدا كند.
4- بخش مردمسالار حاكمیت بتواند از بحران‌هایی كه كل سیستم سیاسی را تهدید می‌كند به نفع تثبیت مردمسالاری و چانه‌زنی بیشتر استفاده نماید.
در فاصله زمانی 1383 - 1376 تلاش برای مردمسالارانه كردن بخشی از حاكمیت به دلیل فقدان شرایط فوق تثبیت نگردید و مراحل بعد برای گذار به مردمسالاری یا متوقف شد و یا به عقب بازگشت.
دوم: الزمات گام دوم: با توجه به اینكه برداشتن این گام در دو وجه متفاوت صورت می‌گیرد، از این رو می‌توان الزامات آنرا در دو وجه متفاوت مورد بررسی قرار داد. اما می‌توان به طور كلی از الزامات به صورت زیر سخن گفت:
1- مشخص كردن ظرفیت‌های بخش‌های انتخابی حاكمیت برای گذار به مردمسالاری و آماده كردن طرح‌هایی برای تحقق بخشیدن به این ظرفیت‌ها .
2- آماده كردن طرحی برای استقلال بخشیدن به حوزه اقتصاد نسبت به سیاست. به گونه‌ای كه تصمیم‌گیری‌های اقتصادی به جز در برخی از حوزه‌های خاص (آموزش و پرورش، بهداشت و درمان و تامین اجتماعی) بر مبنای ملاحظات و منطق اقتصادی صورت گیرد ونه ملاحظات سیاسی. این طرح باید در برگیرنده مجموعه‌ای از اقدامات لازم برای فراهم آوردن زمینه‌های نهادی و حقوقی عملكرد بهینه ساز و كار بازار (مبادله آزاد و رقابتی) باشد.
3- تلاش برای جلب نظر مساعد بخش‌هایی از حاكمیت كه اگر چه طرفدار گذار به مردمسالاری نیستند اما نسبت به آزادسازی اقتصادی نظر مساعد دارند به طرح آزادسازی اقتصادی، ضروری می‌باشد.
4- حضور حزبی (نه انفرادی) در بخش‌های انتخابی قدرت و پیوند انداموار میان مسوولان و شبكه حزبی از ضرورت‌های این مرحله می‌باشد. تنها از افرادی برای انتخاب شدن باید دفاع كرد كه همكاری و تداوم رابطه انداموار با حزب را بپذیرند.
سوم. الزامات گام سوم: مهم‌ترین الزام این گام بهره برداری از ظرفیت‌ انتخابات و سپس تدوین ظرفیت‌های مردم‌سالارانه موجود در قانون اساسی است و بر این اساس تهیه مجموعه‌ای از لوایح دولتی و طرح‌های نمایندگان برای قانونی كردن این ظرفیت‌ها از اهمیتی ویژه برخوردار است.
ب- تحرك بخشی و توانمند سازی نیروی اجتماعی در جهت مردم سالارانه كردن زندگی اجتماعی
همانطور كه بارها تاكید شده است، حزب در كنار تلاش برای حضور در عرصه سیاست و تاثیرگذاری مستقیم بر قدرت نهادینه شده (حكومت - دولت) می‌كوشد تا با تقویت نیروهای اجتماعی و تقویت نهادهای مدنی ضمن حفظ استقلال نسبی زندگی اجتماعی از حكومت به مردم سالارانه تر شدن روابط سیاسی نیز كمك كند.
تلاش برای مردم سالارانه تر كردن روابط اجتماعی بر مبنای برخی تصورات عام در مورد شرایط اجتماعی ایران طرح می‌گردد. ضمن طرح این دیدگاه‌ها به ارائه پیشنهادهای متناسب اقدام می‌گردد.
ب - 1- زندگی اجتماعی مدرم ایران سخت تحت تاثیر خط مشی‌های (سیاست‌های) عمومی دولت قرار دارد. ویژگی‌های خاص دولت در ایران كه ناشی از موقعیت رانتی آن است باعث شده كه این تاثیر پذیری زندگی اجتماعی از خط مشی‌های عمومی در ایران فزاینده گردد و در مقایسه با كشورهای در حال توسعه دیگر بسیار بیشتر باشد. خط مشی‌های عمومی در ایران به مقدار زیادی محدوده و امكانات عملی اقدامات مردم را تعیین می‌كنند.
