یادداشتی از حسین علایی، کارشناس مسائل استراتژیک برای دیپلماسی ایرانی؛ | بخش اول | بخش دوم

«بررسی فرآیند و مفاد آشتی سازمان های فلسطین»

بسم الله الرحمن الرحیم

چکیده

اختلاف بین گروه های فلسطینی همواره یکی از معضلات مردم فلسطین در تمرکز قوای خود در برابر رژیم صهیونیستی بوده است. از زمان اشغال فلسطین تا کنون چگونگی تشکیل دولتی که بتواند حقوق فلسطینیان را استیفا نموده و آنها را از ناامنی و آوارگی دائمی نجات دهد نه تنها دغدغة ساکنین آن سرزمین بلکه موضوع حل یکی از مهم ترین مشکلات خاورمیانه بوده است. یکی از طرح های مهم سازش بین فلسطینی ها و اسرائیل که مورد حمایت آمریکا و برخی از کشورهای عربی است، طرح تشکیل دو دولت یهودی و فلسطینی در سرزمین های اشغالی بر اساس مرزهای قبل از جنگ 1967 است. در جریان جنگ شش روزه که در سال 1967 رخ داد، چهار کشور مصر،اردن،سوریه و لبنان بخشی از جغرافیای سرزمینی خود را از دست دادند.در 44 سال قبل بند2 قطعنامة 338 مصوب 22 اکتبر 1973 شورای امنیت سازمان ملل تأکید داشت که بر اساس قطعنامة 242 شورای امنیت، نیروهای نظامی اسرائیل باید از سرزمین های اشغالی عقب نشینی کرده و خارج شوند اما هنوز اسرائیل در بخش قابل توجهی از سرزمین کشورهای عربی از جمله بلندی های جولان در سوریه حضور دارد. در بسیاری از اجلاسیه های اتحادیة عرب تأکید شده تا زمانی که نیروهای نظامی اسرائیل از کشورهای عربی خارج نشوند آنان تمایلی برای بازسازی روابط با اسرائیل نخواهند داشت. اسرائیل تا کنون نشان داده است که هیچ گونه علاقه ای برای انعطاف پذیری در ارتباط با مرزهای امنیتی خود ندارد. اسرائیل معتقد است تنها از طریق به کارگیری قدرت و توان نظامی می تواند به مطلوبیت های امنیتی نایل شود. از سوی دیگر اسرائیل به عنوان کارگزار استراتژیک آمریکا در خاورمیانه محسوب می شود و هر نوع تصمیم در مورد مسئلة فلسطین فقط با پذیرش آمریکا امکان پذیر خواهد شد. در وضعیت کنونی توافق بین گروه های فلسطینی با توجه به نکات فوق قابل فهم و درک است. در این مقاله به ابعاد گوناگون توافق آشتی ملی بین گروه های فلسطینی و تأثیر آن بر آیندة فلسطین پرداخته می شود.

کلید واژه 

جنبش حماس،تشکیلات خودگردان فلسطین ، توافقنامة آشتی، اسرائیل، مرزهای 1967

مقدمه

مسئلة فلسطین جزئی از مشکلات و مسائل خاورمیانه است و اوضاع فعلی آن در راستای تغییرات و تحولات جاری در جهان عرب قابل تجزیه و تحلیل است. از آغاز تشکیل رژیم صهیونیستی تا کنون بیش از 20 طرح برای حل مسئلة فلسطین از سوی کشورهای غربی ارائه شده است تا با کمک آنها اسرائیل بتواند به بقای خود ادامه دهد.یکی از مهم ترین این طرح ها،تشکیل دو دولت مستقل فلسطینی و یهودی بر اساس مرزهای قبل از جنگ شش روزة سال 1967 میلادی در سرزمین های مردم فلسطین است. این طرح به صورت جدی در دوران دولت بوش در اجلاس آناپولیس در سال 2007 مطرح شد. در حال حاضر دولت آمریکا از طرح تشکیل دو دولت بر مبنای مرزهای 1967  حمایت می کند.در شرایط فعلی وضعیت ساکنین سرزمین های اشغالی فلسطین سیال و تحت تأثیر پیروزی های مردم در کشورهای عربی است. قرار است در سال آینده انتخابات در محدودة سرزمین های فلسطینی در کرانة باختری و نوار غزه برگزار شود. روز 25 اردیبهشت ماه که از سوی فلسطینی ها به عنوان روز نکبت خوانده شده است برای اسرائیل که 63 سال از تأسیس آن می گذرد به اسم روز استقلال نام گذاری شده است. جنبش های آزادی خواهی در کشورهای عربی و پیروزی مردم مصر در برکناری حسنی مبارک از مقام ریاست جمهوری تأثیر عمیقی بر مقاومت و افزایش روحیة مردم فلسطین در کنارة باختری و نوار غزه داشته است. در سال های اخیر مشکل بزرگ فلسطینی ها علاوه بر اشغال سرزمینشان از سوی صهیونیست ها،اختلاف بین سران آنها به ویژه خصومت و نزاع بین دو گروه بزرگ فتح و حماس بوده است.

