به بهانه برگزاری جشنواره‌‍‌ی کن؛

«ابزارها و روش‌های جشنواره‌ی کن برای جلب توجه افکار عمومی»

هرچند جشنواره‌ی کن در حمایت از فیلم‌سازان اپوزیسیون کشور‌های مختلف دست به عصا راه می‌رود و اکثراً از فیلم‌سازان ضدحکومت کشورهای متخاصم با غرب حمایت می‌کند؛ اما برخی اوقات که نتواند با این رفتار جلب توجه کند، به ظاهر از فیلم‌سازان مخالف سیاست‌های غربی هم حمایت می‌کند.

جشنواره‌ی کن برای اولین بار در سال 1939 شروع به کار کرد، ولی به خاطر جنگ جهانی تعطیل شد. هم‌زمانی با آغاز جنگ جهانی و تعطیل شدن اولین دوره‌ی این جشنواره به خاطر جنگ جهانی، اولین نقطه‌ی اتصال سیاست‌های جشنواره کن به مسائل سیاسی بود؛ چرا که جنگ جهانی دوم باعث شد تا پس از دو روز جشنواره تعطیل شود و ناتمام بماند. پس از هفت سال، که بار دیگر جشنواره کن بازگشایی شد، رویه‌ای خاص خود را در پیش گرفت و همواره برای جلب توجه همگان سعی کرد از رخدادهای سیاسی بهره ببرد؛ هرچند در سال‌های گذشته، همواره مدیران و طرفداران جشنواره کن سعی داشته‌اند بهره جستن از مسائل سیاسی را رد کنند.

یکی از دلایل سیاسی‌کاری بیش از حد جشنواره‌ی کن احساس خودکم‌بینی گردانندگان این جشنواره در مقابل جشنواره‌های معتبر دیگر بوده است. به طور مثال، مراسم اسکار به مراتب سابقه‌ای بیشتر از جشنواره‌‌ی کن داشت و در طول این سال‌ها هرگز تعطیل نشده و این تداوم و نظم باعث شده بود همه‌ساله چشم جهانیان به این مراسم باشد و هر ساله در تاریخ مشخصی و با لیست انتظار مشخصی، به دنبال اجرای این مراسم باشند؛ چرا که هر ساله فیلم‌هایی که اکران موفقی در سراسر جهان داشته و از همه لحاظ مورد اقبال واقع شده است در این لیست قرار می‌گیرند و تا حدود زیادی، قبل از برگزاری اسکار، کاندیداهای آن مشخص هستند، اما جشنواره‌ی کن این گونه نیست و همواره به دنبال فیلم‌های حاشیه‌دار است.

یکی از ادعاهای برگزارکنندگان کن توجه به استعدادهای نو است؛ در حالی که این ادعا پوشش و بهانه‌ای برای حرکت‌های غیرمنطقی و جنجال‌برانگیز است؛ چرا که برخی سال‌ها به کارهای کلاسیک و غیر از موج نو هم جوایزی داده شده است. حتی فیلم اخیر اصغر فرهادی که مورد توجه ویژه قرار گرفته است به هیچ وجه موج نو محسوب نمی‌شود و مثل باقی آثارش یک اثر کلاسیک محسوب می‌گردد.

این در حالی است که پس انقلاب اسلامی، نسل جدیدی با اندیشه‌ای نو، یعنی اندیشه‌ی دینی و با فرمی کاملاً متفاوت با سینمای جهان، شروع به فیلم‌سازی کردند که اگر شعار توجه به نوگرایی درست بود، می‌توانستیم شاهد حداقل اکران یک فیلم از سینمای دهه‌ی شصت انقلاب در آن جشنواره باشیم. استعدادهایی مانند حاتمی‌کیا و ملاقلی‌پور، که هر کدام فرم و سبک خاص خود را داشتند، به هیچ وجه مورد توجه جشنواره کن واقع نشدند؛ چرا که جشنواره‌ی کن نیز مانند سایر نهادهای فرهنگی غرب از شعار نوگرایی، آزادی و... در نهایت برای مطامع خود بهره می‌برد.