از این رو شناخت سیستم خط مشی‌گذاری عمومی در ایران و عواملی كه بر این سیستم موثر بوده و جهت گیری‌های آن را مشخص می‌سازند برای همه فعالان اجتماعی ضروری است. رجوع به متون مربوط به خط مشی‌گذاری عمومی نشان می‌دهد كه شكل گیری خط مشی‌های (سیاست‌ها) در سه مرحله قابل مطالعه و بررسی هستند. آنچه سیستم كلی "خط مشی‌گذاری عمومی " را شكل داده و تعین می‌بخشد ذیل سه عنوان قابل طبقه بندی است:
ساختار و كاركردهای حكومت، نیروهای اجتماعی و نظام اقتصادی و فن‌آوری معیشتی
هر یك از عناوین كلی را نیز می‌توان به اجزایی تقسیم و طبقه بندی كرد. ساختار و كاركردهای حكومت قابل تجزیه به عناصری چون: ساختار حقوقی - سیاسی، ساختار عرصه سیاسی، گرایش ایدئولوژیك حكومت و ماهیت دیوانسالاری حكومتی می‌باشد. نیروهای اجتماعی را نیز می‌توان به طور كلی به گروه‌های طبقات اجتماعی، گروه‌های منزلتی،‌ احزاب و جریان‌های سیاسی، جنبش‌های اجتماعی و سازمان‌های دولتی تقسیم نمود.
نظام اقتصادی و معیشتی نیز دربر گیرنده‌ هدف‌ها و انگیزه‌ها چارچوب‌های اجتماعی و حقوقی و دانش‌ها ابزارها و روش‌هاست.
شناخت سیستم خط مشی‌گذاری عمومی در هر كشور و تبیین و توضیح خط‌مشی‌های حاصل از عملكرد این سیستم در گرو داشتن تصوری روشن از عناصر سه گانه پیش گفته است. بخش اصلی ویژگی‌های خط مشی‌های عمومی در ایران را با تكیه بر ویژگی‌های این عناصر سه گانه می‌توان تبیین كرد. چنین تبیینی این امكان را فراهم می‌آورد تا عوامل محدود كننده و امكان بخش به اقدامات عمومی را بهتر بشناسیم. بدون آنكه بخواهیم وارد بحث‌های تفصیلی مطرح شده و در این زمینه شویم به برخی از ویژگی‌های تعیین كننده در ایران اشاره می‌كنیم:
1- حكومت در ایران دارای استمرار ستیزهای گوناگون (فرهمند، اندك سالار و مردم سالار) كاركردهای ناسازگار (بر عهده گرفتن وظایف جدید بدون انجام وظایف متعارف و بنیادین به طور مطلوب) و موقعیت خود مختار (استقلال بیش از اندازه حكومت از خواسته‌ها و نیروهای اجتماعی) است.
2- جامعه ایران جامعه‌ای منقسم به طبقات است و نه طبقاتی (طبقات اقتصادی در آن شكل گرفته است اما به طور كامل به طبقه اجتماعی تبدیل نگردیده‌اند) و به غیر از مواردی از طبقه متوسط مدرن و بخشی از سرمایه دارای تجاری رفتار جمعی طبقاتی در آن دیده نمی‌شود.
3- گروه‌های منزلتی (روحانیان و بخشی از نظامیان) همراه با جریان‌های سیاسی در خط مشی‌گذاری در ایران نقشی عمده دارند.
4- در زمینه خط مشی‌های عمومی گرایش‌های ایدئولوژیك متعارضی در درون حاكمیت وجود دارد و منجر به جهت‌گیری‌های مختلف و گاه متعارض در خط مشی گذاری عمومی می‌گردد.
5- دیوانسالاری (بوروكراسی) ایران هنوز تعین كامل نیافته و میان دیوانسالاری محافظ و دیوانسالاری تحت الحمایه در حركت است و با دیوانسالاری مبتنی بر شایسته سالاری فاصله دارد.
67- بازارهای اقتصادی (بازار كالا و خدمات، بازار كار، بازار سرمایه و ...) ناقص تعیین نیافته و فاقد پیش شرط‌های لازم بر عملكرد كارآمد هستند. از این رو فعالیت‌های بخش خصوصی نتایج مورد نظر را موارد متعددی برآورده نمی‌سازد.
فناوری دو گانه در كشور وجود دارد و فناوری معیشتی سنتی در كنار فناوری مدرن همزیستی می‌كند. مجموع ویژگی‌های فوق توضیح می‌دهند كه چرا خط مشی‌های عمومی در ایران ناپایدار متعارض و بدون رعایت تناسب میان هدف و وسیله اتخاذ می‌گردند.
ب - 2 - وضعیت ساختار نیروهای اجتماعی در ایران
رابطه میان نیروهای اجتماعی و ساختار اجتماعی را می‌توان به صورت زیر نشان داد
حكومت
دولت
سازمان و تشكل‌ها
گروه‌بندی‌ها و جنبش‌های اجتماعی
شكاف‌ها و تعارض‌ها و ستیزهای اجتماعی
نخستین پرسش در این زمینه وضعیت ایران مشخص كردن شكاف‌های اجتماعی فعال در آن است. به نظر می‌رسد شكاف‌های متعددی وجود دارد كه اصلی‌ترین آن، شكاف دموكراسی - اقتدارگرایی است.