در مسائل مربوط به فلسطین چهار حوزة منطقه ای و بین المللی فعال است.

1- "محور آمریکا- اسرائیل"

این محور به دنبال حل مشکل بقاء و امنیت و تأمین صلحی پایدار برای اسرائیل است و سعی در جلب همکاری سازنده و پیوستة کشورهای عربی از جمله عربستان،مصر و اردن برای رسیدن به این اهداف دارد.(جیمی کارتر،ص/23)کشورهای غربی و اروپایی عمدتا با برنامه ها و فعالیت های این محور هماهنگ هستند. کمیته چهار جانبه بین المللی متشکل از سازمان ملل،آمریکا،اتحادیة اروپا و روسیه هم تا حد زیادی در جهت نیات و اهداف این محور فعالیت می کند. از زمان امضای پیمان کمپ دیوید در اوایل سال 1358 هجری شمسی توسط سادات رئیس جمهور اسبق مصر و همچنین در زمان حکومت حسنی مبارک، دولت مصر جزء فعال این محور و از عوامل موفقیت آن محسوب می شده است.

2- "محور مقاومت"

این محور متشکل از دولت های جمهوری اسلامی ایران و سوریه است که از جریان مقاومت و به ویژه از حزب الله لبنان و جنبش حماس حمایت می کنند. معمولا دولت لبنان سیاست های خود در مواجهه با اسرائیل را با توجه به انتظارات این محور تنظیم می کند. فعالیت های این محور موجب قدرت گرفتن حماس در سرزمین های اشغالی و آزادی نوار غزه و نیز بیرون رانده شدن ارتش اسرائیل از جنوب لبنان در 4 خرداد سال 1379 هجری شمسی برابر با 25 می سال 2000 شده است.(عرب،1389،ص/32 ) شکست اسرائیل در جنگ های 33 روزه در لبنان و 22 روزه در نوار غزه موجب سرافرازی جبهة مقاومت شد و موجی از غرور و افتخار را در بین جوانان کشورهای عربی برانگیخت. باید توجه کرد که اسرائیل تنها از جنوب لبنان و نوار غزه بدون فرآیند مذاکرات صلح و گرفتن هیچگونه امتیاز عقب نشینی کرده است و این موجب موفقیت شگفت انگیز محور مقاومت شده است.

3- "محور قطر- ترکیه"

کشورهای گردآمده حول این محور که در سال های اخیر فعال شده اند هم با اسرائیل و هم با جنبش حماس رابطه دارند و سعی در افزایش تأثیر گذاری سیاسی خود در مسائل خاورمیانه و به ویژه فلسطین دارند.آمریکا از فعالیت این محور استقبال می کند و آن را گامی به جلو می داند. هم اکنون مصر هم قصد دارد در مسیر این محور قرار گیرد. حماس با اخوان المسلمین مصر رابطة نزدیکی دارد. در بعضی از محافل سیاسی گفته می شود که هم اکنون بین اخوان المسلمین مصر،شبکة تلویزیونی الجزیره،امیر قطر، دولت ترکیه و آمریکا توافقی وجود دارد که تحولات فعلی در جهان عرب ازجمله فلسطین را بر اساس رویة توافقی مدیریت نمایند تا کنترل اوضاع از دست نرود.

