تبلیغات
PDSW - پیشگام عرصه خدمت بود

PDSW

Public Diplomacy and Soft War - PDSW

جلوه‌هایی ازمنش اجتماعی شهید محراب آیت‌الله حاج شیخ محمد صدوقی در گفت و گوی «جوان» با غلام‌علی سفید؛

«پیشگام عرصه خدمت بود»

حضور مؤثر شهید صدوقی در بحران‌ها و عرصه‌های سرنوشت‌ساز، پیوسته گره‌گشا بود و ایشان را به عنوان نماد بارز مدیریت كارآمد و مردمی، درصف نخست قرار می‌داد. در هر حادثه‌ای در كشور، پیش از آنكه نهادهای دولتی تحركی داشته باشند، ایشان با اتكای به مردم، مددرسانی می‌كرد و با حداقل هزینه بالاترین بهره‌وری را داشت كه بهترین الگوی مدیریتی برای كشور اسلامی و شایسته بررسی‌های عمیق و گسترده است.

آشنایی نزدیك شما با شهید صدوقی از چه تاریخی و چگونه بود؟

سومین شهید محراب چهره‌ای مردمی داشتند و همه با ایشان مأنوس بودند، مخصوصاً جوان‌ها خیلی به ایشان علاقه داشتند. من در مدرسه رسولی درس می‌خواندم و برای نماز به مسجد حظیره می‌رفتم و به ایشان اقتدا می‌كردم. روزی در مورد تقلید از ایشان سؤالی پرسیدم. آن روزها هنوز صحبتی از امام نبود. ‌ایشان به كنایه به من فهماندند كه از امام تقلید كنم. آن روزها به امام(ره)، حاج‌آقا روح‌الله می‌گفتند. این نكته را هم اشاره كنم مدرسه‌ای كه در آن دستور می‌خواندم، با هدایت و نظارت ایشان تشكیل شده بود.

ارتباط شما با شهید صدوقی چه موقع عمق پیدا كرد؟

در جریان انقلاب بیشتر خدمتشان بودیم، به جهت حركت‌هایی كه جوان‌ها داشتند و باید تحت نظارت ایشان حركت و كار می‌كردیم. راهپیمایی‌ها و برنامه‌ریزی‌هایی كه برای كل جامعه می‌شد، زیر نظر ایشان انجام می‌شد. بعد از انقلاب این قضیه به اوج خود رسید،‌ به‌خصوص با پذیرش مسئولیت من به عنوان امور تربیتی در آموزش و پرورش و همچنین عضویت در انجمن نهادهای یزد، بیشتر خدمتشان می‌رسیدم. قبل از انقلاب هم در قضیه زلزله طبس همكاری می‌كردم. هرجا چنین اتفاقاتی می‌افتاد، شهید صدوقی پیشاپیش همه حركت می‌كردند. یادم هست در جریان زلزله طبس، ایشان میداندار بودند و ما هم در آنجا در كنار كسانی كه ایشان انتخاب كرده بودند، همكاری داشتیم.

آیا هنگام حضور شهید صدوقی در طبس هم در آنجا بودید؟

بله، من از همان ابتدای زلزله در آنجا بودم و خاطرات زیبایی هم از آنجا دارم كه نشانه روح بلند ایشان است، به ویژه توجه خاصی كه به جوان‌ها داشتند. به نظرم می‌آید زمانی بود كه بین جناح‌های مختلف در دانشگاه‌ها بحث و جدل بود و این جریان به طبس هم كشیده شده بود. شهید صدوقی پیوسته امر به وحدت داشتند و نمی‌گذاشتند اینها از همدیگر رنجیده شوند و پیوسته توجه خاصی به جوان‌ها داشتند.