روش‌های جشنواره‌ی کن برای متمایز جلوه نمودن

1. توهین به مذاهب

توهین به مذاهب، آیین‌ها و ارزش‌های قومی نقاط مختلف جهان یکی از روش‌های متمایزسازی جشنواره‌ی کن است. این شعار آزادی اندیشه، مانند خرده‌نظام‌های دیگر، وابسته و تابعی از نظام فکری‌سیاسی فرانسه است، دروغی بیش نیست؛ چرا که این آزادی اندیشه همواره تبعیض‌آمیز بوده است. به طور مثال، شامل مسئله‌ی هولوکاست نمی‌شود.

در سال 1961 به خاطر اکران فیلم «ویریدیانا» و در سال 1960 به خاطر کمدی درام «دولچه ویتا» (زندگی شیرین)، ساخته‌ی فدریکو فلینی، کلیسای کاتولیک به مسئولان جشنواره اعتراض کرد و این اعتراض باعث جنجال‌آفرینی شد؛ اما نه تنها مسئولان جشنواره به خواسته‌ی کلیسای کاتولیک تمکین نکردند، بلکه به هر دوی این فیلم‌ها نخل طلا دادند.

2. توجه به رخدادهای سیاسی

جشنواره‌ی کن همواره تحت تأثیر سیاست بوده است. از همان بدو تأسیس جشنواره، که با جنگ جهانی دوم همراه شد، این جشنواره پیوند عمیقی با مسائل سیاسی پیدا کرد. در سال 1968 اما اتفاق دیگری رخ داد؛ شروع جنبش دانشجویی‌ـ‌کارگری فرانسه و همراهی عده‌ای از فیلم‌سازان مطرح حاضر در جشنواره مانند «فرانسیس تروفو» و «ژان لوک گدار» با این انقلاب، باعث جلب توجه و جنجال‌آفرینی دوباره شد؛ اما توجه این جشنواره به این جنبش، که نوعی جنبش مارکسیستی محسوب می‌شد، در مورد انقلاب‌های دینی و اسلامی وجود نداشت. نه انقلاب 1357 ایران، نه بهار عربی و نه جنبش 99درصدی، بازتابی در جشنواره‌ی کن نداشت؛ چرا که مسئولین و سیاست‌گذاران جشنواره اصولاً حقی برای جوامع دین‌مدار و حق‌جو قائل نیستند و در مقابل، حتی برای هم‌جنس‌گرایان، حق آزادی بیان قائل هستند.

از طرف دیگر، هر حرف و فیلمی که شائبه‌ی مخالفت با صهیونیسم و هولوکاست را داشته باشد، با واکنش سریع مسئولین جشنواره مواجه می‌شود. سال 2011 «لارس فون تریر» در نشست خبری فیلمش، با ایراد جملاتی در ابراز هم‌دردی و علاقه نسبت به «هیتلر»، به نوعی به وی حق داد که به کشتار صهیونیست‌ها دست زده است. این جملات خشم برگزارکنندگان جشنواره را برانگیخت و باعث اخراج او از جشنواره شد.

3. اکران فیلم‌های جنجال‌برانگیز و غیراخلاقی

علی‌رغم اینکه هیچ کدام از جشنواره‌های مهم دنیا علاقه‌ای برای اکران فیلم‌های غیراخلاقی ندارند، جشنواره‌ی کن برای جنجال‌آفرینی، حتی از این کار نیز ابایی ندارد.