ب- 3- یكی از ویژگی‌های اجتماعی دیگر كه برای طراحی راهبردهای توانمندسازی اجتماعی توجه به آن لازم است تعیین موقعیت فرهنگ و جهت گیری سیاسی مردم ایران است. برای این منظور می‌توان از جدول زیر بهره گرفت:
ب- تلاش برای تثبیت و تقویت نظام حزبی پایدار و پویا در كشور
بررسی‌های انجام شده در مورد علل عدم ناپایداری احزاب در ایران و راه حل‌های ممكن برای پایدار نمودن و نهادینه كردن فعالیت‌های حزبی در ایران، نشان می‌دهد كه چند عامل مهم همواره در یك قرن گذشته مانع مهم پیشرفت ماندگاری و نهادینه شدن احزاب در ایران بوده‌اند و هر راهبردی برای تقویت حزبی باید با توجه به این علل و موانع دنبال شود. این عوامل بازدارنده به شرح ذیل هستند.
ب - 1- موانع و مشكلات
1- مشكل فرهنگی فعالیت حزبی در جامعه: وجود ذهنیت منفی در جامعه نسبت به فعالیت حزبی و تمایل نخبگان جامعه به فعالیت سیاسی بدون وابستگی و تعلق خاطر نسبت به احزاب
2- فعالیت‌های داوطلبانه و غیر حرفه‌ای در احزاب: به دلیل كم توجهی به كاركرد نیروهای حرفه‌ای و ساختار منسجم، فقدان پشتوانه‌های مالی و عدم توانایی احزاب برای تامین هزینه‌های فعالیت‌ سیاسی حرفه‌ای و تاثیر پذیری شدید فعالیت‌های داوطلبانه در احزاب از تحولات مختلف از جمله احساسات عمومی نسبت به انجام و عدم انجام فعالیت‌های سیاسی.
3- فقدان یا ناپایداری نهاده‌های بنیادین فعالیت حزبی، مانند رسانه های حزبی، مراكز، تجمع، نهادهای پشتیبانی كننده اقتصادی‌،اجتماعی و فرهنگی و ...
4- تلاش بی امان حكومت‌ها در ایران به طور كلی و تلاش بی امان مخالفان دموكراسی در جمهوری اسلامی ایران برای تخریب نظام حزبی در كشور و ممانعت از نهادینه شدن موفق فعالیت‌های حزبی در جامعه
5- فقدان رابطه معنی دار میان نیروهای توانمند و بهره‌مند در جامعه و فعالیت‌ احزاب به ویژه احزاب تحول‌خواه و اصلاح طلب به دلیل عدم وجود كاركرد طبقاتی در احزاب و عدم درك درست نیروهای بهره‌مند از فرصت‌های ناشی از فعالیت‌ موفق احزاب اصلاح طلب، و در نتیجه فقدان حمایت كافی از احزاب از سوی نیروهای توانمند اقتصادی در جامعه
6- نقش و كاركرد حزب گریز بخش‌های قابل توجهی از نهادهای دینی در كشور و در نتیجه عدم ایجاد احزاب، فراگیر متشكل از نخبگان روحانی و غیر روحانی.
7- ورود نهادها و نیروهای نظامی و شبه نظامی در عرصه سیاسی
8- ضعیف بودن احزاب و عدم امكان تاثیر گذاری تعیین كننده آنان در مقابل حاكمیت به دلیل تعدد احزاب و غیر منسجم شدن توان بالقوه آنان و عدم ادغام و با ائتلاف مستحكم و پایدار برای قدرتمند تر كردن احزاب
9- افزایش فراگیر نقش نهادهای مدنی و گروه‌های دارای منافع مشترك و گروه‌های فشار در تحولات سیاسی. كشورها در جهان و از جمله ایران متاثر از عوامل مختلفی چون جهانی شدن و ناتوانی احزاب اصلاح طلب در مدیریت این نقش‌ها و تاثیر آن‌ها درهمه زمینه‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی. از جمله در زمینه‌هایی چون زنان، اقلیت‌های قومی و مذهبی، ورزش و ... كه به این موارد باید نقش كلیدی دولت‌ها را هم اضافه نمود.
10- فقدان ارتباط تعریف شده با اقشار و اصناف مختلف اجتماعی منجر به نخبه گرایی و فاصله از مردم در احزاب سیاسی شده است.
11- فقدان رابطه معنی دار بین احزاب سیاسی و "نهادهای مدنی فعال " و بی‌توجهی آن‌ها به "معضلات اجتماعی "
12- ساختار مردم سالار نوع احزاب سیاسی و در حاشیه بودن موضوعات مرتبط با زنان مانع از حضور زنان توانمند در احزاب شده و همچنین موضوعات زنان را از اولویت موضوعات این احزاب خارج می‌نماید.
از این موارد فوق موارد اخیر به صورت كامل به حضور و عدم حضور و میزان تاثیر اصلاح طلبان بر حاكمیت مربوط است. به میزانی كه اصلاح طلبان و دموكراسی خواهان در حاكمیت حضور و نفوذ بیشتری داشته باشند این مبارزه بی امان علیه نهادینه شدن احزاب، كم رنگ‌تر شده و تاثیر آن كمتر خواهد شد. هر چند به دلیل ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران، چشم انداز آینده حكایت از حذف این تلاش بی‌امان نمی‌كند. اما بدون تردید به میزان تدبیر اصلاح طلبان در حاكمیت می‌توان روی این كاركرد حساب متفاوت باز كرد و با عملكرد هوشمندانه اصلاح طلبان، حتی درساختار موجود نظام جمهوری اسلامی نیز می‌توان این تاثیر را به حداقل ممكن رساند.