4- "محور عربستان"

عربستان دولت مهمی در جهان اسلام است که با تکیه بر درآمد عظیم نفتی نقش موثری را در خاورمیانه ایفا کرده است. این کشور همیشه سعی کرده است در مسائل فلسطین با رعایت دیدگاه های آمریکا فعال باشد. دولت آل سعود به همراه بعضی از کشورهای شورای خلیج فارس و پادشاهی اردن از جریان فتح و تشکیلات خودگردان حمایت می کنند. این محور که به عنوان جریان معتدل خوانده می شود پس از سقوط حسنی مبارک تلاش دارد تا عربستان رهبری کشورهای میانه روی عرب را برعهده بگیرد. عربستان معتقد به افزایش فشارها بر ایران و تضعیف سوریه جهت از بین بردن جریان مقاومت مثل حزب الله و حماس است.

فرآیند انجام توافق

اختلافات دو جریان فتح و حماس از قدیم الایام وجود داشته و خیلی زیاد است ولی از چهار سال پیش تا اوایل سال 1390 شدت گرفت. سازمان فتح، شرط های چهارگانة کمیتة چهارجانبه بین المللی را که متضمن "به رسمیت شناختن موجودیت اسرائیل به عنوان دولت یهود"، "محکوم کردن تروریسم"،"پذیرش توافق های قبلی با اسرائیل" و "تأیید قطعنامه های سازمان ملل" است پذیرفته در حالی که حماس آنها را قبول ندارد. از زمان پیروزی حماس در انتخابات فلسطین در سال 2006 تا کنون همواره مسئلة آشتی ملی از معضلات مهم فلسطینی ها بوده است. از روزی که حماس در انتخابات مجلس فلسطین پیروز شد و اسماعیل هنیه به نخست وزیری رسید، اسرائیل نوار غزه را تحریم و محاصره اقتصادی و نظامی نمود و از تشکیلات خودگردان در مقابل حماس حمایت کرد. مخالفت اسرائیل با حماس بر تعارضات و اختلافات موجود بین دو گروه فلسطینی دامن زده است. در اوایل سال 1390 مردم فلسطین در نوار غزه و رام الله تظاهراتی را انجام دادند و از فتح و حماس به عنوان دو گروه بزرگ صحنة سیاسی فلسطین خواستند تا با هم متحد شوند.حماس در مسائل فلسطین نسبت به گروهایی مانند جهاد اسلامی عملگراتر است. تا کنون مذاکرات زیادی بین فتح و حماس از طریق کشورهای ثالث به ویژه مصر صورت گرفته است.از سال 2007 مصر مذاکرات بین این دو گروه را پایه گذاری کرد و تا سال 2010 ده دور مذاکره بین این دو گروه صورت گرفت. دولت مصر در این گفتگوها حتی با زور هم نتوانست فتح و حماس را به تفاهم برساند.در دوران حسنی مبارک،عمر سلیمان رئیس سازمان امنیت مصر میزبان مذاکرات بود و عملا نظرات اسرائیل را به گروه های فلسطینی تحمیل می کرد. در آن زمان مصر به دنبال تشکیل یک دولت لائیک و غیرمذهبی در فلسطین بود به گونه ای که حماس در آن نقشی نداشته باشد.مصر به دنبال آن بود تا مدیریت بحران فلسطین را در دست بگیرد تا بتواند از آمریکا و اسرائیل امتیاز بگیرد.مصر نمی خواست مرز رفح باز شود زیرا معتقد بود با عبور فلسطینیان از گذرگاه رفح، جریان مقاومت تقویت شده و ارتباط بین حماس و اخوان المسلمین برقرار می شود.نگاه مصر به مسئلة فلسطین از دیدگاه امنیتی و رعایت مصالح اسرائیل بود و بر همین اساس پروندة فلسطین به عمر سلیمان رئیس دستگاه امنیتی واگذار شده بود. با سقوط حسنی مبارک،ابومازن بزرگترین هم پیمان و تکیه گاه خود را که به شدت مخالف حماس بود از دست داد و شرایط به نفع حماس تغییر کرد. قیام مردم و تغییر رژیم مصر یکی از موانع اصلی عدم تفاهم بین فتح و حماس را از میان برداشت و فضا را برای مذاکرة گروه های فلسطینی آماده کرد. در وضعیت فعلی انجام مذاکرات برای دولت مصر اهمیت خاصی دارد زیرا این کشور می خواهد به مردم خود نشان دهد که در مورد مصائب فلسطینی ها بی تفاوت نیست.از سوی دیگر مصر در حال اعادة نقش خود در منطقه و در دنیای عرب است و با این تفاهم می تواند بر وزن سیاسی خود بیفزاید. به هر حال گروه های فلسطینی در روز 13 اردیبهشت ماه 1390 در مصر به گفتگو نشستند و توافق آشتی ملی را در قاهره امضا کردند.این دور از مذاکرات هم مثل گذشته تحت نظارت مصر انجام شد ولی شرایط نسبت به قبل زمین تا آسمان تغییر کرده بود.مصر سعی می کرد در مذاکرات دو گروه فلسطینی بی طرف باشد و جنبش های فتح و حماس در فضای جدیدی با هم گفتگو کنند. مصر در ایجاد بسترهای مورد نیاز برای انجام این توافق خیلی همکاری کرد و فتح و حماس هم به مصر حسن نیت نشان دادند. وضع مصر در شرایط کنونی با دوران حسنی مبارک تغییر بسیاری کرده است. اولین سفر وزیر خارجة جدید مصر به کشور همسایه خود سودان بوده است. دومین اقدام مصر به نتیجه رساندن توافق بین دو گروه فلسطینی رقیب می باشد و بیانگر توجه مصر به مسائل اطراف مرزهای خویش است. در اجلاس بین المللی قاهره که در 14/2/1390 به صورت رسمی توافق بین گروه های فلسطینی به امضای خالد مشعل و محمود عباس رسید، چند تن از نمایندگان عرب کنسنت، بان کی مون دبیرکل سازمان ملل،احسان اوغلو دبیرکل سازمان کنفرانس اسلامی ،کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیة اروپا،جیمی کارتر رئیس جمهور اسبق آمریکا،نمایندگان احزاب چپ اسرائیل، تمام سران گروه های فلسطینی از جمله احمد جبرئیل،رمضان عبدالله،عمرو موسی دبیرکل اتحادیة عرب،نبیل العربی وزیر امور خارجة مصر،مراد موافقی رئیس سازمان اطلاعات مصر و داوود اوغلو وزیر خارجة ترکیه و وزیران خارجة دیگر کشورهای عربی حضور داشتند. حضور این تعداد از سیاستمداران در مراسم اعلام تفاهم بین فتح و حماس بیانگر اهمیت این توافقنامه است. در حال حاضرکشورهای عربی از موافقتنامة آشتی ملی فلسطینیان حمایت می کنند.

