سید حبیب‌‌‌‌الله تدینی/ واکاوی فرقه‌‌‌‌‌گرایی(11)؛

«طرحی برای براندازی اسلام!»

دشمنان اسلام طرح اصلی را با ترور رجل مستقل سیاسی و علمی و در نهایت ترور شاه آغاز کردند که با هوشیاری «امیرکبیر» و دوستانش با ناکامی مواجه گردید. از این رو، طرح فرعی دشمنان اسلام با کمک بهاییت به اجرا گذاشته شد که هم‌چنان ادامه دارد...

مرام و مسلک بابی‌گری و بهایی‌گری در زمان قاجاریه برای خارج ساختن اسلام ناب محمدی و فرهنگ انقلابی عاشورایی و انتظار در ایران توسط چند مزدور ایرانی وابسته به استکبار تأسیس گردید.

بهاییان نیز کشور ایران را خاستگاه این فرقه می‏دانند و در همه جا تبلیغ می‏کنند که بهاییت دینی است که رهبران اولیه‌ی آن ایرانی و اکثر کتاب‏های آنان به زبان و خط فارسی است. هم‌چنین سران فرقه معتقدند تا زمانی که بهاییت، ایران را فتح نکرده، جهانی نخواهد شد؛ به ‏همین منظور در ابتدای فعالیت به فکر ترور شاه و تسلط بر ایران افتادند. به­ طور کلی یهودیان روسیه و انگلستان برای تسلط بر ایران و تغییر حاکمیت و تبدیل جامعه به جامعه­ای سکولار و بی­دین با دو طرح مشغول به ­کار شد. طرح اصلی، برپایی انقلاب توسط بابیه و در صورت عدم موفقیت پیگیری اهداف استعماری با رفورم و اصلاحات توسط بهاییت بود.

دشمنان اسلام طرح اصلی را با ترور رجل مستقل سیاسی و علمی و در نهایت ترور شاه آغاز کردند که با هوشیاری «امیرکبیر» و دوستانش با ناکامی مواجه گردید. از این رو، طرح فرعی دشمنان اسلام با کمک بهاییت به اجرا گذاشته شد که هم‌چنان ادامه دارد. بهاییت از اواسط ریاست «عباس افندی» به بعد، حرکات انقلابی را به ­طور کلی کنار گذاشته و به اسم رفورم و اصلاحات، اهداف شوم خود را دنبال کردند. چهار رهبر اصلی این مسلک انحرافی یعنی «باب»، «بها»، «عباس افندی» و «شوقی افندی» و «حروف حی» (18 یار اصلی باب) و تمام اطرافیان باب و بها و اکثریت قاطع کادر فرقه در زمان عباس افندی، ایرانی بوده‏اند. ولی از زمان شوقی افندی رهبر چهارم فرقه، زمام امور به دست بهاییان یهودی و آمریکایی افتاد و از فرهنگ ایرانی فاصله گرفت.

از بدو شکل‌گیری بابی‌گری و بهایی‌گری تا کنون، چهار مرحله قابل تشخیص است که در زیر به آن خواهیم پرداخت.

1- بابی‏گری و بهایی‌گری از آغاز تا پایان دوره‌ی قاجار

2- بهاییت در دوران پهلوی

3- بهاییت پس از انقلاب اسلامی

4- بهاییت پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات

بابی‏گری و بهایی‌گری از آغاز تا پایان دوره‌ی قاجاریه

اگر قاجاریه در مبارزه با فرقه‌ی ضاله‌ی بهاییت هماهنگ عمل می‏کرد، رشد آنان متوقف می‌گردید زیرا سران بابیت و بهاییت پایگاه مردمی نداشتند. به همین دلیل «علی‏ محمد باب» خیلی زود در قصر حاکم ظالم و فاسدی مثل «منوچهرخان گرجی» جای گرفت و بها نیز از ابتدا با حمایت بعضی شاه زادگان عیاش قاجار و مزدوران درباری نظیر «میرزا آقاخان نوری» و حمایت کامل سفرای روسیه و انگلیس به فعالیت ننگین خود ادامه می‌داد. مبارزه‌ی ناقص و بی برنامه‌ی قاجاریه با این فرقه‌ی منحرف، موجب تقویت آنان شد؛ با زندانی شدن باب و تبعید بها، چهره‌ی کریه فرقه در هاله‏ای از مظلومیت قرار گرفت و ترمیم شد. ضمن این که در زندان و تبعید هیچ کنترلی بر فعالیت رهبران فرقه نبود و توانستند فارغ از تأمین معاش و با برخورداری از حمایت کامل دشمنان اسلام پیروان منحرف خود را اداره کنند. به هر حال این فرقه از زمان «محمد شاه» تا آخر قاجاریه با راه اندازی 3 جنگ داخلی و تخریب عقاید مردم ضربات سختی به کشور و اعتقادهای مردم مسلمان وارد نمود.