4. حمایت از فیلم‌سازان سیاسی و اپوزیسیون

هرچند جشنواره‌ی کن در حمایت از فیلم‌سازان اپوزیسیون کشور‌های مختلف دست به عصا راه می‌رود و اکثراً از فیلم‌سازان ضدحکومت کشورهای متخاصم با غرب حمایت می‌کند؛ اما برخی اوقات که نتواند با این رفتار جلب توجه کند، به ظاهر از فیلم‌سازان مخالف سیاست‌های غربی هم حمایت می‌کند. به طور مثال، مایلک مور برای فیلم فارنهایت 11/9 که در نقد سیاست‌های بوش در قبال واقعه‌ی یازده سپتامبر بود، جایزه‌ی نخل طلا را گرفت و همین امر نشان می‌دهد که مسئولان این جشنواره برای جلب توجه و جنجال‌آفرینی از خودزنی هم ابایی ندارند.

امسال نیز تیراندازی در یک برنامه‌ی زنده، که جشنواره‌ی کن را پوشش خبری می‌داد، باعث جلب توجه همگان به این جشنواره شد؛ اما آیا نمی‌توان این تیراندازی را هم در فرآیند جلب توجه جشنواره‌‌ی کن و امری برنامه‌ریزی‌شده ارزیابی کرد؟ به نظر می‌رسد برای سال اخیر، که چند تیراندازی و کشتار جمعی و بمب‌گذاری در مسابقه‌ی دوی ماراتن در بوستون آمریکا توانسته است توجه رسانه‌ها را جلب کند و از طرف دیگر، ذهن جهانیان درگیر وقایع اسف‌بار سوریه و وحشی‌گری سلفیون است، اگر اتفاقی از این دست در جشنواره‌ی کن رخ نمی‌داد، ممکن بود اخبار این جشنواره در بین خبرهای مختلف رسانه‌ها گم شود. لذا یک تیراندازی بدون خسارت جدی جانی، آن هم در برنامه‌ی زنده‌ی تلویزیونی، توانست بار دیگر عقده‌ی تمایز مسئولان جشنواره‌ی کن را ارضا کند.

اعطای نخل طلا به فیلم نه چندان قوی و ارزشمند عباس کیارستمی در سال 1376، که دقیقاً هم‌زمان با پیروزی سید محمد خاتمی در ریاست‌جمهوری بود، اولین نقطه‌ی شروع توجه جشنواره‌ی کن به سینمای ایران بود. جشنواره‌ی کن در حقیقت با تصور روی‌گردانی ایران از ارزش‌های انقلاب به واسطه‌ی رأی به خاتمی، با دادن نخل طلا، هم به طور ضمنی ملت ایران را مورد تشویق قرار داد و هم برای اولین بار بعد از بیست سال، به سینمای ایران که تحولات عظیمی در آن رخ داده بود روی خوش نشان داد.

5. سوءاستفاده از اهمیت مسائل سیاسی ایران

رخدادهای سیاسی ایران همواره برای جهانیان از اهمیت بسزایی برخوردار بوده و هست؛ چرا که نظام جمهوری اسلامی، به عنوان تنها اندیشه‌ی حکومتی مبتنی بر دین در جهان کنونی، وصله‌ای ناجور و موردی بی‌بدیل است که از یک طرف نظم نوین جهانی در پی زدودن این وصله‌‌ی ‌ناجور است تا تهدیدی برای تعاریف و اندیشه‌های حکومتی موجود نباشد و از طرف دیگر، ملت‌های ستم‌دیده و ضربه‌دیده از نظم موجود به عنوان نقطه‌ی امید و الگوی قابل تقلید به این نظام نگاه می‌کنند. پس بدون تعارف رخدادهای سیاسی ایران نسبت به سایر کشورهای جهان تأثیر بیشتری در افکار عمومی می‌گذارد. جشنواره‌ی کن نیز همواره سعی کرده است از این رخدادها برای جلب توجه افکار عمومی بهره بگیرد.