زمینه ها و دلایل انجام توافق

انگیزة حماس و فتح از انجام این توافق و برنامه های هرکدام برای حل مسئلة فلسطین متفاوت است. حماس دارای تحلیلی از تحولات در کشورهای عربی است که می خواهد از فرصت استفاده کرده و بهرة سیاسی لازم را ببرد و مسائل و گرفتاری های خود را حل کند و امتیازاتی را از رقیب بگیرد. تغییرات و تحولات در منطقه و فروپاشی نظام حسنی مبارک در مصر و زین العابدین بن علی در تونس تأثیر بسیار مثبتی در قضیة فلسطین و به ویژه بر روند آشتی ملی بین گروه های فلسطینی داشته است.مشکل عمده در مذاکرات قبلی میانجی گری مصر بود که نه تنها بی طرف نبود بلکه به شدت علیه گروه حماس عمل می کرد و اعضای آن را بازداشت و شکنجه می کرد. اما در مذاکرات فعلی مصر قصد تحمیل نظرات خود یا دیدگاه های اسرائیل را بر فلسطینی ها نداشت بلکه اعلام کرد از توافقات دو جانبه بین فتح و حماس حمایت خواهد کرد. تغییر سیاست و شیوة مصر زمینه را جهت به ثمر رسیدن مذاکرات و حصول آشتی ملی فراهم کرد. از سوی دیگر وضع فعلی و قیام مردم در سوریه که مهم ترین هم پیمان حماس در منطقه است باعث شده تا حماس به فکر استفاده از پایگاه ها و دیگر فضاهای منطقه ای به ویژه کشورهای مصر و احتمالا قطر باشد.جنبش حماس فقط متکی بر توانمندی مقاومت نیست بلکه جریان واقع گرا و عملگرایی است که سعی می کند در فرآیند قدرت فلسطین سهیم باشد. حماس حتی جلوی فعالیت های جهادی سایر گروه های فلسطینی علیه اسرائیل که همسو با سیاست های وی نباشند را می گیرد. در شرایط کنونی حماس دارای سه امتیاز "داشتن اسیر اسرائیلی"،"قدرت حاکمیت در نوار غزه" و "امکان استفاده از سلاح مقاومت" می باشد و می خواهد از آنها جهت حل مشکلات خود بهرة لازم را ببرد. برای حماس شکستن محاصرة نوار غزه مهم است تا بتواند ظرف یک سال آینده با دریافت کمک از کشورهای مسلمان، خرابی های نوار غزه را بازسازی کند و با این دستاورد بتواند در انتخابات مجددا رأی بیاورد. تا کنون قول پرداخت 300 میلیون دلار کمک برای بازسازی نوار غزه داده شده است. اما مهم ترین دلایل این توافق را می توان به شرح ذیل بیان داشت.