بهاییان در جریان نهضت مشروطیت عملکرد بسیار نامطلوبی داشتند و در اوج مبارزه‌های مردم، سران بهاییت از محمدعلی شاه مستبد حمایت می‏کردند.

در این دوره به خاطر بی‏آبرویی بهاییت، کم‌تر کسی انحراف خود را علنی اعلام می‏کرد. به‏ عنوان نمونه «میرزا مهدی کاشی» معروف به «وزیر همایون»، مدت‏ها در دستگاه «ناصرالدین‏ شاه» حضور داشت و پس از برکناری از وزارت، بهایی بودن خود را علنی نمود. در دوره‌ی «مظفرالدین شاه» و «محمد علی شاه» نیز بعضی از شاه زادگان قاجار به واسطه‌ی اباحی‏گری و مفاسد موجود در بهاییت، جذب این فرقه شده بودند ولی جرأت و جسارت بیان عقاید خود را نداشتند. به طور کلی تا اواخر قاجاریه کسی به بهایی بودن خود افتخار نمی‏کرد ولی با روی کار آمدن رژیم منحوس پهلوی قبح بهایی بودن ریخت و نفوذ بهاییان در ارکان حکومت افزایش یافت.

عملکرد بهاییت در دوران پهلوی

مدت‌ها پیش از وقوع کودتای انگلیسی رضاخان در سال 1299 بهاییان با سران کودتا یعنی «سیدضیا» و «رضاخان» مرتبط بودند. اسناد و مدارک تاریخی حاکی است که محفل بهاییت توسط عوامل خود در کشف و معرفی «رضاخان» به دولت انگلیس نقش فعال داشت. رضاخان نیز رابطه‏ی حسنه‏ای با بهاییان داشت به نحوی که برای تربیت «محمد رضا» و «اشرف» معلم بهایی استخدام کرده بود و در تعهداتش به انگلستان قول تقویت و آزادی عمل بهاییان را داده بود. در واقع پدر «هویدا» (عین‏الملک بهایی) که با «اردشیر جی» (ریپورتر) رابطه‌ی نزدیکی داشت. رضاخان را به سر دسته‌ی جاسوسان انگلیس و طراح کودتای 1299 شمسی معرفی نمود.

با روی کار آمدن رضاخان سیاست اسلام‏زدایی و روحانیت ستیزی توسط انگلستان آغاز گردید و بهاییت در اجرای این سیاست شوم نقش برجسته‏ای داشت. انگلستان در این دوره تا توانست بهاییان را در دستگاه‏های اجرایی و ارتش نفوذ داد به نحوی که آجودان مخصوص محمدرضا در دوران ولی‏ ‏عهدی یک عنصر بهایی بود. در موضوع کشف حجاب، بهاییان تبلیغات شدیدی را به نفع رضاخان آغاز کردند و او را به لقب «کبیر» مفتخر نمودند به این ترتیب دشمنی بهاییان با حکومت مرکزی از بین رفت و به همکاری گسترده‏ای در زمینه‌ی فرهنگی و سیاسی مبدل شد که در زیر به دو نمونه اشاره می­شود.

«میرزایحیی دولت‏آبادی» از رهبران فرقه‌ی بابی ازلیه با خواهرش «صدیقه» که قبل از کشف حجاب رضاخانی، کشف حجاب کرده بود؛ رابطه‌ی بسیار نزدیکی با رضاخان داشتند. «یحیی دولت‏آبادی» در مجلس تلاش زیادی برای تحکیم سلطنت پهلوی نمود و رضاخان نیز او را سفیر سیّار در کشورهای غربی و نهادهای بین‏المللی قرار داد. «صدیقه» خواهر یحیی، بعداً از فرقه‌ی ازلیه جدا گشته و بهایی گردید. وی از مبلغین این فرقه و هوادار سرسخت رضاخان بود.

نمونه‌ی دیگر از فعالان بهایی در عرصه‌ی فرهنگی زمان رضاخان «فرخ­ دین پارسا» و همسرش «فخر آفاق پارسا» می‏باشند که هم‏زمان با کودتای انگلیسی رضاخان وارد عرصه‌ی فرهنگ کشور شدند. فرخ­دین پارسا کار خود را در کابینه‌ی «سیدضیا» شروع می‏کند و اداره‌ی ممیزی و سانسور مطبوعات را تشکیل می‏دهد و همسر او فخر آفاق با انتشار مجله‌ی مبتذل «جهان زنان» جاده صاف­کن کشف حجاب رضاخانی شده و قبل از اجرای این طرح غیراسلامی مقالاتی برضد شرع مقدس و رواج بی‏حجابی و حمله به پوشش ملی و فرهنگ عفاف اسلامی منتشر می‏نمود.

