قدرت نرم؛ پیچیده‌ترین و خطرناكترین تهدید علیه امنیت ملی كشورها

«فهم قدرت نرم»

در قدرت نرم، رهبری كردن به صدور فرامین خلاصه نمی‌شود، بلكه انجام آنچه دیگران می‌خواهند را نیز شامل می‌شود. اگر بتوان دیگران را به آنچه كه می‌خواهند سوق داد،‌دیگر نیاز به استفاده از سیاست هویج و چماق برای مجبور كردن نیست. قدرت نرم امروزه كارآمدترین و  كم هزینه‌ترین و در عین حال خطرناكترین و پیچیده‌ترین نوع تهدید علیه امنیت ملی یك كشور است. فروپاشی روانی یك ملت می‌تواند مقدمه‌ای برای فروپاشی سیاسی، امنیتی و ساختارهای آن باشد.

منابع قدرت نرم:

به نظر "جوزف نای" قدرت نرم می‌تواند از فرهنگ، هنجارها، ارزش‌های اجتماعی و سیاست خارجی یك كشور ناشی شود. ارزش‌هایی كه به واسطه آن دیگر كشورها احساس می‌كنند كه مورد مشورت قرار می‌گیرند و منافعشان در نظر گرفته می‌شود و شاید از این روست كه جذب فرهنگ و ارزش‌های كشورهای دیگر می‌شوند. تبلور عینی فرهنگ، در معنی است. فرهنگی كه هنر، سواد،‌ احترام به دیگر كشورها را ارزشگذاری می‌كند، در واقع ریشه در قدرت نرم دارد. فرهنگی كه ارزش‌های آن جهانی باشد، میزان قدرت آن از نیروهای نظامی بیشتر است. گفتنی است فرهنگ از طرق مختلف در كشورها نفوذ پیدا می‌كند،‌از قبیل تعاملات بین‌المللی در نهادها و سازمان‌های بین‌المللی، در تجارت از طریق ارتباطات مرزی، ملاقات بین سران كشورها و یا از طریق بورس‌های تحصیلی به دانشجویان و اساتید.

از نگاه دیگر، سیاست بین‌المللی عرصه سیاست خارجی كشورها، مصداق تاثیرگذاری در ایجاد قدرت نرم می‌باشد. چنان كه كشوری در سیاست داخلی و خارجی‌اش بر نوعی خودخواهی و دیكته سیاست خود نسبت به دیگر كشورها برآید،‌قدرت نرمی نخواهد داشت. بنابراین، سیاست خارجی‌ها نباید در ایجاد افكار مسلوبی باشند و تا حد ممكن باید محذورات و مقدورات سایر كشورها را در نظر بگیرند تا از نظر سایر كشورها طرد نگردند.

كسانی كه قدرت را در دستورات و توان نظامی می‌دانند، بعد دیگر قدرت، یعنی قدرت ساختاری را در نظر نمی‌گیرند. قدرت ساختاری كه در مشابهت با قدرت ابزاری قرار دارد، عبارت از ساخت دو جانبه و مستقیم توانایی بازیگران می‌باشد. تفاوت قدرت ساختاری با ابزاری در این است كه قدرت ابزاری بر توانایی تاثیرگذاری بر نتایج تاكید دارد، در صورتی كه قدرت ساختاری بر تاثیرگذاری بر قواعد و نهادها و پیشبرد پیامدها مدنظر قرار می‌گیرد. این قدرت ساختاری،‌اولین بار توسط "كنت والتز" در سال 1979 به عنوان پدر نو واقع‌گرایی عرضه شد. والتز در همین راستا دولت- ملت‌ها را به عنوان سلسله مراتبی از قدرت دانسته كه البته در دهه 70 این مفهوم توسط "كوهن" و "نای" در داخل موضوعات سیستمی بررسی شده بود. گفتنی است این قدرت، به ساختارها و تعاملات متقابل بر آمده از وضعیت‌های ساختاری توجه دارد.