1- به بن بست رسیدن گفتگوهای صلح

فرآیند گفتگوهای سازمان آزادیبخش فلسطین با رژیم صهیونیستی از سال 1372 یعنی به مدت 18 سال برقرار بوده است ولی تا کنون دستاورد ملموسی برای فلسطینیان نداشته است.جنگ غزه گفتگوهای تشکیلات خودگردان با اسرائیل  را متوقف کرد ولی با از سرگیری آن در طول سال گذشته شهرک سازی ها نیز ادامه یافت و محمود عباس به هیچ نتیجه ای نرسید از این رو ابومازن در ماه های اخیر در وضعیت ضعیفی بسر می برد و به تنهایی نمی توانست گفتگوها با اسرائیل را به سرانجام مطلوبی برساند. از سوی دیگر اسرائیل می داند که با جنبش حماس نمی تواند به صلح برسد ولی بدون حضور گروه حماس در گفتگوها هم رسیدن به صلح امکان پذیر نیست.

2- طرح تشکیل دولت فلسطینی

برنامة ارائة طرح تشکیل دولت فلسطینی به مجمع عمومی سازمان ملل از مهم ترین اقدامات بین المللی فلسطینیان محسوب می شود. بنا بر پیشنهاد اتحادیة عرب و پیگیری فلسطینی ها طرح تشکیل کشور فلسطین بر اساس مرزهای قبل از جنگ سال 1967 در شهریور ماه سال 1390 به مجمع عمومی سازمان ملل ارائه شد تا به رأی شورای امنیت گذاشته شود. در جنگ ژوئن 1967 مناطقی همچون قدس شرقی،صحرای سینا،بلندی های جولان، نوار غزه و کرانة غربی به اشغال اسرائیل درآمد.(کامروا،1388،152)  در سال های قبل، طرح تأسیس و شناسایی دولت فلسطینی در شورای امنیت سازمان ملل مطرح شد ولی با وتوی آمریکا مواجه شد.این طرح بر اساس قطعنامه های 242،338 و 1850 سازمان ملل ارائه شده و از مشروعیت بین المللی زیادی برخوردار است. لازم به ذکر است که شورای امنیت سازمان ملل طی قطعنامة 242 مورخ 22/11/1967 خواستار خروج فوری اسرائیل از سرزمین های اشغالی شد.در مجمع عمومی سازمان ملل از بین حدود 200 عضو،تعداد 188 رأی قطعی برای فلسطینی ها وجود دارد. لازمة موفقیت این طرح وجود یک مجموعة فلسطینی یکپارچه و با صدای واحد برای پیگیری آن در عرصة جهانی است. به همین منظور پس از تفاهم اخیر، دو گروه فتح و حماس مذاکرات خود را به منظور شیوة طرح مسئلة تشکیل کشور فلسطین در سازمان ملل در 2/3/1390 به میزبانی روسیه در مسکو ادامه دادند. باید توجه کرد که سال ها قبل اسرائیل در سازمان ملل به عنوان کشوری که مرزهای آن تعیین نشده به رسمیت شناخته شده است. با تعیین مرزهای 1967 برای دولت فلسطین عملا مرزهای اسرائیل هم تعیین خواهد شد.اگر این طرح به مرحلة اجرا درآید برپایی دولت فلسطین در 6000 کیلومتر مربع و در 22 درصد از اراضی تاریخی فلسطین شکل خواهد گرفت و در نهایت به نفع اسرائیل خواهد بود. زیرا بر اساس قطعنامة 181 سازمان ملل قرار بود 44 درصد سرزمین فلسطین به فلسطینی ها اختصاص یابد. با تصویب تشکیل دولت فلسطینی در سازمان ملل،تمام شهرک سازی های اسرائیل در درون مرزهای 1967 و همچنین ضمیمه سازی قدس به اسرائیل غیرقانونی خواهد شد. قرار است پس از اقدام سازمان ملل، کشورهای جهان آرام آرام این کشور فلسطینی را به رسمیت بشناسند.با تصویب این طرح چالش جدیدی برای اسرائیل ایجاد خواهد شد و رژیم صهیونیستی در مقابل جامعة جهانی قرار خواهد گرفت. 