نكته دیگری كه در آنجا خیلی برای ما جالب بود، این بود كه ایشان ستاد استان یزد را زودتر از همه‌، به نام امام نامگذاری كردند و در پی این كار، حركتی سیاسی – اجتماعی در تمام كشور شكل گرفت. چندبار با اعزام حاج شیخ محمدآقا صدوقی به آنجا، فضا را برای حركت جوان‌ها آماده كردند. یادم هست كه در زلزله طبس جوان‌ها میداندار بودند و مسائل كمك‌رسانی و كارهای فرهنگی و امثال اینها را به عهده داشتند و در همه صحنه‌ها این مسئله به‌خوبی محسوس بود، به‌گونه‌ای كه دوست می‌داشتند و اعلام نمی‌كردند كه بچه‌ها بعد از انقلاب هم به دفترشان بروند، مسئولیت بپذیرند و گاهی گله می‌كردند كه كم می‌آیند. شور و هیجان مردم در كمك‌رسانی به مردم طبس در مسجد روضه محمدیه، بسیار به یادماندنی است كه چگونه كامیون‌ها را پر از كمك‌های مردمی راهی طبس می‌كردند. در زلزله گلبافت كرمان، من در برنامه‌های كمك‌رسانی حضور نداشتم، اما اخبار آن را می‌شنیدم كه شهید صدوقی باز هم طلایه‌دار و پیشگام بودند.

قبل از انقلاب در اقداماتی از قبیل پخش اعلامیه‌ها و سایر حركت‌های انقلابی چه نوع همكاری با دفتر شهید صدوقی داشتید؟

یادم هست كه به دیدار آیت‌الله خامنه‌ای كه در ایرانشهر تبعید بودند، رفته بودیم و ایشان یادداشتی برای شهید صدوقی نوشتند كه آن شخصی كه همراه ما بود برای ایشان آورد. ایشان در یادداشت نوشته بودند كه برای چهلم شهدای تبریز، در یزد هم مراسمی گرفته شود. شهید صدوقی اعلامیه‌ای برای این مراسم نوشتند كه توسط دوستانی چون دكتر رهنمون كه بعداً شهید شدند و یكی از چهره‌هایی بودند كه در طبس در بخش درمانی نقش عمده‌ای داشتند، پخش شد.

ماجرای 10 فروردین چگونه شروع شد و چگونه پایان گرفت؟

چند شب بود كه در حظیره مراسم برگزار می‌شد و یكی دو نفر از علمای بیرونی هم در یزد بودند، از جمله آقای فلسفی. شب قبل از 10 فروردین در مسجد حظیره اعلام شد كه مراسم چهلم شهدای تبریز، در صبح روز 10 فروردین در یزد برگزار می‌شود. پس از پایان این مراسم، مردم به خیابان‌ها ریختند و شعار دادند و دو سه تا از خیابان‌ها را پیمودند. نتیجه این حركت این شد كه صبح آن شب یعنی در روز 10 فروردین، پلیس به شدت آماده مقابله شد. گفته می‌شد كه از اصفهان هم نیرو آورده‌اند. اینها در میدان امیر چخماق كه بعدها نام میدان شهدا را به خود گرفت، ماشین‌های آبپاش‌گذاشته و مستقر شده و فضای رعب و وحشتی را ایجاد كرده بودند و احساس می‌كردند مردم نمی‌آیند،‌ ولی وقتی شهید صدوقی و سایر روحانیون آمدند، مجلس بسیار مجلل و پرجمعیتی شد. در آنجا آقای راشد صحبت كردند. بعد از صحبت ایشان تظاهرات شد و كشتار صورت گرفت. قضیه 10 فروردین یزد در تداوم انقلاب نقش اساسی داشت. شاید تعداد شهدا كم بود، چون با مدیریت شهید صدوقی، اساساً خسارت‌های تظاهرات یزد كم بود، اما انعكاس خبری و تأثیر این حركت‌ها فوق‌العاده زیاد بود.

درباره این مدیریت مصادیقی را ذكر كنید.