برای تدبیر در سایر موارد با گرایش به كار در خارج از حاكمیت و در درون جامعه پیشنهادهایی ارائه شده است. ارائه این پیشنهادها تلاشی است برای یافتن علمی ترین راه‌های توانمند سازی احزاب اصلاح طلب در درون جامعه با توجه به تمامی ویژگی‌های تاثیر گذار ملی و بومی از جمله ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران و نقش مخالفان دموكراسی در این ساختار از یك سو و تحولات در نظام ارتباطات و نظام بین‌المللی از جمله تحولات ناشی از پدیده جهانی شدن از سوی دیگر. هدف تمامی این فعالیت‌ها توسعه توان حزبی است و فعالیت‌های حزبی در بیرون دولت و در درون اجتماع مورد توجه قرار گرفته است اما بی‌تردید تحقق بخشی به این فعالیت‌ها نیز صرفا در صورت ورود مجدد اصلاح طلبان به حاكمیت ممكن است.
بخشی از این فعالیتها در صورت ورود مجدد اصلاح طلبان به حاكمیت بسیار تقویت یا تسهیل خواهد شد و بخش مهم دیگری از فعالیتها نیز به ورود و عدم ورود اصلاح طلبان به حاكمیت ارتباطی ندارد و فعالیت های كاملا مرتبط با تحولات و نیروهای خارج از قدرت و حكومت است؛ ولی بی تردید كاركرد حاكمیت تأثیر قابل توجه خود را حتی بر این نوع فعالیتها نیز خواهد داشت.
(به دلیل تأثیرپذیری زیاد راهبرد توانمندسازی نظام حزبی، از حضور یاعدم حضور مؤثر اصلاح طلبان در حاكمیت نظام، پیشنهاد می شود به عنوان بخشی از مطالبات از رئیس جمهور آینده بحث نهادینه كردن دموكراسی و نهادینه كردن فعالیت احزاب سیاسی و نهادهای مدنی به عنوان بخشی مهم از استراتژی بهره گیری از فرصت احتمالی حضور در حاكمیت مورد توجه قرار گرفته و پیشنهادهایی برای آن تدوین گردد. امكان شكل‌دهی بسیاری از این نوع فعالیتها در گذشته وجود داشته و در صورت بازگشت به قدرت بار دیگر به وجود نخواهد آمد. تدبیر درست در مورد آنان می‌توانند مانع از دست رفتن مجدد فرصت شود.)
باتوجه به مشكلات پیش گفته محورهای زیر برای تقویت نظام حزبی در كشور پیشنهاد می گردد. برخی از این محورها به طور مستقیم و برخی به صورت غیرمستقیم به تقویت نظام حزبی در كشور یاری می رسانند.
پ-2- نهادینه كردن فعالیت های حزبی در كشور
- تقویت نهاد و توزیع امكانات مشترك برای همه احزاب
- همكاری احزاب در جهت فعالیت فرهنگی و اجتماعی در آگاه كردن جامعه نسبت به ضرورت فعالیت‌های حزبی و نیاز دموكراسی كشور به این نوع فعالیتها.
- حمایت هم آهنگ از حقوق احزاب و همكاری مشترك احزاب در جهت تقویت نهاد حزب دو كشور.
- همكاری در جهت حساسیت زدایی نسبت به حزب و تحزب و بازسازی باورهای جامعه نسبت به فعالیت‌های حزبی و ضرورت آن.
- برگزاری همایش‌های مشترك با هدف تقویت جایگاه حزب در جامعه
- فراهم آوردن فرصت‌های رسانه‌ای مشترك برای احزاب
- ایجاد فرآیندها و نهادهای حقوقی حمایت كننده از احزاب و فعالیت‌های سیاسی در كشور
- ایجاد نهادهای تأمین اجتماعی به منظور حمایت از افرادی كه در اثر فعالیت‌های حزبی و سیاسی آسیب می بینند
- ایجاد فرصت‌های مشترك برای همه احزاب در چارچوب تقاضاهای خانه احزاب مانند گرفتن فرصت از شهرداری تهران، شورای شهر، تربیت بدنی (سالن‌های ورزشی) و ... و قانونمند كردن این امكانات.
- ایجاد باشگاه احزاب و نهادهای مدنی به منظور فراهم كردن امكان ارتباط مداوم میان احزاب و شخصیت‌های سیاسی جامعه (اینگونه نهادها می‌توانند چند منظوره باشند مثلا هم فرصت ساز باشند و هم درآمدزا)
- ایجاد خانه دموكراسی با امكانات برگزاری اجتماعات امن و همایش‌های چند هزاره نفره و...