3- تضعیف موقعیت تشکیلات خود گردان

افشای 600 سند پایگاه اطلاع رسانی ویکی لیکس در اوایل سال 1390 از مفاد گفتگوهای سران دولت خودگردان فلسطینی با مسئولین رژیم اسرائیل ، موجب تضعیف ابومازن در افکار عمومی جهان عرب شد. محتوای این اسناد که بیانگر رفتار تحقیرآمیز دولت خودگردان و فساد بعضی از وابستگان و آشنایان محمود عباس بود منجر به استعفای صاحب عریقات مذاکره کنندة ارشد فلسطینی شد. محتوای بعضی از این اسناد از شبکة تلویزیونی الجزیره هم پخش شد و افکار عمومی فلسطینی ها را تحت تأثیر ابعاد منفی آن قرار داد. بر اساس این اسناد و نیز بازجویی های انجام شده از مفسدان اقتصادی دولت مبارک در مصر معلوم و مشخص شده است که طارق و خالد فرزندان محمود عباس با استفاده از رانت جویی و پول فلسطینی ها ثروتمند شده اند.( wikileaks.ch)

4- وضعیت بد نوار غزه

پس از حملة اسرائیل به نوار غزه و تشدید محاصرة 5/1 میلیون فلسطینی در این منطقه، وضعیت زندگی مردم نسبت به قبل هم وخیم تر گردید. سازمان ملل در گزارشی که از وضعیت اقتصادی در نوار غزه در 23/3/1390 منتشر کرده است یادآور شده است که از هر دو نفر یک نفر در نوار غزه بیکار است. نرخ بیکاری در این منطقه به بیش از 45 درصد رسیده و درآمد مردم نسبت به قبل از محاصره به یک سوم کاهش پیذا کرده است.( رادیو فارسی بی بی سی، مورخ 24/3/1390) هم اکنون بعضی از آوارگان جنگ 22 روزه بر روی چادرهایشان نوشته اند 1948 ، یعنی اسرائیل در جریان جنگ غزه، تخریب منازل فلسطینی ها را به وضعیت سال 1948 باز گرداند و زندگی و پیشرفت را در نوار غزه به عقب انداخت. لازم به ذکر است که اسرائیل در جریان جنگ 22 روزه تلفات و خسارات زیادی را به مردم غزه وارد کرد.ارتش اسرائیل 4800 خانه و منزل مسکونی را به طور کامل ویران کرد،حدود 3 میلیارد دلار به زیربناها و تأسیسات عمومی در غزه زیان وارد کرد و بیش از 1400 مرد و زن فلسطینی از جمله 410 کودک را در این منطقه به کام مرگ کشاند. (Reuters,18 Jan 2009 ) چنین وضعیتی جنبش حماس را تحت فشار قرار می داد تا فکری برای خروج از آن بکند و یکی از راه حل ها توافق با فتح جهت رفع محاصرة نوار غزه بود.

