«سبک ‏های نوینی از زندگی اجتماعی؟!»

متأسفانه امروزه در بسیاری از آثار سینمایی و رسانه‏ ای غرب شاهد تبلیغ سبک ‏های نوینی از زندگی اجتماعی هستیم که در تقابل کامل با الگوی زندگی انسان متمدن شرقی است. ذهن جوان ایرانی که بعضاً از مواجهه با مشکلات زندگی شهری خسته است در برابر شلیک‏ های متمادی این هجمه به چه می اندیشد؟

در این خصوص با آقای «علی اکبر تاج مزینانی» دکترای سیاستگذاری اجتماعی، معاون پژوهشی مرکز مطالعات اجتماعی – فرهنگی جوانان، دانشگاه علامه طباطبایی (ره) و مسوول کارگروه تدوین سیاست­ها و راهبردهای کلان نقشه مهندسی فرهنگی کشور، شورای عالی انقلاب فرهنگی به گفت‌وگو نشسته ‏ایم:

یکی از ابعاد جنگ نرم، تغییر در سبک زندگی ما از راه‌های مختلف است و یکی از این راه‌ها، ترویج زندگی به شکل مجردی یا به اصطلاح همان خانه‌های مجردی است. اگر امکان دارد، توضیح دهید این فرهنگ از کجا در حال ورود به جامعه‌ی ما است؟

بحثی که شما مطرح می‌کنید، بیش‌تر مربوط به قشر جوان است و یکی از حوزه‌های مهم زندگی که بحث زندگی خانوادگی است با این موضوع مرتبط می‌شود و تبعاً بحث مهمی است. اصولاً در بحث جوانی، تغییراتی بعد از دوران مدرن در جوامع غربی صورت گرفته که به نظر می‌رسد در جوامع دیگری هم که دارند همان مسیر را طی می‌کنند، همان عناصر در حال تکرار است و پیامدهای این موضوع در حوزه‌های مختلف وجود دارد، از جمله در همین حوزه‌ای که مد نظر شماست؛ یعنی زندگی مستقل مجردی.

تغییراتی در جوامع غربی رخ داده که تقریباً در جوامع دیگر هم در حال رخ دادن است. برخی از آن تغییرات ممکن است به‏طور مستقیم با این اصطلاحی که شما دنبالش هستید، یعنی جنگ نرم، مرتبط نباشد؛ یعنی آن تغییرات یکی از پیامدهای نوع توسعه هستند و برخی از آن‌ها هم ممکن است به بحث رسانه‌ها مرتبط باشند. در واقع آن تغییراتی که باعث شده است در غرب دوران جوانی با این پدیده همراه شود، حاصل چند اتفاق بوده که شاید بتوانیم از آن در قالب پارادایم گذارهای جوانی نام ببریم. همان‏طور که می‌دانید، قبل از دوران مدرن و در جوامع سنتی امروز گذارها خیلی کوتاه هستند. منظور از گذار در واقع گذار از زندگی والدینی به خانواده‌ی مستقل، گذار از مسکن والدین به مسکن مستقل، گذار از آموزش به کار و امثال این‌هاست.

بعضی از متخصصان بحث جوانی این را مطرح می‌کنند که جوانی با معنای اخیر و مدرن آن، یک برساخته‌ای است که حاصل دوران مدرن و تحولات آن است و نهادهای مختلف از جمله بازار کار، آموزش، نظام دادرسی، رسانه‌ها و نظام خدمت وظیفه و مانند این‌ها هستند که جوانی را با این معنای جدید شکل داده‌اند. این نهادها و این اقتضائات باعث شده‌اند که ویژگی‏هایی در جوانی شکل بگیرد که با زمان گذشته متفاوت است. به عنوان مثال، بحث طولانی شدن دوره‌ی جوانی یکی از ویژگی‌های این دوره است.

این ویژگی‌های گذار جوانی همگی مرتبط است با موضوع مد نظر شما که بحث زندگی مجردی است؛ یعنی، تا قبل از این به هیچ وجه نظام آموزشی نبوده است که فرد بخواهد تحصیلات متمادی را طی کند و در این دوران طولانی گذار نیاز داشته باشد به اشکال خاصی از زندگی خانوادگی که متفاوت است با آن چه در گذشته بوده است. پس این ویژگی طولانی شدن جوانی یکی از ویژگی‌های جوانی جدید است که نهادهای مختلف به آن دامن می‌زنند، به ویژه نهاد آموزش و بازار کار که نقش بسیار مهمی دارند.