مدیریتشان به گونه‌ای بود كه عنان كار همیشه به دست خودشان بود و نمی‌گذاشتند هر كسی هركاری دلش می‌خواهد انجام بدهد. مدیریتی قوی را اعمال می‌كردند. در جریان انقلاب گروه‌های متعددی ایجاد شده بود و هر كس خودش ساماندهی می‌كرد و می‌خواست خودش رهبری مبارزات را در دست بگیرد، ولی در یزد، شهید صدوقی همه گروه‌های مبارز را تحت نظر و كنترل گرفته بودند، حتی گروه‌هایی كه مسلح بودند، با دستور ایشان حركت می‌كردند. كنترل نیروهای مبارز و انقلابی در كاهش تلفات‌ جانی و مالی و در عین حال تقویت روحیه مردم و تأثیرگذاری بیشتر، بسیار مؤثر بود. شخصیت مقتدر و یگانگی‌شان در رهبریت مسائل اجتماعی به‌گونه‌ای بود كه مسئولین وقت كه دشمن انقلاب محسوب می‌شدند، از ایشان وحشتی در دلشان بود و ابهتی داشتند كه هیچ یك از آنها جرئت مقابله با ایشان را نداشتند.

یادم هست كه آیت‌الله اعرافی امام جمعه میبد بودند و قبل از انقلاب نماز جمعه را برگزار می‌كردند و سخنرانی‌های بسیار انقلابی و تند داشتند. ایشان را بازداشت كرده و به یزد آورده بودند. شهید صدوقی به منبر رفتند و گفتند ایشان را باید با عزت و احترام آزاد كنید. این حرف را با قاطعیتی گفتند كه در دل دشمن رعب ایجاد شد و دستور ایشان را بلافاصله انجام دادند. یك بار دیگر یكی از جوان‌ها را گرفته بودند كه از دوستداران آقای صدوقی بود و متأسفانه بعدها به طرف منافقین كشیده شد. شهید صدوقی با قاطعیت گفتند كه باید او را آزاد كنید. در روز 10 فروردین هم بارها دستور دادند كه این كار را بكنید و آن را كار را نكنید و این‌طور حركاتی را نداشته باشید. اقتدار و ابهت و نفوذشان حتی در دل افراد مسئول، حیرت‌انگیز بود. شهر، شهر مذهبی و ارتباط مردم با روحانیت، بسیار قوی بود. نفوذ شهید صدوقی عمیق و درونی بود، به طوری كه بسیاری از این افراد كه ظاهراً در خدمت رژیم بودند، قلباً به شهید صدوقی ارادت داشتند و اخبار را به ایشان می‌رساندند.

بسیاری از مبارزین در دل مردم جا داشتند و محبوب بودند، ‌اما بالای منبر نمی‌توانستند بگویند كه فلانی را فوراً آزاد كنید و اگر هم می‌‌گفتند بعید بود كه به حرفشان ترتیب اثر داده شود و نهایتاً خودشان بازداشت می‌شدند. چگونه است كه شهید صدوقی این گونه می‌توانستند اجرای فرامین خود را بر مأموران رژیم تحمیل كنند و رمز این موفقیت چه بود؟

من رمز آن را در یگانگی رهبری در استان یزد می‌بینم و یكی هم اینكه دوستان و اطرافیان شهید صدوقی،‌ آدم‌های متدینی بودند كه با دستگاه ارتباط داشتند و مطالب را به ایشان منتقل می‌كنند. مخصوصاً در سال‌های پایانی منتهی به انقلاب، حضور مردم، بیشتر باعث این حركت شده بود. در گزارش‌هایی كه ساواك داده، محبوبیت و نفوذ شهید صدوقی به‌خوبی دیده می‌شد.