5- قیام های مردمی در کشورهای عربی

بروز اعتراضات مردمی علیه حکام مستبد عرب که از روزهای آخر پاییز سال 1389 آغاز شد و منجر به پیروزی مردم در کشورهای تونس و مصر  و لیبی گردید، فضا را برای کنار گذاشتن اختلافات بین فتح و حماس فراهم کرده است. تغییر معادلات و ساختارهای قدرت و نیز بهم ریختن آرایش سیاسی در خاورمیانه فرصت مناسبی را برای فلسطینیان جهت همگرایی بیشتر فراهم آورده است. فرار بن علی رئیس جمهور تونس وکنار گذاشتن حسنی مبارک از قدرت به نفع گروه حماس و به ضرر تشکیلات خودگردان و اسرائیل بوده است. از سوی دیگر شروع اعتراضات در سوریه که یکی از پایگاه های مهم جریان مقاومت است، حماس را به فکر کاستن از تکیة خود به سوریه و اتخاذ مواضع میانه رو تر کرده است.پیروزی اسلام گرایان در انتخابات مصر موجب شد تا حماس تا حدودی از انزوای بین المللی بیرون آید و وضعیت سیاسی و منطقه ای مناسب تری پیدا کند. در همین راستا اسماعیل هنیه و خالد مشعل در اوایل دی ماه 1390 در یک سفر دوره ای از کشورهای مصر،قطر،سودان،تونس،ترکیه و بحرین دیدار کردند. از سوی دیگر تحولات در جهان عرب باعث شد که به تدریج اسرائیل باور کند که وضعیت گذشته در منطقة خاورمیانه تغییر کرده است. پیش از این اسرائیل با دولت هایی در جهان عرب مواجه بود که بدون توجه به ترکیب و تنوع آنها در دنیای عرب می توانست با رهبران آنها به نفع منافع خود توافق کند اما با سقوط حسنی مبارک و بن علی در مصر و تونس اسرائیل به این نتیجه رسید که با ادامة سیاست های گذشته و با قدرت یافتن مردم در کشورهای عربی منزوی تر خواهد شد و تفاهم با مردم عرب سخت تر از توافق با روسای جمهور مادام العمر و پادشاهان خودکامة جهان عرب است.

مفاد توافق

هدف اصلی این توافق را می توان باز شدن راه برای تشکیل دولت فلسطینی دانست.در مصالحة بین فتح و حماس یک نوع غافلگیری صورت گرفت و توافق صلح خیلی سریع و غیر منتظره بود. دو گروه فلسطینی که ظرف سال ها گفتگو به نتیجه نمی رسیدند ظرف مدت 5 ساعته مذاکره و با هم توافق کردند.هر دو گروه در مورد مفاد بعضی از بندها ظرف پنج دقیقه به توافق رسیدند. تنها در مورد بند 3 توافق نامه که مربوط به امنیت است،مذاکرات حدود سه ساعت به طول انجامید. علت طولانی شدن بحث در بارة این بند، اختلاف نظر بر سر چگونگی ادارة نیروهای امنیتی و نحوة فرماندهی آنها بود. در نهایت قرار شد که نیروهای امنیتی حماس و فتح ادغام نشوند ولی فرماندهی آنها مشترک باشد. در این مذاکرات عزام الاحمد از جنبش حماس در کنار ماجد فرج، رئیس سرویس اطلاعاتی تشکیلات خودگردان و رابط و مسئول هماهنگی با اسرائیل نشسته بود.وی پیشنهاد فتح مبنی بر ادغام 3000 نفر از نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان با نیروهای امنیتی نوار غزه را رد کرد و این موضوع را یک مسئلة امنیتی دانسته بود که نیروهای سیاسی فلسطینی نباید در آن دخالتی داشته باشند.در نهایت این موضوع با توافق بر سر تشکیل یک کمیتة فرماندهی امنیتی که وظیفة اصلی آن بازسازی نیروهای امنیتی است حل شد. مهم ترین مفاد توافق عبارتست از:

1- به رسمیت شناخته شدن مرزهای 1967

مرزهای 1967 (1346 هجری شمسی) مرزهایی است که تا قبل از جنگ شش روزة اعراب و اسرائیل برقرار بود و شامل مناطق کرانة باختری رود اردن،نوار غزه و قدس شرقی است. قبلا فلسطینی ها در مذاکرات و گفتگوهای خود بر مرزهای 1948 تأکید می کردند ولی آرام آرام آنها به مرزهای 1967 جهت تشکیل دولت فلسطینی در کنار دولت یهودی اسرائیل راضی شدند.