نکته‌ی دیگر، غیرخطی و برگشت‌پذیر شدن گذارهای جوانی است. در گذشته، گذار از خانواده‌ی والدینی به خانواده‌ی زوجینی صورت می‌گرفت، البته در این‏جا به‏ طور خاص روی این گذار بحث می‌کنیم، چون گذارهای دیگری مثل آموزش و کار هم داریم. گذار در حوزه‌ی کار هم همین‏طور بود. فرد کار والدینش را یاد می‌گرفت و معمولاً تا آخر عمر در بسیاری از اوقات همان کار را داشت و خیلی هم برگشت‌پذیر نبود، اما امروزه این کاملاً تغییر کرده است. امروزه در حوزه‌ی خانواده، در حوزه‌ی آموزش و در حوزه‌ی کار، این گذار بسیاری از اوقات خطی نیست و برگشت‌پذیر است؛ یعنی، بعضی افراد بارها ممکن است آموزش را در یک مقطعی قطع کنند و دوباره به آن برگردند یا کارشان را تغییر دهند یا در حوزه‌ی خانوادگی به علل مختلف پیوندهایی را به هم بزنند و مجدد شکل دهند. بنابراین، این ویژگی غیرخطی هم در واقع از ویژگی‌های دیگری است که در دنیای امروز به وجود آمده است.

یکی دیگر از ویژگی‌های گذارهای جوانی، بحث فردی شدن و غیر استاندارد شدن این گذارهاست. در مجموع این‌ها مسایلی است که در خصوص گذار جوانی در جوامع دیگر اتفاق افتاده است و به نظر می‌رسد ما هم در حال عبور از آن هستیم.

در خصوص خانواده این گذارها به چه صورت بوده و منتهی به چه پیامدها و تغییراتی شده است؟

در اثر عوامل مختلفی که به آن‌ها اشاره خواهم کرد، تشابهی که در تجربه‌ی گذارهای جوانی بین آن جوامع و جامعه‌ی ما وجود دارد یکی از زمینه‌های مهم این نوع از سبک زندگی خانوادگی است که بروز یافته است.

شاید بتوانیم بگوییم، چند گذار وجود دارد که به‏طور خاص به خانواده و موضوع مد نظر شما مرتبط است. یکی از آن‌ها، گذار از خانواده‌ی والدینی به خانواده‌ی زوجینی است. دیگری گذار از خانوار غیرمستقل یا والدینی به خانوار مستقل است. این چیزی است که موضوع بحث ماست که گذار از خانوار والدینی به خانواده‌های جدید شکل می‌گیرد.

خانوارهای تک‌ نفره، دسته ‌جمعی‌ مجردی، هم‌خانگی یا هم‌بالینی، نمونه‌هایی از خانوارهای جدید هستند. موارد دیگری هم در جوامع غربی به وجود آمده است که گاهی اوقات عنوان خانواده به آن‌ها اطلاق می‌شود، مثل خانوارهای همجنس‌باز٫ این رویدادی است که در آن‏جا اتفاق افتاده و به ویژه از سه دهه‌ی گذشته این موضوع بسیار برجسته بوده است.

برای مثال، در انگلستان امروز چیزی در حدود ۷ میلیون خانوار تک‌ نفره وجود دارد که البته تمامی آن‌ها جوان نیستند، ولی تعداد قابل توجهی از آن‌ها کسانی هستند که در سن جوانی به سر می‌برند و چیزی در حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد از جمعیت این کشور زندگی مشترک بدون ازدواج دارند؛ یعنی، با هم‌دیگر زندگی می‌کنند بدون این که ازدواج رسمی صورت گرفته باشد و این موضوع باعث گردیده که حدود ۴۵ درصد از کودکان خارج از چارچوب خانواده به معنای کلاسیک آن به دنیا بیایند. این تولدها بعضاً حاصل روابط گهگاهی هستند و گاهی هم حاصل زندگی‌های مشترک که ممکن است چند سالی به طور انجامد.

خانوارهای تک‌ نفره، دسته ‌جمعی‌ مجردی، هم‌خانگی یا هم‌بالینی، نمونه‌هایی از خانوارهای جدید هستند. موارد دیگری هم در جوامع غربی به وجود آمده است که گاهی اوقات عنوان خانواده به آن‌ها اطلاق می‌شود، مثل خانوارهای همجنس‌باز٫ این رویدادی است که در آن‏جا اتفاق افتاده و به ویژه از سه دهه‌ی گذشته این موضوع بسیار برجسته بوده است.

این تغییر و تحولات که در آن جا وجود دارد، موضوعی مرتبط با بحث ازدواج‌هاست. آمارها نشان می‌دهد طی ۶ دهه‌ی گذشته، تعداد ازدواج‌ها در انگلستان از چیزی در حدود ۳۳۰ هزار مورد به ۱۹۰ هزار مورد در سال ۲۰۰۵م. رسیده است؛ یعنی، تعداد ۱۴۰ هزار ازدواج کم‌تر صورت گرفته و تبعاً جایگزین آن هم مشخص است. زندگی مشترک، تأخیر در سن ازدواج و مجموعه‌ی این عوامل باعث گردیده که در حدود ۵۰ درصد از کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال یکی از والدینشان ناتنی باشد.