- تلاش برای ساماندهی واقعی توزیع فرصتها میان احزاب بر اساس ظرفیت‌های واقعی انسان (مثلا تعداد اعضا و حامیان با نام و ناشی و مدرك شناسایی.... )و حمایت از انجام كار مشابه در ارتباط با نهادهای مدنی
- هویت بین‌المللی بخشیدن به نهادهای حزبی در كشور با برقراری ارتباطات فعال بین‌المللی درتفاهم مشترك میان احزاب یا با انجام اقدامات مشترك بین المللی
- تقویت نهادهای حزبی و توزیع امكانات مشترك برای همه احزاب، از طریق امكانات قانونی (كمك بودجه‌ای به صورت شفاف، تبدیل نظام انتخابات كشور به نظام انتخابات حزبی و...)
پ-3- تقویت ارتباط احزاب با نهادهای دینی و روحانیت نواندیش
- مشاركت هرچه بیشتر روحانیون در احزاب در چارچوب كادر مركزی و نهادهای دیگر حزبی
- ایجاد نهادهای دینی مرتبط با احزاب
- تقویت نهادهای دینی در چارچوب نواندیشی دینی و گرایش‌های آن
- ارتباط با نهادهای دینی مردمی و ایجاد ساختارهای مناسب بدین منظور
- برگزاری مراسم دینی در ظرفیتها و با نوآوری‌های قابل رقابت در جامعه
- توجه به نهادهای مرتبط با روحانیت و تلاش برای ایجاد ارتباط مداوم و سازمان یافته با آنان
پ-4- استقبال از گسترش فعالیت‌های مدنی و ایجاد نهادهای مدنی سیاسی و غیرسیاسی، كمك به آنان و ایجاد ارتباط با آنان (باتوجه به تمایل شخصیتها و نخبگان به فعالیت‌های سیاسی غیرحزبی و افزایش كاركرد نهادهای مدنی در دنیای امروز)
- حمایت مادی و معنوی احزاب از هر نوع تشكل مدنی، صنفی، به خصوص در حوزه‌های نخبگی و سیاسی مانند دانشگاهیان، دانشجویان، روحانیت، كارگران، روزنامه‌نگاران، اقلیتها و...
- سرمایه گذاری مادی و معنوی احزاب روی این نوع فعالیتها به عنوان پشتوانه‌های فعالیت حزبی در كشور
- آمادگی احزاب برای كمك به ایجاد نهادهای جدید و تشویق نیروهای سیاسی به ایجاد تشكل
- در اختیار گذاشتن امكانات برای فعالیت‌های مدنی بدون چشمداشت بازتاب فوری از سوی نهادهای مدنی و صنفی
- تدوین راهبرد مناسب با درك شرایط حاكم بر مسئله زنان در جهان و ایران و حمایت مادی و معنوی از تشكل‌های مدنی در حوزه‌های زنان
- تدوین راهبرد مناسب با درك شرایط حاكم بر اقلیت‌های قومی و مذهبی و حمایت از فعالیت تشكل‌های مدنی و سیاسی این اقلیتها در چارچوب قانون اساسی.
پ-5- تعامل فعال احزاب با بخش خصوصی و تلاش برای بدست آوردن حمایت واقعی صاحبان قدرت اقتصادی
- تعامل با فعالان بخش اقتصادی (اعم از متفكران، كارآفرینان وتولیدكنندگان) به صورت فعال و كسب حمایت مادی آنان با شفاف سازی برنامه‌های اقتصادی احزاب
- برگزاری همایشها یا محافل اقتصادی-سیاسی به منظور تعامل با این حوزه و نقد و بررسی عملكردهای گذشته
- ایجاد درك متقابل در زمینه‌های مورد توجه حوزه اقتصاد و یافتن زمینه‌های همكاری مشترك
- ایجاد باشگاه‌ها یا نهادهای دو منظوره به منظور ارتباط با نیروهای اقتصادی
- حضور حرفه‌ای، هدفدار و با برنامه در نهادهای اقتصادی غیردولتی مانند اتاق‌های بازرگانی، انجمن‌های صنفی و...
- تشویق به ایجاد نهادهای اقتصادی به صورت هدفمند در جامعه و حمایت سالم از آنان
- نشان دادن حساسیت مداوم نسبت به تحولات اقتصادی تأثیرگذار و حضور فعال در عرصه این تحولات
پ-6- ارتباط فعال و تأثیرگذار با حوزه فرهنگ و هنر بدون سیاست زده كردن این حوزه
- ارتباط فعال با حوزه فرهنگ و هنر و ارج نهادن به نخبگان فرهنگی و هنری كشور به اشكال مختلف
- توجه مداوم و جدی نسبت به تحولات حوزه فرهنگ و هنر و واكنش نسبت به هرگونه مانع و مشكلی كه برای بنگاه‌ها و شخصیتها در این حوزه ها ایجاد می شود
- كمك به ایجاد و تقویت نهادهای مدنی در حوزه‌های فرهنگی و هنری مانند انجمنها، اتحادیه‌ها و...