اعطای نخل طلا به فیلم نه چندان قوی و ارزشمند عباس کیارستمی در سال 1376، که دقیقاً هم‌زمان با پیروزی سید محمد خاتمی در ریاست‌جمهوری بود، اولین نقطه‌ی شروع توجه جشنواره‌ی کن به سینمای ایران بود. جشنواره‌ی کن در حقیقت با تصور روی‌گردانی ایران از ارزش‌های انقلاب به واسطه‌ی رأی به خاتمی، با دادن نخل طلا، هم به طور ضمنی ملت ایران را مورد تشویق قرار داد و هم برای اولین بار بعد از بیست سال، به سینمای ایران که تحولات عظیمی در آن رخ داده بود روی خوش نشان داد.

همچنین جشنواره‌ی کن در سال‌های گذشته، فیلم‌های ضدایرانی دیگری را به نمایش درآورد. فیلم «طلای سرخ»، اثر جعفر پناهی، فیلمی که به خاطر سیاه بودنش هیچ گاه در ایران اجازه‌ی نمایش پیدا نکرد، در جشنواره‌ی کن به نمایش درآمد. همچنین در سال 2007، هم‌زمان با برگزاری شصتمین سال تولد جشنواره‌ی کن، فیلم ضدایرانی «پرسپولیس»، ساخته‌ی مرجانه ساتراپی و در سال 2009، فیلم «کسی از گربه‌های ایرانی خبر ندارد»، ساخته‌ی بهمن قبادی، به نمایش درآمد که هیچ کدام از این فیلم‌ها از لحاظ مضمون و ساختار، آثار ارزشمندی محسوب نمی‌شدند و تنها کارکردشان ایجاد جنجال بود.

در سال 2011، در پی محکومیت جعفر پناهی و محمد رسول‌اف، به خاطر حضور در فتنه‌ی 88 در داخل ایران، این جشنواره نه تنها از این دو به عنوان میهمانان ویژه‌ی خود نام برد، بلکه فیلم «به امید دیدار»، ساخته‌ی رسول‌اف را در بخش دو هفته با کارگردانان و فیلم «این یک فیلم نیست»، ساخته‌ی پناهی را به صورت ویژه به نمایش درآورد.

همچنین ژیل ژاکوب، رئیس جشنواره‌ی کن، اعلام کرد که پناهی از نظر آنان یکی از اعضای هیئت داوران جشنواره‌ی کن است که در آن سال، به جای او صندلی خالی خواهند گذاشت.

امسال نیز فیلم محمد رسول‌اف با نام «دست‌نوشته‌ها نمی‌سوزند» و همچنین فیلم اصغر فرهادی به نام «گذشته»، که هر دو خارج از دایره‌ی رسمی فیلم‌سازی ایران ساخته شده است، در جشنواره‌ی کن حضور دارند. در حقیقت با هم‌زمانی ایام انتخابات ریاست‌جمهوری و جشنواره‌ی کن، موضع جشنواره‌ی کن نسبت به سینمای ایران، موضع اپوزیسیون خارج‌نشین است که انتخابات را تحریم کرده و آن را به رسمیت نشناخته است. جشنواره‌ی کن نیز امسال دو فیلم از ایرانیان خارج از کشور را که نماد همین تحریم حکومت ایران است به جشنواره آورده است.

به هر حال و علی‌رغم ذوق‌زدگی مسئولین سینمایی ایران، جشنواره‌ی کن، هم به واسطه‌ی سیاست متمایزسازی و هم به واسطه‌ی دشمنی دیرینه با ایران، همواره در مقابل ایران موضع دشمنانه و کینه‌توزانه داشته است. امسال نیز همان موضع ادامه دارد، در حالی که مانند هر سال کاروان عریض و طویلی از مسئولین و مدیران سینمایی در این جشنواره شرکت کرده‌اند که امیدواریم پس از جشنواره در قبال دستاوردهای این سفر جواب قانع‌کننده‌ای داشته باشند.(*)

*حسین امیری؛ کارشناس فرهنگی