این تغییر و تحولات مختلف که در خانواده صورت گرفته است، طلاق‌ها، ازدواج‌های مجدد و هم‌خانگی‌ها باعث شده که سیالیتی در این قسمت به وجود آید. خیلی از کسانی که در غرب روی خانواده مطالعه می‌کنند و دغدغه‌ی خانواده را دارند، از این رویدادها به عنوان علایم خطر یاد می‌کنند و در واقع یکی از جنبه‌هایی که جامعه‌ی غربی از آن رنج می‌برد، بحث فروپاشی خانواده یا تغییر در شکل و کارکردهای خانواده است. به طور حتم این موضوع پیامدهای مختلفی دارد. مطالعات انجام ‌شده نشان داده است این موضوع در حوزه‌ی آموزش، بزهکاری و سلامت روانی مؤثر است، زیرا مسلماً آن حمایتی که در یک خانواده‌ی کلاسیک کامل با پدر و مادر و فرزندان وجود دارد در بسیاری از موارد در خانواده‌های جدید و اشکال جدید خانوار تأمین نمی‌شود.

عملکرد و واکنش نظام های سیاسی مختلف در قبال این مسأله به چه شکل بوده است؟

این روندی است که در آن جا اتفاق افتاده و خانواده دچار این وضعیت شده است. البته آن جا نظام سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی هم نسبت به این وضعیت واکنش نشان می‌دهد و در کشورها و نظام‌های مختلف ما مشاهده می‌کنیم که با این پدیده برخوردهای متفاوتی صورت می‌گیرد.

گاهی اوقات نظام‌ها از این استقلال از والدین و تشکیل خانوارهای مستقل مجردی یا گروهی استقبال می‌کنند و آن را تحت عنوان استقلال جوانان و تحرک اجتماعی آنان می‌دانند و حتی از آن حمایت می‌کنند. گاهی اوقات از این موضوع حمایت مشروط می‌کنند؛ یعنی، اگر این موضوع در اثر یک علت خاص مورد قبول خودشان اتفاق افتاده باشد، از آن حمایت می‌کنند و گاهی اوقات هم ممکن است نسبت به آن بی‌تفاوت باشند؛ یعنی، نه حمایت کنند و نه مقابله.

به عنوان مثال، در حوزه‌ی سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی اجتماعی، بحث حفظ سطح درآمد یکی از حوزه‌هایی است که در کشورهای مختلف افرادی که زیر خط فقر هستند به طور معمول کمک‌ هزینه‌ای دریافت می‌کنند. بعضی از کشورها این کمک‌ هزینه را به افراد زیر ۲۰ یا ۱۶ سال نمی‌دهند. در بعضی از کشورها مثل ایتالیا و آمریکا، به هیچ وجه این کمک‌ هزینه برای جوانان وجود ندارد و در برخی کشورهای دیگر وجود دارد، ولی مشروط است.

به عنوان مثال، افراد ۲۵ سال به پایین به شرط داشتن فرزند می‌توانند از این کمک‌ هزینه استفاده کنند. این فرزند هم حتی ممکن است همان‏طور که گفتم از هم‌خوابگی به وجود آمده باشد و لزوماً بحث ازدواج مطرح نیست. در برخی دیگر از کشورها که در سیاست‌گذاری‌هایشان اصل بر اقتدار جوانان است، مثل سوئد و نرورژ، به طور معمول جوانان به محض این که درخواست بدهند می‌خواهند زندگی مستقل داشته باشند این کمک‌ هزینه از والدینشان جدا می‌شود و به آنان داده می‌شود و آن‌ها در واقع از راه این سیاست، جوانان را تشویق می‌کنند تا این استقلال را صورت دهند.

در حوزه‌ی مسکن هم به همین شکل است. در برخی کشورها بحثی تحت عنوان مسکن اجتماعی وجود دارد و یا کمک‌ هزینه‌ی مسکن وجود دارد که این را هم به افراد کم ‌درآمد می‌دهند و به جوانان هم تحت شرایط خاصی که شبیه همان سطح درآمد است، داده می‌شود.