به ‏طور کلی رضاخان به بهاییان اعتماد کامل داشت. رضاخان نخست وزیری را به «مجید آهی» که از اقوام بها بود، پیشنهاد کرد ولی مجید آهی نپذیرفت ولی در کابینه‌ی «فروغی» وزیر دادگستری و همه کاره‌ی دولت شد. «علی محمدخان موقرالدوله» از دیگر بهاییانی است که درکودتای رضاخان به سمت «وزارت تجارت و فلاحت» منصوب شده است.


او در گذشته حاکم «بوشهر» و نوکر حلقه به گوش قشون انگلیس بود. وی در سرکوب مبارزان وطن دوست جنوب ایران هم‌چون «سالار اسلام» (حسین خان چاه‌کوتاهی) نقش اساسی داشت. وی از اقوام نَسبی علی محمد باب و از اقوام سببی عباس افندی بوده است، «حسن موقر بالیوزی» مدیر بهایی بخش فارسی «بی.بی.سی» که مدتی در زمان شوقی از ایادی امرالله بوده است نیز پسر «موقر الدوله» است. فرزندان این مهره‌ی خبیث در حال حاضر نیز محبوب انگلستان و شاغل در بنگاه خبرپراکنی «بی.بی.سی» هستند.

نقش بهاییان در عرصه‌ی سیاسی کشور در دوره‌ی رضاخان به واسطه‌ی حضور در حوزه‏های دیپلماتیک چه به صورت سفیر و کاردار در خارج از کشور و چه به‏ صورت کارمند و جاسوس در سفارتخانه‏های غربی در ایران نقش برجسته‏ای است که از تشریح آن خودداری می‏شود و به این موضوع مهم اکتفا می­کنیم که انگلیس سعی نمود با اهرم­هایی رضاخان را به‏ طور کامل کنترل نماید و بهاییت یکی از مهم‏ترین اهرم‏های آموزش دهنده و کنترلی روی رضاخان بود. هنگامی که رضاخان تا حدودی از کنترل غرب خارج شد توسط همین فرقه‌ی خبیث تضعیف گردید.

پس از برکناری رضاخان، بهاییان به حضور فعال در صحنه‌ی فرهنگی و سیاسی اکتفا نکردند و با حرص و طمع مثال­زدنی در حوزه‌ی اقتصاد فعال شدند. در این دوره اکثر پروژه‏های نان و آب‏دار به ‏دست آنان افتاد و عده‌ی زیادی از آنان به توصیه‌ی انگلیس در وزارت نفت که سیستمی انگلیسی داشت، استخدام شدند و انحصار واردات و صادرات بعضی اقلام اساسی را به تملک خود درآوردند.

در دوره‌ی محمدرضا، بهاییان با جمعیت ناچیز خود به بالاترین مقام‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و امنیتی کشور دست یافتند. آنان بر قوای مجریه و بعضاً مقننه مسلط شدند و در حساس‏ترین رده‏های ارتش شاغل بودند. در قوه‌ی مجریه افزون بر این که بیش از 13 سال ریاست این قوه به‏ عهده‌ی «هویدا»ی بهایی بوده است، بسیاری از نخست وزیران نظیر «اسدالله علم»، «حسین علاء» و «حسن­ علی منصور» در خدمت بهاییت و بهاییان بوده‏اند.«ارتشبد فردوست» در خاطرات خود می‏نویسد:

«در واقع بهاییت جهانی، این تصور را داشت که ایران همان ارض موعودی است که باید نصیب بهاییان شود. لذا شعار عدم مداخله در سیاست را کنار گذاشته و برای تصرف مشاغل مهم سیاسی در این کشور منعی نداشتند. بهاییانی که من دیده‏ام واقعاً بی‏وطن بودند و احساس ایرانی بودن نداشتند و جاسوس بالفطره بودند. به همین دلیل آمریکا و انگلیس سعی کردند تمام مناصب کلیدی حتی دادگستری و اوقاف که در کشورهای اسلامی صبغه‏ای کاملاً مذهبی دارند در دست جاسوسان آنان یعنی بهاییان قرار گیرد.»(*)

* سید حبیب الله تدینی؛ کارشناس ارشد فرق و ادیان الهی