- حمایت از گسترش و ارتقای فرهنگ و هنر در كشور و تولیدات فرهنگی و هنری در بنگاه‌های غیردولتی به اشكال ممكن و كمك به كمرنگ تر شدن مداوم نقش فرهنگ و هنر در كشور
- حمایت از جهانی شدن هرچه بیشتر فعالیت های فرهنگی و هنری
- گزارش جلسات گفتگو و ارتباط مداوم به مناسبت‌های مقتضی یا پرهیز از هر رفتاری كه تصور استفاده ابزاری از این ارتباطات را القا نماید.
پ-7- تلاش برای دستیابی به رسانه حزبی و بهره‌گیری از فرصت‌های رسانه‌ای دیگر برای ارتباط با جامعه
- تلاش برای راه اندازی یك رسانه تصویری ماهواره‌ای در خور و شایسته احزاب همسو در حد استانداردهای حداقلی
- تلاش برای راه اندازی یك رسانه مطبوعاتی و توجه خاص به ماندگار كردن آن رسانه
- تلاش برای ارتباط فعال با روزنامه نگاران صاحب صلاحیت به اشكال مختلف
- تلاش برای ارتباط فعال با مطبوعات حرفه‌ای، مطبوعات درجه دو و مطبوعات استانی و استفاده بهینه از ظرفیت های آنان با درك همه ملاحظات و محدودیت‌های آنان
- كمك به روزنامه نگاران فعال برای ایجاد و حفظ نهادهای ارتباطی صنفی و نهادهای ارتباطی غیررسمی مثل محافل و جلسات گفتگو و...
- حمایت جدی از نهادهای مدنی مرتبط با مطبوعات
- ارتباط فعال با رسانه‌های بین المللی معتبر در چارچوب یك راهبرد تدوین شده برای روابط خارجی احزاب
- تقویت هرچه بیشتر رسانه‌های اینترنتی و ارتباط فعال با دست اندركاران این امر از جمله وبلاگ نویسان
- استقبال از هر نوع رسانه جدید همچون راه اندازی یك مجله اینترنتی جذاب و ارسال آن برای مخاطبان حزبی و....
- تغذیه رسانه‌ای افراد مؤثر در حوزه‌های مختلف با استفاده از همه ابزار رسانه‌ای ممكن
پ-8- تلاش در جهت ساماندهی پشتوانه‌های ضروری برای توسعه حرفه‌ای و نهادینه احزاب
- ساماندهی مالی احزاب و یافتن راه‌های مناسب برای تأمین نیازهای مالی احزاب از جمله جلب كمك ‌های اقشار دارای توان اقتصادی
- ایجاد پشتوانه‌ای مداوم برای فعالیت‌های احزاب با استفاده از فرصت‌های احتمالی آینده
- استخدام نیروهای حرفه‌ای برای حضور متعهدانه در فعالیت‌های احزاب
- ایجاد مراكز یا مراكز پژوهشی مرتبط با احزاب و استفاده از تمام نیروهای متفكر جامعه در جهت ارتقای پشتوانه نظری احزاب
پ-9- تلاش برای منسجم تر و قدرتمندتركردن احزاب، با ائتلاف‌های قدرتمند و پایدار و ادغام‌های سازمانی در جهت شكل گیری نهادینه ساختار قطبی سیاسی در كشور.
- استفاده از همه فرصت‌های اجتماعی و سیاسی برای تقویت انسجام احزاب و تشكل‌های سیاسی و مدنی
- ایجاد توافق‌های اعلام شده ونشده و ایجاد تعهدات ضمن میان احزاب و نهادهای مدنی به منظور ایجاد این انسجام
- انعطاف های سازمانی مورد نیاز به منظور تقویت یك ساختار منسجم
- استقبال از همه روش های دموكراتیك درون ائتلافها، به منظور تقویت این روند.
ت- تقویت جایگاه دین در اندیشه و عمل حزب
برای روشن شدن و تقویت جایگاه دین در اندیشه و عمل حزبی اصول زیر مبنای تصمیم‌گیری در این زمینه قرا خواهد گرفت:
ت - 1 - جزب ضمن پرهیز از تجسس در احوال خصوصی اعضا لازم می‌داند افرادی را در درون تشكیلات بپذیرد كه مخالف با دین باوری و دینداری شناخته نشوند.
ت - 2 - حزب یكی از وظایف و مسئولیت‌های خود را زمینه‌سازی و تلاش برای «گسترش و تعمیق دانش‌ها، باورها، تجربه‌ها، عواطف و احساس‌ها و رفتارهای دینی» می‌داند.
ت - 3 - آموزش‌های دینی بخشی از آموزش‌های حزبی بوده و حزب می‌كوشد تا برگزاری مراسم و مناسك دینی را در زمان‌های مناسب تشویق كرده و در آن‌ها مشاركت فعال داشته باشد. تدارك انجام پژوهش‌های دینی و تسهیل انجام چنین پژوهش‌هایی، یكی از فعالیت‌های حزب محسوب می‌شود.