از ارتباط شهید صدوقی با گروه‌های مسلح صحبت كردید. اینها چه كسانی بودند و این ارتباط به چه نحو بود؟

اینها كسانی بودند كه به فرمان امام (ره)، اسلحه تهیه كرده و مسلح شده بودند. البته گروه‌های مسلحی مثل مجاهدین خلق و چریك‌های فدایی هم بودند كه مسلماً از شهید صدوقی دستور نمی‌گرفتند. گروه‌های مردمی كه در جریان انقلاب مسلح شده بودند، با شهید صدوقی در ارتباط بودند و برای حركت‌هایشان از ایشان دستور می‌گرفتند. حتی گاهی ایشان به آنها می‌گفتند كه در فلان جا فلان حركت را بكنید یا تشری بزنید كه خودشان را جمع كنند و مردم را اذیت نكنند.

شما به عنوان یك فرد فرهنگی در تحصن فرهنگیان هم حضور داشتید. چه خاطره‌ای از آن جریان دارید؟

من در آن موقع دانشجو بودم و گاهی به یزد می‌آمدم، ولی هروقت كه در آنجا بودم، در این اجتماعات شركت داشتم. حركت اعتصاب فرهنگیان، راه‌پیمایی‌ها و سخنرانی‌هایی كه انجام می‌شد، بسیار در روند انقلاب تأثیر داشت. این حركت هم تحت نظارت و مدیریت شهید صدوقی انجام می‌شد و سران این جریان در ارتباط مستقیم با ایشان بودند. ایشان حمایت مالی و معنوی می‌كردند، به‌خصوص استقبال فرهنگیان از آقای راشد كه به خاطر سخنرانی 10 فروردین تبعید شده بودند، یكی از جلوه‌های زیبایی این همبستگی بود.

بعد از پیروزی انقلاب ارتباط شما با شهید صدوقی چگونه ادامه پیدا كرد؟

بعد از انقلاب ما در یزد دفتری به نام دفتر هماهنگی دانش‌آموزان و دانشجویان درست كردیم و محلی كه به نحوی متعلق به آقای صدوقی بود، در اختیار ما گذاشته شد. این محل در شازده فاضل یزد بود. آنجا بودیم و انواع حركت‌های تبلیغی و سیاسی را انجام می‌دادیم و به‌كرات خدمت آقای صدوقی شرفیاب می‌شدیم و ایشان برای جلوگیری از بی‌نظمی و اغتشاش دستوراتی می‌دادند یا عده‌ای را برای پیگیری مسائل انتظامی انتخاب می‌كردند، از جمله آقای دوست‌حسینی و شهید منتظر‌قائم كه برای پیگیری كارها می‌رفتند.

بعد از مسائل پیروزی انقلاب، من برای ادامه تحصیل به تهران آمدم كه بعد به انقلاب فرهنگی خورد و مرا برای امور تربیتی به یزد خواستند و ارتباط من با شهید صدوقی بیشتر شد. از ایشان خواستیم نماینده‌ای را برای شركت در شورای هفتگی آموزش و پرورش بفرستند. ایشان با روی خوش پذیرفتند و آقای كاظمی را معرفی كردند. مرتباً هم به ما وقت می‌دادند كه خدمتشان برویم و راهنمایی بگیریم و همفكری كنیم. ما با پشتوانه‌ای كه از ایشان داشتیم، توانستیم در آموزش و پرورش حركت‌های بسیار مهمی را انجام بدهیم، از جمله اینكه مكتب‌‌خانه‌های قدیمی را احیا كردیم و نمازجماعت‌های مدارس را به‌شدت شكل دادیم. ایشان امام جماعت معرفی می‌كردند و مراسم اجرا می‌شد. با كمك ایشان توانستیم مسائل فرهنگی و مذهبی را سروسامان دادیم.