قدرت ساختاری، به تكنولوژی اطلاعاتی، علم و دانش و عقاید و معنی در تغییر رفتار انسانی ارزش قائل می‌شود كه به دو صورت این تغییر رفتار انجام می‌شود: 1- تكنولوژی، ساختار امنیتی و موضوعات اقتصادی را تحت تاثیر قرار می‌دهد 2- ساختارها و نهادهای موجود، تكنولوژی را شكل می‌دهند. همان‌طور كه می‌بینیم، این دو (ساختار و تكنولوژی) در روابط متقابل هم قرار دارند. به عنوان مثال در دیدگاه ماركسیستی، این تكنولوژی است كه در شكل‌دهی به روابط اجتماعی بورژوا و پرولتاریا نقش موثر بازی می‌كند. ‌از طرف دیگر این ساختار است كه تعیین می‌كند چه نوع تكنولوژی باید در روابط اجتماعی حاكم باشد. در اعتراضی كه به این ساختار می‌شود، "نای" می‌گوید كه؛ تكنولوژی بی‌طرف است، ‌فقط نحوه استفاده از آن می‌تواند تعیین كننده امر باشد.

راهكارهای رسیدن و در اختیار داشتن قدرت نرم:

برای رسیدن به قدرت نرم راهكارها و روش‌های گوناگونی از طرف اندیشمندان و اساتید علم سیاست پیشنهاد شده است ولی برای اجتناب‌ از اطاله كلام، به طور خلاصه به اهم موارد مورد نظر كه چكیده نظرات می‌باشند، اشاره می‌گردد:

1- داشتن كانال‌های چندگانه ارتباطی داخلی و خارجی.

2- نزدیك كردن سنت‌ها و ایده‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بر نرم و هنجارهای جهانی.

3- حركت آرام، پراكنده و مداوم در جهت تسخیر افكار عمومی توسط رسانه‌های همراه و همگام با مردم (نه رسانه‌هایی كه قصد مدیریت افكار را داشته باشند.)

4- ایجاد گفتمان خبری، رسانه‌ای در خارج و داخل به زبان‌های مختلف.

5- پذیرش اینكه دیگر مردم مجبور به استفاده از رسانه‌های داخل نیستند و طراحی برنامه‌هایی كه بتوان از مشاركت مردم در امور بالاتری استفاده نمود.

6- اعتماد به مردم حتی در صورت بیان انتقادهای تند.

7- توجه به طراحی و انعكاس برنامه‌هایی كه تفكر جهانی شدن از محلی شدن را منعكس كند (جهانی شدن برنامه‌ها) (باید از پنجره خارج به داخل نگریست، نه از پنجره داخل به خارج).

8- توجه به وجود تنوع آرا در داخل و انعكاس آن به خارج (دیگر اینكه همه جامعه یكسان فكركنند، پایان رسیده) وجود تنوع فكری و تكثر آرا حتی در مخالفت با محكومیت، نقطه قوت محسوب می‌شود.

9- ابهام‌زدایی از صحنه سیاست خارجی.

10- اعلام برنامه‌ها و اصول كلی اجرایی و تشریح دیدگاه‌ها در مورد مسائل حساس جهانی و منطقه‌ای و معرفی تیم اجرایی سیاست خارجی مشخص جهت تبیین آنها.

11- دادن زمینه كار به رسانه‌ها، جهت طرح دیدگاه‌های انتقادی در كلیه سطوح تصمیم‌گیری داخلی و حتی سیاست خارجی جهت تبیین این اصول برای افكار عمومی داخل و خارج و نشان دادن وجود تكثر و تنوع فكری.