گاهی اوقات نظام‌ها از این استقلال از والدین و تشکیل خانوارهای مستقل مجردی یا گروهی استقبال می‌کنند و آن را تحت عنوان استقلال جوانان و تحرک اجتماعی آنان می‌دانند و حتی از آن حمایت می‌کنند. گاهی اوقات از این موضوع حمایت مشروط می‌کنند؛ یعنی، اگر این موضوع در اثر یک علت خاص مورد قبول خودشان اتفاق افتاده باشد، از آن حمایت می‌کنند و گاهی اوقات هم ممکن است نسبت به آن بی‌تفاوت باشند؛ یعنی، نه حمایت کنند و نه مقابله.

به طور کلی، تغییراتی در آن جوامع ایجاد شده که ناشی از فرآیند مدرنیزاسیون و توسعه است و به موازات آن یک تغییراتی در فرهنگ، ارزش‌ها و نگرش‌های آنان به وجود آمده است و براساس آن‌ها، نظام‌های سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی هم به گونه‌های متفاوت به این مسایل واکنش نشان داده‌اند که به طور معمول در بعضی کشورها بیش‌تر و در بعضی دیگر کم‌تر با استقبال مواجه بوده است. مجموعه‌ی این‌ها باعث گردیده که این فرآیند در غرب شکل بگیرد و به این نقطه برسد.

به هر حال، این چیزی است که در آن‏جا اتفاق افتاده است و از راه‌های مختلف بروز پیدا کرده است؛ یعنی، فرهنگ آن جوامع در قالب‌های مختلف از جمله اینترنت، رسانه‌های مختلف قدیم، جدید، غیردیجیتال، دیجیتال، ماهواره، سریال‌ها و مانند این‌ها نمود پیدا می‌کند و جوامع دیگر هم به هر میزانی که خودشان را در معرض آن قرار بدهند، این تأثیر را می‌پذیرند. حالا اگر به جامعه‌ی خودمان مراجعه کنیم، مشاهده می‌کنیم که برخی از آن تغییرات و تحولات در جامعه‌ی ما هم صورت گرفته است و ما در نهایت شاهد پدیده‏هایی مشابه آن‌ها هستیم؛ یعنی، تمامی این اتفاق را به عنوان یک پروژه‌ای که از طرف آن‌ها دارد انجام می‌شود تا جوانان در ایران چنین سبکی را دنبال کنند، نباید ببینیم. در واقع تحولات توسعه در کشور ما نیز در حال شکل گرفتن است و چون این تحولات یکسان است، به طور معمول پیامدهای یکسانی را هم در جوامع مختلف بر جای می‌گذارد.

شما فرمودید که اکثر جوامع از این موضوع استقبال می‌کنند. دلیل این استقبال چیست و چه هدفی را دنبال می‏کنند؟

به عنوان مثال در کشورهای اسکاندیناوی و اروپای شمالی، نظام‌های سیاست‌گذاریشان از این موضوع استقبال می‌کنند. این امر به این علت است که آن‌ها اصل را در حوزه‌های مختلف استقلال خود جوان گرفته‌اند و این اتفاق را یک ارزش می‌دانند. یک زمان ارزش در جامعه‌ای، براساس تعالیم مذهبی، رعایت اخلاقیات در حوزه‌های فردی و خانوادگی، حیا و عفت در روابط و یک مجموعه ارزش‌های این‌ چنینی است و براساس این ارزش‌ها سیاست‌گذاری صورت می‌گیرد؛

اما گاهی اوقات ارزش‌های دیگری دنبال می‌شود، مانند این که جوان استقلال داشته باشد و مجبور نباشد که به دلایل مختلف در خانواده وارد شود. اگر با اختیار این کار را انجام داد، ایرادی ندارد، ولی اگر دوست داشت برای توسعه‌ی شخصیت خودش مانند آموزش یا هر چیز دیگری مثل خلاقیت هنری و تفریحات به جای دیگری برود، مانعی بر سر راه او نباشد. در واقع این موضوع به عنوان مانع در آن جوامع در نظر گرفته می‌شود. به همین دلیل این اصل را پذیرفته‌اند و از آن استقبال می‌کنند.

مثال این موضوع در کشور ما در حوزه‌ی همین یارانه‌هایی است که پرداخت می‌شود. این یارانه‌ها می‌تواند به سرپرست خانوار یا به افراد جامعه، از جمله جوانان، پرداخت شود. این انتخاب بر می‌گردد به این که سیاست دولت چه باشد. گاهی اوقات ممکن است سیاست این باشد که خانواده مستحکم‌تر گردد و قدرت و مدیریت سرپرست خانوار تقویت شود؛ در این صورت یارانه‌ها به صورت خانوادگی پرداخت می‌شود. اما اگر چیز دیگری را مبنا قرار دهند، مثل کشورهایی که استقلال جوانان را دنبال می‌کنند، ممکن است بگویند اگر جوان درخواست داد، یارانه‌اش را به خودش می‌دهیم و از خانواده‌اش کم می‌کنیم.