 با پیوستن کشورهای مصر و اردن به روند سازش و نرم شدن مواضع دولت های عربستان و قطر و امارات در برابر اسرائیل، فلسطینی ها تا حد زیادی در برابر تجاوزات اسرائیل تنها شدند و سازمان آزادیبخش فلسطین هم به روند سازش پیوست. با فعال شدن گروه فتح در مذاکرات صلح، تشکیلات خودگردان فلسطین پیشنهاد کرده است که قدس شرقی پایتخت فلسطین و قدس غربی پایتخت اسرائیل باشد اما اسرائیل بر تقسیم ناپذیری این شهر تأکید داشته و همة شهر را پایتخت ابدی خود می داند. خالد مشعل در مراسم امضای توافقنامه، با اعلام این که ساف مسئول گفتگو با اسرائیل است،محمود عباس را برای مدیریت گفتگوها تقویت کرد.

2- تشکیل ستاد انتخاباتی

این ستاد با توافق تمامی گروهای فلسطینی با حضور محمود عباس جهت برگزاری انتخابات مجلس،ریاست تشکیلات خودگردان و شورای ملی فلسطین تشکیل می شود. قرار است انتخابات به صورت هم زمان و یک سال پس از امضای توافقنامة وفاق ملی به مرحلة اجرا درآید.

3- عدم مخالفت جنبش های فتح و حماس با اجرای وظایف و تصمیمات نهاد رهبری

مشروط به این که این وظایف و تصمیمات با اختیارات کمیتة اجرایی سازمان آزادی بخش فلسطین تعارضی نداشته باشد.با این توافق سازمان آزادی بخش فلسطین بر اساس یک مرجعیت موقت بازسازی خواهد شد تا بتواند جهت گیری های سیاسی و امنیتی را بر اساس توافق نامة 2005 قاهره اتخاذ نماید. کمیتة این مرجعیت موقت متشکل از دبیرکل های احزاب و گروه های فلسطینی به رهبری محمود عباس است.

4- تشکیل کمیتة عالی امنیتی

با بهره گیری از افسران متخصص و به شیوه ای صحیح و درست، کمیتة عالی امنیتی با توافق و تأیید تمامی گروه های فلسطینی تشکیل می شود. در چنین وضعیتی سازمان های امنیتی تشکیلات خودگردان و جنبش حماس فرصت بازسازی واحدهای خود را پیدا می کنند. موضع گیری و جبهه گیری های سیاسی از سوی سازمان های امنیتی دو طرف پایان خواهد یافت و دستگیری ها و بازداشت های اعضای طرفین توسط نیروهای امنیتی خاتمه می یابد. با اجرایی شدن این بند، زندانیان دو طرف نیز از سوی گروه های فتح و حماس آزاد خواهند شد. در جهت اجرایی شدن این بند،محمود عباس تعداد 40 تن از زاندانیان حماس را در مورخة 7/6/1390 به مناسبت فرا رسیدن عید سعید فطر آزاد کرد. (خبرگزاری جمهوری اسلامی،مورخ 7/6/1390) با اقدام، هنوز تعداد 120 زندانی حماس در زندان های تشکیلات خود گردان وجود دارند.

5- تشکیل دولت انتقالی تکنوکرات

 با کنار گذاشتن سلام فیاض، ایجاد دولتی کاری و بدون برنامة سیاسی حزبی برای تمام مناطق فلسطین مورد توافق قرار گرفت. بنا بر گفتة رئیس تشکیلات خودگردان،هیچیک از اعضای فتح و حماس در دولت انتقالی حضور نخواهند داشت و این دولت از افراد مستقل تشکیل خواهد شد.در این دولت تکنوکرات، نخست وزیر و وزرا از طریق توافق میان گروه های فلسطینی انتخاب می شوند. این دولت دو وظیفة مهم، یکی پیگیری عملیات بازسازی نوار غزه و پایان دادن به محاصرة آن و دیگری فراهم کردن شرایط لازم جهت برگزاری انتخابات را بر عهده دارد.

حسین علایی، کارشناس مسائل استراتژیک