انتقادات از قدرت نرم:

به طور كلی انتقاداتی كه از قدرت نرم به عمل آمده، بیشتر جنبه ذهنی و غیر مادی آن را نشانه رفته و بر این نكته تاكید دارند كه قدرت نرم، واژه‌ای گنگ و غیر شفاف می‌باشد. "بری.ام. بلچمن" استدلال می‌كند كه قدرت نرم وجود داشته و ممكن است توسط تصمیمات دولت تحت تاثیر قرار گیرد، ولی آن بیشتر یك فاكتور وجودی در محیط سیاسی است تا ابزاری كه سیاستگذاران بتوانند در انتفاع خود از آن استفاده نمایند. بلچمن پیش از این ادعا كرده بود كه قدرت نرم هرگز به طور اساسی توسط دولت شكل داده نمی‌شود و نمی‌تواند در شرایط ویژه كاربرد داشته باشد. انتقاد بسیار جدی این حقیقت است كه سیاستگذاران می‌توانند قدرت سخت را اداره كنند (تحریم‌های اقتصادی و مداخلات نظامی) ولی ممكن است در واكنش به تلاش های موزون استفاده از ابزار قدرت نرم، مشكلاتی بروز كند. یعنی قدرت نرم، موجودیت عینی و شفافی ندارد كه بتوان در حین رسیدن به خواسته‌ای و یا در مقام دفاع از آن استفاده نمایند.

خاتمه:

با مطالعه مقاله و با در نظر گرفتن تمامی جوانب امر در مفهوم قدرت و تغییرات انجام گرفته در آن، می‌توان گفت نرم‌افزارگرایی در مبحث قدرت نرم، شاخصه قدرت نرم به شمار می‌رود. قالبی كه در آن منابع قدرت و ابزارهای اعمال قدرت، در نتیجه تحولات تكنولوژیك و پیدایش چهره قدرت در شكل پسا مدرن آن، كشورها را به استفاده از شیوه‌هایی تشویق می‌كند كه فرار از تبعات آن غیر ممكن نباشد. هرچند بسیاری از مباحث قدرت، با تاكید بر هژمونی قدرت تحلیل می‌شوند ولی در دنیای به هم‌وابسته كنونی كه روز به روز هم بیشتر می‌شود، باید به طرح گفتمانی قدرت بپردازیم كه تبعات منفی هژمونی قدرت را كاهش دهد تا هنجارهای مشترك بین‌المللی جهانی را در هرچه بیشتر شدن تفاهم جهانی یا همان دهكده جهانی را نه در سایه قدرت، بلكه در اقتصاد، فرهنگ، سیاست و همه زمینه‌ها شاهد باشیم. ما باید تلاش كنیم نه تنها قدرت را بفهمیم حتی در به دست آوردن آن نیز نباید كوتاهی كنیم، بلكه مهم آن است كه قدرت را در جهت حق و وظیفه انسانی به كار ببریم، نه در جهت استفاده یك جانبه‌گرایانه آن كه در مقابل مصالح متقابل بشری و صلح بین‌المللی قرار می‌گیرد.

ابراهیم تیموری خانمیری

منابع:

1- نای،‌جوزف قدرت نرم؛ ترجمه سید محسن روحانی و مهدی ذوالفقاری؛ تهران؛ انتشارات دانشگاه امام صادق،‌1387.

2- علی بابایی، غلامرضا؛ فرهنگ روابط بین‌الملل؛ تهران: انتشارات وزارت امور خارجه، 1385.

3- كلگ، استوارت. ار؛ چهارچوب‌های قدرت، ترجمه: مصطفی یونسی؛ تهران: پژوهشكده مطالعات راهبردی، 1379.

4- اسپكتور، سیلن؛ قدرت و حاكمیت در اندیشه غرب،‌ ترجمه: عباس باقری؛ تهران: نشر نی، 1382.

5- عالم،‌ عبدالرحمان؛ بنیادهای علم سیاست؛ تهران: نشر نی، 1380.

6- مورگنتا، هانس جی، سیاست میان ملت‌ها؛ ترجمه: حمیرا مشیرزاده؛ تهران: دفتر مطالعات وزارت امور خارجه، 1384.

7- هام،‌پترون؛ پدیده برچسب زنی؛ هنر فاخر ترجمه: محمود كریمی؛ روزنامه رسالت: بخش اندیشه، آبان 1388.

8- سایت اندیشه؛ مقاله كالبد شكافی قدرت نرم، مجید بلوردی.

9- سایت بررسی استراتژیك؛ مقاله قدرت نرم؛ دكتر سلطانی‌فر.

10-relation dictionary: Essex,uniteskingdom 1928.