از كمك ایشان به ساماندهی فعالیت‌های فرهنگی خود چه خاطراتی دارید؟

ما می‌خواستیم برای امور تربیتی مربی بگیریم. با هماهنگی‌هایی كه شد، حدود 200 نفر نیرو گرفتیم و بعد گفتیم كه می‌خواهیم آموزش بدهیم. ایشان به علم و عالم خیلی توجه داشتند و مثلاً دانشگاه پزشكی شهید صدوقی، بنیاد صدوق در قم، مدارس علمیه متعدد در شهرها و روستاها و بسیاری از اقدامات، نتیجه اهتمام ایشان به گسترش علم و احترام به عالم بود. ایشان حتی در روستاهایی كه آب و هوای خوب داشتند، از جمله تزرجان مدارس علمیه ساخته بودند تا طلاب در تابستان‌ها به آنجا بروند و درس بخوانند. در تزرجان مدرسه بزرگی بود كه ما از ایشان خواستیم آن را در ایام تابستان در اختیار ما بگذارند كه اردویی را برای مربیان امور تربیتی در آنجا تشكیل بدهیم. دو ماهی در آنجا مقیم بودیم و شهید صدوقی، روحانیونی را از قم و یزد فرستادند و مربیان تربیتی را آموزش دادیم كه بسیار مثبت بود.

یادم هست كه برای برگزاری اردوهای امور تربیتی به مینی‌بوس نیاز داشتیم و آن ‌روزها مینی‌بوس حواله‌ای بود و به هر كسی نمی‌دادند. از شهید صدوقی خواستیم كه نامه‌ای بنویسند كه برویم مینی‌بوس بگیریم. ایشان گفتند چرا داخل كارهای دیگر می‌شوید؟ بگذارید این كار را خود راننده‌ها انجام بدهند. ما آن روز معنی حرف‌های ایشان را نمی‌فهمیدیم و اصرار كردیم كه بنویسند و رفتیم و مینی‌بوس را هم گرفتیم، ولی الان می‌فهمیم وقتی ایشان می‌گفتند بگذارید صاحبان هر فنی كار خودشان را انجام بدهند، معنی حرفشان چه بود.

بسیاری از روحانیون امروز می‌گویند عامل تشویق ما به خواندن دروس حوزوی شهید صدوقی و مرحوم وزیری بودند. خیلی‌ها می‌گویند كه شغل دیگری داشتند و این دو بزرگوار تشخیص دادند كه استعداد این كار را دارند و تشویقشان كردند كه این راه را بروند.

نكته دیگر دوراندیشی و تیزبینی شهید صدوقی و اعتقادشان به مسیر بود. شاید هیچ عالمی زودتر و سریع‌تر از شهید صدوقی نسبت به منافقین و دولت موقت و بنی‌صدر موضع‌گیری نكرد. ایشان حتی در مجامع رسمی علیه انتخاب بنی‌صدر صحبت كردند، آن هم در دوره‌ای كه هیچ كس دیگر این كار را نمی‌كرد. منافقین در همه شهرها پایگاه داشتند، ولی شهید صدوقی اساساً نگذاشتند آنها در یزد پا بگیرند.

ایشان بیشتر حركت‌های اجتماعی را سامان می‌دادند و از تشكل‌هایی كه برای كمك به ایتام و محرومین ایجاد می‌شدند، حركت‌هایی كه برای ساخت و اداره بیمارستان‌ها، مساجد، مراكز خیریه انجام می‌شدند، حمایت و پشتیبانی می‌كردند. به نقل از فرزندشان شنیدم كه ایشان در ارتباطات گسترده مردمی خود به‌شدت مقید بودند كه در مجالس عروسی، عزا و امثالهم شركت كنند و هر كس دعوتشان می‌كرد، ایشان با كمال تواضع می‌پذیرفتند.

نكته دیگر فكر بلندشان برای دنیا و كشور بود، یعنی فقط در محدوده یزد برنامه‌ریزی نمی‌كردند و حوزه نفوذشان فقط استان یزد نبود، بلكه برای استان كرمان، سیستان و بلوچستان و حتی بخش‌هایی از استان اصفهان و خراسان نظر می‌دادند و مشكلاتشان را حل می‌كردند. در ارتباط با علمای اهل سنت سیستان و بلوچستان، در تربیت معلم شهید پاك‌نژاد یزد سمیناری گذاشتند و خودشان در آنجا صحبت كردند. به آنها كمك می‌كردند و نمی‌گذاشتند افراد متفرق شوند.