ت - 4 - حزب اعلام می‌دارد كه اگر چه آرزومند حضور اختیاری دین در عرصه خصوصی افراد (درونیات افراد و رفتارهایی كه فاقد تاثیر بر دیگران است و روابط خاص و انتخابی میان آن‌ها) است، اما كنترل زندگی خصوصی افراد را به بهانه دین مجاز نمی‌شمارد.
ت - 5 - حزب از حضور دین، انجمن‌های دینی و نهادهای دینی در جامعه مدنی و عرصه عمومی دفاع می‌كند و كمك به این حضور را از وظایف خویش می‌داند.
ت - 6 - حزب با همیشگی كردن «قوانین موضوعه» به بهانه مبتنی بودن آن‌ها بر «احكام شریعت» مخالف است.
از نظرحزب تنها قوانین موضوعه‌ای را می‌توان با تكیه بر قدرت حكومت لازم‌الاجرا دانست كه طی یك فرآیند دموكراتیك به تصویب رسیده باشند. این قوانین تا زمانی كه مورد پذیرش اكثریت هستند توسط حكومت به اجرا در می‌آیند. حزب میان «قوانین موضوعه» و «احكام شریعت» (وفقه كه دانش به احكام شریعت است) از نظر انگیزه اطاعت، ضمانت اجرا، مجازات نقض و فرآیند و ساز و كار شكل‌گیری تمایز قائل می‌شود.
ت - 7 - حزب می‌كوشد تا فرآیند خط مشی‌گذاری عمومی (شامل شكل‌گیری خط مشی، اجرای خط مشی و ارزیابی خط مشی) با الهام از ارزش‌ها و احكام دینی صورت گیرد یا حداقل مغایرتی با این احكام و ارزش‌ها نداشته باشد. حزب از هیچ خط مشی كه «مغایرت قطعی با اجكام قطعی دین» داشته باشد، دفاع نخواهد كرد و می‌كوشد تا در جریان فعالیت سیاسی جمعی خویش هیچ عملی كه مغایرت قطعی با احكام قطعی دین داشته باشد انجام ندهد.
ت - 8 - حزب از حضور انگیزه‌های دینی در فعالیت‌های سیاسی و مسئوولیت پذیری‌های سیاسی دفاع می كند و با تقویت این انگیزه‌ها می‌كوشد تا از اصالت یافتن هدف دستیابی به قدرت در اقدامات سیاسی افراد پیشگیری اخلاقی نماید.
ت - 9 - حزب از استقلال نهادهای دینی (نهادهایی كه كاركرد آن‌ها پژوهش، آموزش، تبلیغ و اجرای شعائر و مناسك دینی است) از نهاد قدرت (حكومت - دولت) دفاع می‌كند و با حكومتی كردن نهادهای دینی مخالف است.
ت - 10 - حزب خود را به صورت اصولی مدافع و مروج تفسیری از دین می‌داند كه بر مبنای توجه به مقتضیات «زمان و مكان» ارائه می‌گردد. از این رو نواندیشی دینی و تقید بر مدارا و تحمل در تعامل با دیگران از نظر حزب ضرورتی غیرقابل انكار برای بقا و پایداری دین در عصر مدرن است.
ت - 11 - هرگاه حزب در موقعیت معرفی دولت و كارگزاران دولتی یا نامزد برای شركت در انتخابات (ریاست جمهوری، خبرگان، مجلس شورای اسلامی، شوراهای شهر و روستا) قرار گیرد، ضمن پذیرش تنوع و چند گونی دینی و مذهبی و قرائت‌ها و تفاسیر از آن‌ها، افراد را بر حسب میزان پذیرش برنامه‌ها و راهبردهای حزبی یا ائتلافی معرفی می‌نماید.
ث - توسعه همه جانبه حزب مشاركت ایران اسلامی
ث - 1 - به طور كلی میزان توانایی و قدرت نیروها و گروه‌های اجتماعی توسط عوامل زیر تعیین می‌گردد:
1 - شناخت و سازمان درونی گروه كه خود در برگیرنده عناصری چون میزان امكانات و توانایی‌های مالی. تعداد اعضا و میزان انضباط درونی و نوع متحدین و وجود یا فقدا گروه رقیب سازمان یافته می‌باشد.
2 - وضعیت حقوقی كه منظور از آن اجازه فعالیت قانونی و میزان آزادی‌های مراعات شده برای گروه‌ها توسط حكومت است.
بنابراین در یك نگاه كلی توسعه حزب به معنای بهبود بخشیدن به عوامل و عناصر فوق می‌‌باشد.
اما از دیدگاه دیگری نیز می‌توان عناصر موثر بر روی حزب را در سه سطح و با روابط علی به صورت شكل ث - 1 مشخص نمود. همانطور كه از شكل پیشنهادی نیز می‌توان دریافت، راهبرد توسعه در مواردی تكرار همان مواردی است كه تحت عنوان كلی «تلاش برای تثبیت نظام حزبی» ارائه گریده است. به بیان دیگر تقویت حزب از خلال تقویت نظام حزبی به دست می‌آید. اما در كنار این توصیه و تجویز عام و كلی به طور خاص بر مواردی در درون حزب باید تكیه گردد و برای پیگیری‌ ‌‌آن‌ها مسئولیتی مشخص شود.