در خصال مدیریتی ایشان چه نكاتی برجسته بود؟

ایشان با كمال قدرت مدیری را القا یا طرد می‌كردند و حتی استاندار را تغییر می‌دادند و در تصمیمات عمده استان دخیل بودند، مثلاً در مورد دانشگاه پزشكی، نقش عمده را ایشان داشتند و اولین دانشگاه پزشكی بود كه بعد از انقلاب در كل كشور ایجاد شد. در مورد انتقال آب به یزد، وزیر نیرو به ایشان می‌گوید كه هزینه‌اش زیاد می‌شود و ایشان می‌گویند هزینه‌اش هرچقدر شد، نیمی از آن را من می‌دهم. همیشه پیگیر دستوراتی كه می‌دادند، بودند و این طور بود كه از اصفهان و از فاصله 130 كیلومتری، آب به یزد آمد. البته این كار بعد از شهادت ایشان به بهره‌برداری رسید، ولی اگر ایشان سنگ‌بنای آن را نمی‌گذاشتند و پیگیری نمی‌كردند این اتفاق اصلاً نمی‌افتاد. چنین پروژه عظیمی حتی در خود یزد هم دیگر تكرار نشد. ایشان به مسائل مختلف اشراف داشتند. بعد از انقلاب ایشان گروهی را تشكیل دادند كه من هم در آن گروه بودم و به كارخانه‌ها سر می‌زدیم تا مانع تعطیلی كارخانه‌ها و اعتصاب یا اشكال‌تراشی در روند تولید بشویم. در حمایت از تولیدكنندگان و صاحبان سرمایه بسیار پیگیر بودند. به كارهای عمرانی و اقتصادی وارد بودند و بسیار علاقه داشتند. شهامت و دل بزرگی داشتند و كارهای بزرگ را با همت والای خود انجام می‌دادند.

نكته دیگر بحث شجاعت ایشان بود. بعد از 13 محرم كه در مسجد ملااسماعیل درگیری شد و چند نفر كشته شدند، پلیس جلوی مسجد حظیره را زنجیر كشید و بست. شهید صدوقی با عده‌ای رفتند و آنجا را باز كردند و به مأموران گفتند: «اگر می‌خواهید بزنید، به سینه من بزنید.» مأموران رژیم فضای رعب و وحشت بدی ایجاد كرده بودند، ولی شهید صدوقی ابداً ترسی به خود راه نمی‌دادند و از میان نفربرها و پلیس‌ها به‌راحتی به حظیره می‌رفتند. گاهی در حظیره كه بودیم صدای تیراندازی هم می‌‌آمد، ولی ایشان تكان نمی‌خوردند و همیشه با صلابت خاصی در جلوی جمعیت راه می‌رفتند. شهادت ایشان در ماه رمضان با زبان روزه و در محراب، همه را ماتم‌زده و عزادار كرد و دیگر یزد چنان صحنه‌ای را به خود ندید. از همه كشور آمده بودند كه در مراسم شركت كنند و در تكایا، حسینیه‌ها و ادارات دولتی از مهمانان پذیرایی می‌شد. صحنه‌هایی بودند كه دیگر تكرار نشدند.

شاهد توحیدی



        1+


دیپلماسی عمومی و جنگ نرم
Public Diplomacy and Soft War

Pishgam


Last Posts


Blog Stats

  • Total Visits :
  • Visits today :
  • Visits yesterday :
  • Visits this month :
  • Visits month ago :
  • Total Authors :
  • Total Posts :
  • Last visit :
  • Last Updated :
  • Today's Date :

PDSW - Logo




 Copyright © 2010 - 2013 PDSW News Service. IR. All Rights Reserved.
 Resources (Content :) borhan.ir , irdiplomacy.ir , jangnarm.com
 Available for all browsers.
Search Engine Submission - AddMe Meta Tags Generator - AddMe Powerful Search Engine Submission Tips تبادل لینک - تبادل لینک