به طور مشخص چند مورد زیر در این زمینه قابل طرح و تكیه می‌باشند:
آموزش برای كادرسازی، تشخیص و تدارك منابع مالی جدید، گسترش كمی و پیوندانداموار با نخبگان.
تشكیل كابینه سایه
تشكیل كابینه سایه توسط حزبی كه قدرت دولت را در اختیار ندارد با چند هدف مشخص صورت می‌گیرد مهم‌ترین این اهداف می‌توانند به صورت زیر طبقه‌بندی شوند:
1 - حفظ آمادگی حزب برای اظهارنظر و پیشنهاد راه‌حل در مورد مسائل و خط‌مشی‌های جاری كشور
2 - ناگزیر ساختن كادرهای حزبی برای بهره‌گیری از مباحث كارشناسی و به روز نگاه داشتن اطلاعات خود
3 - تمرین و آماده سازی كادرهای حزبی برای پذیرش مسئولیت‌های اجرایی و تصمیم‌گیری در صورت حضور در دولت
4 - تقویت فضای احساس تحت نظارت و مهار بودن غیر رسمی در مسئولان اجرایی كشور
5 - تقویت احساس پیوند با زندگی روزمره مردم در میان اعضا و مسئولان حزبی
6 - شفاف سازی فضای تصمیم‌گیری‌های سیاسی و خط مشی گذاری عمومی در كشور
پس از آنكه كابینه سایه تشكیل گردید، این كابینه می‌كوشد تا نقش‌ها و كاركردهای زیر را دنبال كند:
الف) گردآوری، پردازش و تحلیل اطلاعات موجود در مورد عملكرد وزارتخانه‌ها و موسسات دولتی
ب) برقراری ارتباط با بخش‌های مختلف جامعه برای برآورد و ارزیابی پیامدهای ناشی از خط مشی‌های عمومی در زندگی و كسب و كار هر كدام
پ) ارتباط با رسانه‌های همگانی و طرح انتقادات حزب به خط مشی‌های اتخاذ شده توسط دولت
ث) تهیه و عرضه گزارش‌های ادواری مختلف در مورد روند امور در بخش‌های مختلف
ج) شناسایی موضوع‌هایی كه انجام پژوهش و بررسی عمیق‌تر در مورد آن‌ها ضروری است و سفارش تهیه گزارش‌های كارشناسی و پژوهش‌های ضروری در مورد هر كدام به افراد و كمیته‌های حزبی در حد توان و مقدورات حزب
چ) برگزاری جلسات مرتب به مانند هیات دولت برای رسیدگی و تحلیل وضعیت كلی امور
ح) بالا بردن انگیزه و حساسیت اعضای حزب نسبت به امور جاری كشور از طریق دادن اطلاعات و تحلیل‌های مرتب به آن‌ها
پرسشی كه در اینجا می‌توان مطرح كرد این است كه این كابینه سایه باید از چه اشخاصی متشكل شده باشد و ویژگی‌های اصلی اعضای آن كدامند؟ به طور اجمالی می‌توان گفت كه اعضای كابینه سایه باید ویژگی‌های زیر را داشته باشند:
یكم از اعضا و ترجیحا كادرهای حزب باشند
دوم از لحاظ تحصیلات رسمی حتی المقدور از تخصص مناسب با زمینه مرتبط برخوردار بوده و ترجیحا تجربه اجرایی نیز داشته باشند
سوم از توانایی مدیریت و تصمیم‌گیری بهینه و به هنگام برخوردار باشند
چهارم توانایی برقراری ارتباط با رسانه‌های همگانی و اقناع افكار عمومی از طریق گفتن، نوشتن و شركت در مباحث و مجادلات را داشته باشند
پنجم احتمال نامزدی آن‌ها برای حضور در روزارتخانه مربوط (در صورت قدرت‌گیری حزب) بالا باشد،
ششم امكان برقراری روابط غیر رسمی با افراد موثر در حوزه‌های مختلف را داشته باشند.



        1+


دیپلماسی عمومی و جنگ نرم
Public Diplomacy and Soft War

Pishgam


Last Posts


Blog Stats

  • Total Visits :
  • Visits today :
  • Visits yesterday :
  • Visits this month :
  • Visits month ago :
  • Total Authors :
  • Total Posts :
  • Last visit :
  • Last Updated :
  • Today's Date :

PDSW - Logo




 Copyright © 2010 - 2013 PDSW News Service. IR. All Rights Reserved.
 Resources (Content :) borhan.ir , irdiplomacy.ir , jangnarm.com
 Available for all browsers.
Search Engine Submission - AddMe Meta Tags Generator - AddMe Powerful Search Engine Submission Tips تبادل لینک - تبادل لینک